به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

در زیارتنامههای حضرت سیدالشهداء علیه السلام آمده است: «السَّلَامُ عَلَیکَ یا شَرِیکَ الْقُرْآنِ... وَ أَصْبَحَ کِتَابُ اللَّهِ بِفَقْدِکَ مَهْجُوراً»(اقبالالاعمال، ج۳، ص۳۴۱)؛ گرهخوردن فاجعه عاشورا و مهجوریت قرآن، نکته بسیار مهمی است.
مهجوریت قرآن محور اصلی شکایت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به محکمه الهی است (وَ قَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا(فرقان: ۳۰).
اما این مهجوریت، پیامد نحس و نکبتبار فاجعه عاشورا است و اینکه قرآن از دست بشریت دربیاید.
اشقیاء، امام حسین علیه السلام را کشتند که مردم قرآن نداشته باشند.
امام سجاد علیه السلام نیز میفرماید: «اگر همه مردم از شرق تا غرب عالم بمیرند، با وجود قرآن در کنار من، هرگز احساس وحشت و تنهایى نمیکنم» (لَوْ مَاتَ مَنْ بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَنْ یَکُونَ الْقُرْآنُ مَعِی(الکافی، ج۲، ص۶۰۲)).
در شب عاشورا ، در خطبه صبح عاشورا، و در آستانه شروع جنگ، در عصر عاشورا هم وقتی حضرت برای وداع به بالین فرزندشان ، حضرت سیدالشهداء علیه السلام مکرراً ما را به یک آیه شاخص قرآن توجه میدهند؛ آیه بسیار مشهور «حزب الشیطان»: «اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللهِ أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ»(مجادله: ۱۹).
کلمه کلیدی این آیه «اسْتَحْوَذَ» است. استحواذ از ماده «حُوذ» به پشت شتر میگویند که ساربانها هنگام سواری گرفتن و راندنشان، با چوب یا شلاق به آن ضربه مىزنند و حیوان را هی میکنند، واژه استحواذ، به معنى تسلط یافتن و به سرعت راندن است.
استحوذ علیهم الشیطان، یعنی شیطان چنان بر آنها تسلط یافته که گویی سوار آنان شده و آنها را میراند. به تعبیر امروزی، ناخدای کشتی وجود انسان، شیطان میشود. شیطانی که «عدو مبین» انسان است.
استحواذ شیطان مانند آن راننده حسودی که آرزو دارد ماشین وجود ما را به ته دره، سقوط دهد، منفجر کند و بسوزاند.
خب این خطر است ، راه خروج از این خطر چیست؟ گفتمان حسینی(ع) به ما یاد میدهد که برای ماندن در طرف درست تاریخ و عضویت در سپاه تاریخی جبهه حق، باید از استحواذ شیطان بیرون بیاییم.
پیامبر صلی الله علیه و آله در روایتی بلند هشدار به این مضمون اشاره فرمودند: «إنّ الإنسانَ إِذَا أَعْجَبَتْهُ نَفْسُهُ اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِ الشیطانُ».
اصل روایت نبوی(ص) عبارت است از: «هنگامی که موسیبنعمران (علیه السلام) نشسته بود ناگهان شیطان رسید و درحالیکه لباسی رنگارنگ در بر کرده بود، کنار موسی (علیه السلام) قرار گرفت.
شیطان لباس خود را در آورد و در کنار موسی (علیه السلام) نشست و بر او سلام نمود، موسی گفت: «شما که هستید».
گفت: «من ابلیس هستم» و گفت: «تو ابلیس هستی خداوند خانهات را خراب کند».
شیطان اظهار داشت آمدهام به شما سلام کنم چون در نزد خداوند مقام داری. موسی (علیه السلام) به او گفت: «این کلاه چیست بر سر نهادهای».
گفت: «به این وسیله دل فرزندان آدم را به طرف خود جلب میکنم».
موسی گفت: «به من بگو آن کدام گناه است که اگر فرزند آدم مرتکب شد بر او مسلّط میگردی»؟
گفت: «هر گاه خودبین شود، اعمال خوبش را زیاد و گناهانش را کوچک بشمارد» راز استحواذ و تسلط شیطان، عُجب است. عُجب، یعنی خودبینی، خودپسندی، خودخواهی، خودمحوری، خودبزرگبینی، خودحقپنداری، منممنمگویی، خود را کسی دیدن، فراموش کردن جهاد با نفس، غفلت از أعدَی عدوّ، به تعبیر امام خمینی رضوان الله علیه در کتابهایشان، انیّت و انانیّت و منیّت و حبّ نفس؛ که سرمنشأ تمام انحرافات است.
