
وی با بیان اینکه نیروهای بسیجی و جهادی بدون درنگ پس از شنیدن هر بمباران، پیشقراول بازسازی روانی و فیزیکی شهروندان بودند، تصریح کرد: حضور این جهادگران تنها محدود به آواربرداری و تخلیه فوری اثاثیه منازل آسیبدیده نبود، بلکه فراتر از آن، با استقرار تیمهای تخصصی، به ارائه مشاورههای روانشناختی به خانوادههای مضطرب و کودکان شوکزده پرداختند تا از فروپاشی روانی جامعه در میانه جنگ جلوگیری کنند.
این استاد دانشگاه در ادامه تشریح ابعاد این مجاهدتها، به نقش محوری گروههای جهادی در تأمین معیشت و کرامت انسانی خانوادههای آسیبدیده اشاره کرد و گفت: وقتی خانهای ویران میشود، تنها سقف نیست که فرو میریزد، بلکه امنیت ذهنی خانواده نیز در معرض تهدید قرار میگیرد. بسیجیان در این دو نبرد، با توزیع بستههای حمایتی هدفمند و همدلانه، عملاً نقش یک بازوی حمایتیِ سریع و چابک را ایفا کردند که نه با نگاه آمرانه، بلکه با رویکرد “همیاری برادرانه” در کنار مردم ماندند و اجازه ندادند نیازهای معیشتی، بار مضاعفی بر دوش آسیبدیدگان جنگ شود.
دکتر هاشمی نسب در پایان با اشاره به جنبه حفاظتی و امنیتی این حضور، فعالیتهای محلهمحور را یکی از نقاط عطف در حفظ ثبات اجتماعی خواند و افزود: تلاش برای برقراری پستهای ایست بازرسی و گشتهای شبانهروزی محلهمحور توسط همین نیروهای مردمی، مانع از سوءاستفادههای احتمالی و ناامنیهای پس از بحران شد. این اقدامات نه تنها فضای روانی محلات را از دلهره پاک کرد، بلکه بستری فراهم آورد که مردم در کنار نهادهای امدادی، حس امنیت و اعتماد به نفس خود را برای بازسازی و بازگشت به زندگی عادی باز یابند؛ تجربهای که باید در متون مدیریت بحران کشور به عنوان یک مدل بومیِ موفق ثبت و تحلیل شود.