به گزارش خبرگزاری بسیج از کرمان؛ آیات ۱۰ تا ۱۵ سوره فتح که در صفحه ۵۱۲ قرآن کریم قرار دارد، این بیعت را نقطه تمایز اهل ایمان از منافقان معرفی میکند. در مقابل وفاداری مؤمنان، قرآن از کسانی سخن میگوید که به بهانههای مختلف از همراهی با جبهه حق سر باز زدند و پس از آشکارشدن پیروزی، برای بهرهبرداری از دستاوردهای آن بازگشتند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این آیات را تبیینکننده سنت الهی درباره وفاداری به عهد، سرنوشت پیمانشکنان و رسوایی منافقان میداند.
آیات با این جمله آغاز میشود که «إِنَّ الَّذِینَ یُبَاییعُونَکَ إِنَّمَا یُبَاییعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ». قرآن بیعت با رسول خدا (ص) را صرفاً یک قرارداد سیاسی یا اجتماعی نمیداند، بلکه آن را پیمانی الهی معرفی میکند. چون پیامبر مأمور خداست و از پیش خود سخن نمیگوید، بیعت با او در حقیقت بیعت با پروردگار است و تعبیر «ید الله فوق أیدیهم» نیز کنایه از سلطه، حمایت و تأیید کامل خداوند نسبت به این پیمان الهی است. در ادامه، قرآن هشدار میدهد که «فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّمَا یَنْکُثُ عَلَی نَفْسِهِ» هر کس پیمان بشکند، زیان آن تنها به خودش بازمیگردد. نقض عهد هرگز به خدا یا جبهه حق آسیبی نمیرساند، بلکه نخستین قربانی آن، خود پیمانشکن است؛ زیرا انسان با شکستن عهد، سرمایه اعتماد، ایمان و آینده خویش را نابود میکند.
پیمانشکنی، خسارتی که پیش از هر چیز دامن خود دشمن را میگیرد
در مقابل، قرآن وعده میدهد که «وَمَنْ أَوْفَی بِمَا عَاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا». این «اجر عظیم» تنها پاداش اخروی نیست، بلکه نصرت، عزت و آرامش در دنیا نیز بخشی از نتیجه وفاداری به عهد الهی است. این آیات یک اصل همیشگی را بیان میکند، اینکه جامعهای که بر پایه وفاداری به پیمان شکل بگیرد، از استحکام و اعتماد برخوردار خواهد بود، اما هرگاه عهدشکنی به یک فرهنگ تبدیل شود، انسجام اجتماعی از بین میرود و زمینه سقوط فراهم میشود.
از آیه ۱۱، قرآن پرده از رفتار گروهی برمیدارد که در جریان حرکت پیامبر به سوی حدیبیه، از همراهی با مسلمانان خودداری کردند. آنان پس از بازگشت سپاه اسلام، با عذرهایی مانند «شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا» ادعا کردند که اموال و خانواده، آنان را از حضور در میدان بازداشته است. علامه طباطبایی تصریح میکند که این عذرها واقعی نبود، زیرا قرآن بلافاصله میفرماید که «یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ» آنان چیزی بر زبان میآورند که در دل به آن باور ندارند. ریشه رفتار منافقان، نه گرفتاریهای زندگی، بلکه ضعف ایمان، ترس و محاسبات صرفاً مادی بود. به همین دلیل، قرآن از پیامبر میخواهد از آنان بپرسد اگر خداوند اراده خیر یا زیانی برای شما کند، چه کسی میتواند مانع شود؟ این پرسش، باطل بودن تکیه منافقان بر محاسبات ظاهری را آشکار میکند.
آیه ۱۲، علت اصلی رفتار این افراد را بیان میکند و میفرماید که «بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ یَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَی أَهْلِیهِمْ أَبَدًا». آنان گمان میکردند پیامبر و مؤمنان هرگز از این سفر بازنخواهند گشت و همگی نابود خواهند شد. این بدگمانی تنها یک اشتباه سیاسی نبود بلکه سوءظن به وعده الهی و بیاعتمادی به نصرت خدا بود. منافقان پیروزی را تنها با معیارهای مادی میسنجیدند و چون قدرت ظاهری دشمن را بیشتر میدیدند، وعده الهی را باور نکردند. رآن این طرز فکر را با تعبیر «وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ» محکوم کرده و نتیجه آن را سقوط معنوی و قرارگرفتن در شمار «قوم بورا» یعنی مردمی هلاکشدن و بیسرانجام معرفی میکند.
مجازات پیمانشکنان و منافقان
آیات ۱۳ تا ۱۵، هم از عذاب اخروی سخن میگوید و هم از مجازات دنیوی منافقان. قرآن میفرماید که هر کس به خدا و رسولش ایمان نیاورد، سرانجامش آتش سوزان خواهد بود. سپس یادآوری میکند که مالکیت آسمانها و زمین از آن خداست هر کس را بخواهد میآمرزد و هر کس را بخواهد بر اساس عدالتش مجازات میکند. اما مجازات دنیوی آنان نیز جالبتوجه است. پس از آنکه مسلمانان برای بهدستآوردن غنائم خیبر حرکت میکنند، همان کسانی که در حدیبیه از حضور در کنار پیامبر خودداری کرده بودند، این بار خواهان همراهی میشوند. قرآن میفرماید که آنان خواهند گفت که «ذَرُونَا نَتَّبِعْکُمْ» اجازه دهید همراه شما بیاییم.
بر اساس تفسیر المیزان، این درخواست نه از سر توبه و ایمان، بلکه برای دستیابی به غنیمت بود. به همین دلیل خداوند فرمان میدهد که آنان حق همراهی ندارند زیرا میخواهند حکم الهی را تغییر دهند و تنها هنگام تقسیم دستاوردها حاضر شوند، نه هنگام تحمل سختیها. این محرومیت، در حقیقت مجازات کسانی است که در لحظه آزمون کنار کشیدند؛ اما پس از آشکارشدن پیروزی، خود را شریک موفقیت دیگران میدانستند.
مجموع آیات ۱۰ تا ۱۵ سوره فتح نشان میدهد که از نگاه قرآن، ایمان تنها با ادعا سنجیده نمیشود، بلکه وفاداری در میدان عمل معیار اصلی است. مؤمن واقعی کسی است که در روزهای سخت بر عهد خود باقی بماند، نه آنکه پس از پایان خطر به دنبال سهمخواهی باشد. تفسیر المیزان تأکید میکند که سنت الهی در همه دورانها ثابت است پیمانشکنان و منافقان شاید مدتی با توجیه و ظاهرسازی حقیقت را پنهان کنند، اما سرانجام هم از عزت دنیا محروم میشوند و هم در صورت اصرار بر نفاق، گرفتار مجازات الهی خواهند شد. در مقابل، وفاداران به عهد الهی، حتی اگر سختیهای فراوانی را تحمل کنند، سرانجام از نصرت، عزت و پاداش بزرگ الهی بهرهمند خواهند شد.
منبع: فارس