حتی امام راحل روایت «حبّ الدنیا رأس کل خطیئة» را از همین حب نفس میدانند، چون انسان دنیادوست، دنیا را برای نفس خودش میخواهد نه دنیا را برای دنیا.
خطرناکتر از استحواذ فردی، استحواذ و تسلط اجتماعی شیطان است. امیرالمؤمنین علیه السلام درباره این نوع استحواذ فرمودند: «اگر باطل خالص بود، بر هیچ عاقلى پنهان نمىماند و اگر حق خالص بود، هیچ اختلافى نبود.
ولکن دستهاى از این، و دستهاى از آن، گرفته و درهم مىآمیزند و آنگاه که با هم عرضه مىشوند، فَهُنَالِکَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلَى أَوْلِیَائِهِ شیطان بر دوستانش مسلط مىگردد» نتیجه و خروجی این استحواذ وتسلط میشود: «وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ، و َاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها، و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ»(زیارت عاشورا).
قبل از اینکه بگوییم: «وَ لَعَنَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ»؛ میگوییم: «وَ لَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَ َاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللهُ فیها»؛ زیارت عاشورا به ما یاد میدهد که دشمنان، اهل بیت را چهار نوع ترور کردهاند.
ترور چهار مرحلهای: (۱) ترور شاخص، (۲) ترور شخصیت، (۳) ترور تشخیص، (۴) ترور شخص.
• منافقین در دستورات پیامبر چنین اشکال میکردند: «أ مِنَ اللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِه؟» (الکافی، ج۱، ص۲۹۰؛ الیقین ابنطاووس، ص۳۱۷). این یعنی انکار نبوت و ترور شاخص و ترور شخصیت.
• سخن «إنّ الرَّجُلَ لَیَهْجُرُ حَسْبُنَا کِتَابُ اللَّهِ»، هم ترور شاخص است (اصل نبوت و عصمة النبی) و هم ترور شخصیت محوری اسلام(هذیانگویی پیامبر العیاذ بالله).
• فتنه سقیفه، یک ترور شاخص است (انکار ضرورت حکومت الهی با ترفند تقسیم قدرت): «مِنَّا الأمِیرُ وَ مِنْکُمْ وَزِیرٌ».
• بدعت سبّ امیرالمؤمنین علیه السلام، هم ترور شاخص است (اصل «مودةً فی القُربی»)، هم ترور شخصیت.
بعد از ترور شاخص و شخصیت، جامعه قدرت تشخیص خود را از دست میدهد، نمیتواند حق و باطل را تشخیص بدهند و ترور تشخیص اتفاق میافتد.
دیگر بعد از ترور تشخیص، مرحله چهارم، یعنی ترور شخص و حذف فیزیکی، چندان برای جریان باطل هزینه ندارد (مَا مِنَّا إِلَّا مَقْتُولٌ أَوْ مَسْمُومٌ).
لذا فاجعه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها و حادثه کربلا پیش میآید و جامعه تکان نمیخورد. چون قبلا فرآیند «ارتد الناس...» انجام گرفته.
در مورد هر دو واقعه روایت داریم: اِرْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ النَّبِی... (الاختصاص، ص۶)؛ ارْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ الْحُسَیْن(همان، ص۶۴). ارتداد یعنی تحول و پسرفت اعتقادی بهصورت متجاهر و عملی.
لذا ائمه علیهم السلام فتنه سقیفه را به فتنه سامری تشبیه کردند.
استحواذ و تسلط اجتماعی شیطان، جامعه را تا فاجعه کربلا به حضیض میبرد.
خیلی باید مراقب جامعه باشیم؛ خواص نباید مردم را در حملات شیطان و جنود شیطان، رها کنند و تنها بگذارند. همین نمازجمعه ها ،جلسات و منبرها و روضهها، عظیمترین کارهای فرهنگی برای هدایت و نجات جامعه است و مانع استحواذ اجتماعی شیطان است.
خطبه دوم
رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنهای (حفظه الله)، حضور و تجمعات ملت ایران در میادین و خیابانها را «حضور عمارگونه» توصیف فرمودند.
حکمت و چرایی این توصیف ملت ایران، به ویژگیهای نورانی جناب عمار بن یاسر بازمیگردد. ملت ایران مانند حضرت عمار است.
همانگونه جناب عمار، پیشگام در اسلام محمدی(ص) و علوی(ع) بود و تا آخر عمر شریف خود، در علمداری ولایت عازم و راسخ بود.
به بیان امیرالمؤمنین(ع): «کجا مىتوان مانند عمار، کسى را پیدا کرد! به خدا قسم هر وقت ما در گرداگرد رسول خدا پنج نفر بودیم، عمار ششمین نفر بود، اگر چهار نفر بودیم، او پنجمین نفر بود» ، ملت عمارگونه ایران نیز در پیروی از اسلام ناب محمدی(ص) پیشگام است.
