
به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج ناحیه خرمشهر پایانه مرزی شلمچه ، جایی است که روایتی از خادمانی که جادههای بهشت را در زمین ترسیم میکنند.
هوا خیلی گرم است، آنقدر گرم که گویی خورشید نیز سر تعظیم در برابر زائرانِ «حسین(ع)» فرود آورده است.
اینجا شلمچه است؛ جایی که خاکش بوی شهادت میدهد و قدمهایش بوی بهشت. اما این روزها، شلمچه تنها گذرگاه عبور نیست؛ اینجا تبلورِ تمدنی است که در آن، «خدمت» عینِ «عبادت» است.
در امتداد جادهای که به سوی کربلا میرود، شهرکی از عشق برپا شده است؛ مواکبی که نه با آجر و سیمان، که با تپشِ قلبهای خادمانی بنا شدهاند که سر از پا نمیشناسند. از سپیده دم تا پاسی از شب، اینجا جریانِ بیپایانِ ایثار است. خادمی با لبخندی که خستگیاش را پنهان میکند، لیوان آبی به دست زائر میدهد و دیگری در گرمای طاقتفرسای خوزستان، غبارِ سفر را از چهره زوار میزداید.
خدمترسانی در مواکب شلمچه، فراتر از توزیع نان و آب است. اینجا کلاسی است برای تمرینِ «مؤمن بودن». هر موکب، یک سنگر فرهنگی است؛ از برپایی نماز جماعت زیر آفتاب سوزان، تا پاسخگویی به سوالات شرعی، برگزاری مراسمهای روضهخوانی، و اجرای برنامههای ویژه برای نوجوانانی که آمدهاند تا این درس بزرگِ «آزادگی» را بیاموزند.
زائرانی که از این مرز عبور میکنند، تنها به دنبال زیارت نیستند؛ آنها آمدهاند تا طعمِ شیرینِ «جامعه مهدوی» را در مقیاسی کوچک تجربه کنند؛ جامعهای که در آن رنگ، نژاد و قومیت رنگ میبازد و همه زیر سایهی علمِ سرخِ حسینی، یکصدا میشوند.
خادمانِ شلمچه، گمنامترین قهرمانان این حماسهاند. آنان که در سکوت، بارِ امانت را به دوش میکشند تا راه برای مشتاقان هموار شود. آنها میدانند که هر قدمی که برای زائر برمیدارند، دعای خیری است که ذخیرهی آخرتشان خواهد شد.
شلمچه، امروز بیش از آنکه یک نقطه جغرافیایی باشد، نمادِ یک «امت واحده» است. اینجا، در مرزِ میانِ زمین و آسمان، مواکب، پلهایی هستند که زائران را با عزت و احترام به سوی سرچشمهی نور بدرقه میکنند.
خدمت در شلمچه، روایتِ عهدِ ابدی ما با حسین(ع) است. عهدی که نه تنها در اربعین، که در تمامِ لحظههای زندگی، در خدمت به مردم و در اعتلای فرهنگِ دینی جاری و ساری است.