
به گزارش خبرگزاری بسیج استان همدان، مردی از تبار شمسالشموس در مشهد مقدس آرام میگیرد؛ شهری که برای او تنها یک جغرافیا نبود، قبلهگاه دل بود. گویی از آغاز، سرنوشت او را با این حرم نوشته بودند؛ با این گنبد طلایی، با این صحنهای روشن، با این پنجرههایی که هزاران دل شکسته کنارشان آرام گرفتهاند.
او مقام ابدی خود را اینجا گزیده است؛ نه در میان سنگ و خاک، که در کنار خورشیدی که همه عمر دلش به نور او گرم بود. مشهد میزبان پیکر مردی است که سالها خود را خادم این آستان میدانست؛ چه آن روزها که در خط مقدم جبهه میان آتش و خون ایستاده بود، چه سالهایی که بر بلندای رهبری یک امت پرچم عزت و ایمان را بر دوش داشت.
این یک وداع ساده نیست. این پایان عمری دلدادگی است؛ پایان راه مردی که عمرش را وقف خدا، مردم، ایران و آرمانهای بلند اسلام کرد.
خیابانهای مشهد فقط مسیر تشییع نبودند؛ رودخانههایی از اشک و ارادت بودند. هر قدم شهادتی است بر یک عمر مجاهدت؛ هر نگاه روضهای خاموش؛ هر دست بلندشده، بیعتی تازه با راهی که از او به یادگار مانده است.
مردم آمدهاند؛ نه فقط برای بدرقه که برای گفتن این حقیقت بزرگ که مردان الهی با مرگ خاموش نمیشوند. آمدهاند تا شهادت دهند او هنوز در دلها نفس میکشد، هنوز در شعارها زنده است، هنوز در نگاه نسلها ادامه دارد. این تشییع دهها میلیونی تنها شکوه یک مراسم نیست؛ گواه زنده بودن اوست. او اگرچه امروز در خاک آرام میگیرد، اما از همیشه زندهتر در این صحن و سرا حضور دارد.
او میهمان ویژه حرم امن رضوی است؛ میهمانی که سالها با نام امام رضا علیهالسلام زیست، با یاد او آرام گرفت و امروز برای همیشه در پناه همان آستان مأوا میگیرد. انگار صحنهای حرم امروز آغوش گشودهاند تا خادمی دیرآشنا را در خود جای دهند. انگار کبوتران حرم آرامتر پرواز میکنند و گنبد طلا مهربانتر از همیشه بر این وداع میتابد.
چه بسیار روزها که او خود را سرباز این ملت دانست، نه امام ملت. چه بسیار شبها که بار سنگین امت را بر دوش کشید و در سکوت برای فردای ایران دعا کرد. از میدانهای سخت دفاع تا روزهای دشوار رهبری، از لحظههای طوفانی تاریخ تا بزنگاههای امید و اقتدار او ایستاد؛ با همان قامت استوار، با همان دل بسته به خدا، با همان نگاه دوردست که همیشه افق را میدید.
امروز اما مردم آمدهاند تا بگویند این ایستادگی بیپاسخ نمانده است. آمدهاند با اشک، با پرچم یا لثارات الحسین و یا لثارات الخامنهای، با دلهایی که میان اندوه و افتخار میتپد. این جمعیت تنها عزادار نیست؛ وارث یک عهد است. عهدی که با رفتن او شکسته نمیشود، بلکه عمیقتر میگردد. مردمی که امروز در مشهد موج میزنند، اعلام میکنند که تا صبح ظهور ایستادهاند؛ پای همان راه، همان ایمان، همان بیرق.
این وداع بیشتر از آنکه پایان باشد، آغاز فصل تازهای از وفاداری است. از امروز هر زائری که از کنار آرامگاهش عبور کند، تنها بر یک نام سلام نمیدهد؛ بر یک عمر جهاد، یک تاریخ صبر، یک قامت بیادعا سلام میدهد. هر سلامی ادامه همان بیعت است؛ هر اشکی نشانه آن است که راه او در جان مردم ریشه دوانده است.
مشهد امروز شبیه همیشه نیست. شهر رنگ دیگری دارد. صحنها سنگینتر نفس میکشند، خیابانها بغضی بزرگ را بر دوش دارند و آسمان انگار پایین آمده تا شاهد این وداع تاریخی باشد. امروز حرم رضوی تنها حرم زیارت نیست؛ خانه آخرین آرام مردی است که همه عمر، دلش در همین آستان مانده بود.
و چه زیباست این تقدیر؛ مردی که خود را خادم آستان امام رضا (ع) میدانست، اکنون در پناه همان آستان آرام گرفته است. مردی که سالها امت را به ایستادگی خواند، امروز با تشییع میلیونی مردمش پاسخ گرفته است. مردی که رفتنش سکوت نیست؛ فریادی است در دل تاریخ.
از امروز مشهد یک خاطره بزرگتر دارد؛ خاطره مردی که همسایه خورشید شد.
خبرنگار: سعیده کیانپور
انتهای پیام/