قزوین_ جبهه آمریکایی–صهیونیستی پس از ناکامی در دو جنگ و فتنه دیماه ۱۴۰۴، بار دیگر پیش از تجاوز سوم، در پی احیای سناریوی «آشوب از داخل» و «تکرار کودتای ۱۸ دیماه ۱۴۰۴» است، پروژهای برای شکستن انسجام ملی، ایجاد بیثباتی و هموار کردن مسیر تجاوز و فراهم کردن زمینه جنگ شهری و مداخله خارجی است. تجربه دیماه نشان داد که آشوب داخلی میتواند به عنوان پیوست جنگ نظامی طراحی شود، بنابراین هوشیاری اطلاعاتی، تقویت انسجام ملی و جلوگیری از سوءاستفاده دشمن از مطالبات معیشتی مردم، مهمترین الزامات مقابله با این سناریوست.
تحرکات دشمن، مقدمه سناریوی ناامنسازی داخلی
تحرکات مشکوک در آرایش نظامی دشمن در پهنه آب های خلیج فارس و همافزایی پنهان و آشکار سرویسهای اطلاعاتی غربی و عبری برای فعالسازی هستههای تروریستی خفته، نشاندهنده آغاز فاز عملیاتی پروژهای است که هدف نهایی آن فروپاشی از درون و هموارسازی مسیر برای یک تجاوز نظامی همهجانبه، ترسیم شده است. هدف این سناریو، فعالسازی گسلهای اجتماعی، ایجاد دوقطبی و تضعیف انسجام ملی است. در برابر این جنگ ترکیبی، رصد هوشمندانه تحرکات دشمن، تقویت اشراف اطلاعاتی، حفظ انسجام ملی و جلوگیری از التهاب اجتماعی ضروری است.
تقویت سد پولادین امنیت ملی
نباید فراموش کنیم که شکست دشمنان در جنگ ۱۲ روزه سال گذشته، آنان را به سمت طراحی پروژه آشوب، اغتشاش و یک حرکت سنگین و خطرناک کودتا کشاند و در نهایت این پروژه در دی ۱۴۰۴ اجرایی شد. دشمن پس از ناکامیهای نظامی، آشوب داخلی را بهعنوان پیوست تجاوز خارجی دنبال میکند و میکوشد با سوءاستفاده از مطالبات معیشتی و ایجاد بیثباتی، انسجام ملی را تضعیف کند. لذا تمامی دستگاههای مسئول موظفند با بازخوانی سناریوهای خصمانه دشمن و تقویت روحیه انقلابی، سد پولادین امنیت ملی را در برابر تمامی تهاجمات نرم و سخت مستحکمتر از همیشه نگه دارند.
زمانسنجی در حکمرانی
دشمن میکوشد با سوءاستفاده از مطالبات معیشتی، التهاب اجتماعی و جنگ شهری، زمینه را برای بیثباتی داخلی و تجاوز خارجی فراهم کند.
زمانسنجی در حکمرانی، رکن اصلی دفع شر دشمنان است، در شرایطی که اتاقهای فرماندهی استکبار با پیوند زدن مطالبات صنفی و معیشتی بحق مردم به سناریوهای براندازی و دمیدن در تنور آشوبهای خیابانی هستند، هرگونه تصمیم اقتصادی حساسیتزا، نه تنها اصلاح نیست، بلکه بستر مطلوب برای پیادهسازی نقشه شوم دشمن برای ناامنسازی کشور و مقدمهچینی برای تجاوز همهجانبه است. اصلاحات اقتصادی ضروری است، اما زمانبندی آن اهمیت راهبردی دارد، نباید تصمیمهای حساس معیشتی به جرقهای برای آشوب و اجرای سناریوی «شورش داخلی _ تجاوز خارجی» تبدیل شود.
نتیجهگیری راهبردی:
رسانههای ضدایرانی به عنوان «رهبران فکری فتنه داخلی» و «لشکر پیاده نظام دشمن» با بزرگنمایی مشکلات اقتصادی و القای فساد و فروپاشی اقتصادی، تلاش میکنند اعتماد عمومی را تضعیف و نارضایتیهای معیشتی را به التهاب اجتماعی تبدیل کنند. تجربه دیماه نشان داد جنگ شناختی میتواند زمینهساز آشوب شود، امروز نیز فشار اقتصادی و جنگ رسانهای با هدف ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت دنبال میشود، بنابراین حفظ هوشیاری، انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی، خط مقدم مقابله با جنگ ترکیبی دشمن است. نباید اجازه داد «خیابان» به مقدمه تجاوز و «معیشت مردم» به ابزار جنگ ترکیبی دشمن تبدیل شود.
دکتر مرتضی امیری نژاد
انتهای پیام/۱۰۰۷