ملت عمارگونهی حقمدار ، جناب عمار، حقمدار بود.
بعد از اتمام جنگ جمل، امیرالمؤمنین(ع) از میان صحنه جنگ عبور مى کرد، بسیارى از سپاهیان جمل را که در خون خفته بودند، مىشناخت و بر آنان افسوس مىخورد که آخرین گام را به بیراهه نهادهاند و بدفرجام شدهاند.
از آن جمله «مَعبد» فرزند جناب مقداد را مشاهده کرد که در شمار یاران جمل سر بر خاک نهاده است (تاریخ اسلام، ۳/۵۳۶).
امام(ع) فرمود: خداى پدرش را رحمت کند که اگر او زنده بود، بینش و بصیرتى بهتر از فرزندش داشت!
و چه بسا مانع مى شد از این که فرزندش گام در این راه نهد.
عمار گفت: اى امیر مؤمنان، به خدا سوگند! براى ما ملاک اصلى، حقمدارى است و کسى که از حق روى گردان شود فرقى نمىکند پسر باشد یا پدر ، حضرت فرمودند: رَحِمَکَ اللَّهُ وَ جَزَاکَ عَنِ الْحَقِّ خَیراً و تایید کردند کلام عمار را این بیان مبنایی جناب عمار، گویای شاخصترین معیار تشیع است.
تاریخ ملت ایران، گویای حرکت مستمر این مردم خداجو و حقمدار بر صراط مستقیم اسلام ناب محمدی(ص) بوده است. اسلامی که با بعثت نبوی(ص)، درخشید؛ با غدیر علوی(ع)، کامل شد؛ با عاشورای حسینی(ع)، تضمین بقاء یافت؛ با هجرت رضوی(ع) به ایران، کهف امان یافت؛ و با ظهور مهدوی(ع)، جهانی خواهد شد.
ملت عمارگونهی باقدمت و باتمدن است ، ملت عمارگونهی ثابتقدم است ، ملت عمارگونهی شهیدپرور است ، ملت عمارگونهی سرمشق و الگوست ، ملت عمارگونه الگو و معیار حقانیت میشود ، ملت عمارگونهی بصیر است و بصیرتآفرین .
تا جناب عمار بود، شمشیر جناب مالک اشتر میبرید و زبان اشعث به قیس منافق لال بود و فتنه او خاموش .
این حضور عمارگونه ملت ایران، قدرت مالک اشتری رزمندگان را حفظ و تقویت میکند و آتش فتنههای منافقین و اشرار را خاموش مینماید. لذا حضور شما مردم در کیدان و خیابان اینگونه تاثیر دارد. باید این خصلت و ویژگی را حفظ و تقویت کرد.
خب ما در درون کشور یک تفکر غربی مستقری داریم که در بزنگاه های مختلف رخ نمایی می کند و برخی اوقات تاثیر گذار می شود و البته برخی اوقات ضربات سختی هم بواسطه این تفکر به کشور وارد شده که البته آنها این را ضربه نمیدانند ، بلکه پیشرفت می دانند البته این نتیجه گیری خسارت و پیشرفت ناشی مبانی فکری دو گروه است ، آنکه مبنایش وحی است خسارت می داند و آنکه مبنا علوم انسانی بشری برخاسته از تمدن غرب است آن را پیشرفت می داند و برخی هم ندانسته در دام واژه های بزک کرده اینها گرفتار میشود ، که اگر واقعیت را بدانند دست برخواهند داشت.
ملاحظه بفرمائید در همین جنک اخیر و الانی که درگیرش هستیم ، آنها در ذات حرکتشان ترس و ناامیدی وجود دارد اما در تفکر وحیانی نه ، چرا چون اینها اعتقاد به خدا دارند و ایمان به وعده ها هرچند بلحاظ ظاهری و عده و عُده و فضای مالی و ... کم باشند و با ایمان به وعده خدا میدانند فئه و گروه قلیل و گروه کثیر پیروز خواهد شد به شرط ایمان و صبر ، اما آنها می گویند نه ، چطور ما میخواهیم در برابر ارتشی که بودجه نظامی اش ده ها برابر ما است ، بتوانیم ایستادگی کنیم!
همه جا هم هستند ، همین نماینده مجلس اسلامی ما ! همین حرف را زد البته با بیان تمسخر آمیزی هم گفت ، نصفش هر خرج پوتین و بند پوتین و اینها می شود و استدلالش همین است ، در دایره فکری او نمیگنجد و باور ندارد که ما میتوانیم آمریکا را به چالش بکشیم و حتی او را به دروازه نابودی برسانیم ، که البته واقعیت میدان الان همین است فقط رسانه مسلط او نمیگذارد ، واقعیت چهره ی خودش را نشان دهد. یا آن وزیر سابق ما ، که هر وقت آمریکا در فشار سنگین قرار میگیرد و نسخه مذاکره می دهد و اینکه ارزش ندارد ، بستن تنگه هرمز و این حرفها ، یا آن علمایی که لباس تسلیم را بر تن عقلانیت می کنند و به نوعی پذیرش آتش بس دوباره و مذاکره چندباره را عقلائی می دانند و هرکسی هم مخالفت کنند ، او را جنگ طلب معرفی می کنند البته امام راحل فرمودند : «اینها این انتقاد را باید به پیامبر عظیم الشان ص بکنند که چرا با ابوسفیان ها درافتادی تا عمویت حمزه علیه السلام را بکشند؟
به منطق این آقایان تمام پیامبران اشتباه کردند! همه باید با قلدرها بسازند!» ، یا آن معاون فرهنگی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران ملت مبعوثشده را لات های کوچه های خلوت مینامد.
همین مردم است که 140 روز است مصیبت زده هستند اما همان آمریکای کعبه آمال شما و قدرت فلان و فلان را به حضیض ذلت کشانده است ، همین ملت آنها را بیچاره کرده اند ، همین ملتند که با ایستادگی شان باعث عصبانیت شما و اربابانتان شده اند که مورد هجمه هستند و همچنان مقاومت و ایستادگی را ادامه خواهند داد.
اینها حرف و توهین ها برخاسته از همان تفکر غربی است که سرمایه دشمن است در داخل کشور ، همان تفکری که گریه های مادران میناب را نمیبیند ، گریه های کارگر تعدیل شده کارخانجات را نمی بیند ، گریه های مادران و پدرانی که در سختی معیشتی تامین مخارج را با مشکلاتی فراهم می کنند و برخی هم نمیتوانند فراهم کنند ، با یک کار رسانه ای گریه یک شخص معلوم الحال که اصلا این گریه ها را ندید و موضعی نگرفت و حرف های دگر زد ، با گریه های رسانه ای و مصنوعی خود ، هیئت دولت را وادار به واکنش می کند در مقابل کار قانونی و شرعی و انقلابی برخی دستگاه ها بر جلوگیری از بیان حرف های بی مبنا و مصاحبه های او با افرادی که خلاف جریان مردم کشورشان حرکت کردند. این بیشتر بازتاب می گیرد.
اینها خطاهای تاکتیکی و راهبردی است در میانه جنگ و نبردی که بر اختلاف و اختلاف افکنان سرمایه گذاری میکند ، آیا یک بانک هرچند خصوصی عوض اینکه در این اوضاع بودجه اش را خرج تولید کند و با تقویت تولیدگره گشایی کند از مردم ، باید پشتیبان و اسپانسر همچو تفکری شود!!!
اینها برخی از منکراتی است که باید از آن نهی کرد ، نهی از منکر یکی از کارکرد های نمازجمعه است ، نمازجمعه ای که الحمدلله در شهر ها مستقر هستند و برای مردم خادمی می کنند ، نمازجمعه برخاسته از تفکر انقلابی است که امام انقلابی و بزرگوار ما آن را در نظام اسلامی تاسیس کرد در 5 مرداد سال 58 اولین نمازجمعه به امامت مرحوم آیت الله طالقانی ره برگزار شد که این روز را بهنام روز نمازجمعه نامگذاری کردند که به همین مناسبت جا دارد از همه عزیزان فعال از رئیس ستاد تا معاونین و خادمان ستاد نماز جمعه و شما نمازگزاران نمازجمعه قدرشانسی کنم ، ان شاءالله خدای متعال توفیق خادمی بیشتر عنایت کند و ما را در آخرت با اهل نماز جمعه محشور فرماید.
در خصوص اهمیت برنامه اربعین حسینی و حضور در آن همه عزیزان اشراف دارند و هم نسبت به مسئله اجتماع شبانه ، هیچ دوگانه ای وجود ندارد ، شعار یکی است ، هدف و آرمان یکی است ، امام هم یکی است لذا تلاش منافقین برای ایجاد دوگانه و دوقطبی اربعین و اجتماع به جای نخواهد رسید فقط توصیه مدیریت سفر است که به هر دو آسیبی وارد نشود که مردم خودشان به بهترین نحو مدیریت خواهند کرد.
تشکر از هر سه موکبی که از شهر ماهدشت در حوزه خدمت به زائران حسینی فعالیت خواهند کردو از همه عزیزان التماس دعا داریم.