۳۱ / شهريور / ۱۴۰۵ - 22 September 2026
۰۰:۲۹
کد خبر : 9784674
۲۲:۱۹

۱۴۰۵/۰۶/۳۰

ایلام؛ 8 سال زیر آتش، یک عمر پای ایران

ایلام8 سال زیر آتش یک عمر پای ایران
امروز که از دفاع مقدس سخن می‌گوییم، شاید لازم باشد بیش از گذشته به روایت مردم ایلام گوش دهیم؛ مردمی که جنگ را نه از قاب تلویزیون، بلکه از پنجره خانه، پناهگاه، جنگل، مدرسه و جبهه تجربه کردند.

به گزارش خبرگزاری بسیج ایلام،اگر تاریخ دفاع مقدس را ورق بزنیم، نام استان ایلام را نمی‌توان در حاشیه صفحات آن جست‌وجو کرد؛ ایلام خود یکی از اصلی‌ترین فصل‌های این تاریخ است؛ سرزمینی که جنگ برای مردمش تنها یک خبر از جبهه نبود، بلکه بخشی از زندگی روزمره آنان شد.

در ایلام، صدای هواپیماهای دشمن با صدای زندگی مردم درهم آمیخته بود؛ کودکان در سایه جنگ بزرگ شدند، خانواده‌ها بارها خانه و کاشانه خود را ترک کردند و به جنگل‌های بلوط پناه بردند، اما پیوند مردم با خاک و مرزهایشان قطع نشد.

روایت ایلام در دفاع مقدس، روایت هشت سال ایستادگی در برابر آتش دشمن است؛ روایتی است از مردمی که جنگ را از نزدیک لمس کردند؛ از میمک و مهران تا چوار و شهری که زیر بمباران هم تسلیم نشد؛ روایتی که از میمک آغاز شد، در مهران به یکی از مهم‌ترین صحنه‌های نبرد رسید، در دهلران و چنگوله ادامه یافت و در زمین فوتبال چوار یکی از تلخ‌ترین صفحات جنگ علیه مردم را ثبت کرد.

در طول سال‌های دفاع مقدس، استان ایلام نزدیک به ۳۰۰ بار هدف بمباران دشمن قرار گرفت و شهر ایلام به تنهایی ۱۲۹ بار مورد حملات هوایی و موشکی قرار گرفت. اما آنچه ایلام را از بسیاری از مناطق جنگ‌زده متمایز کرد، تنها حجم حملات نبود؛ مقاومت مردمی بود که با وجود بمباران‌های پی‌درپی، سرزمین خود را ترک نکردند.

جنگ برای ایلام، پیش از ۳۱ شهریور آغاز شد در تقویم رسمی، ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است؛ اما برای مردم ایلام، آتش جنگ پیش از این تاریخ شعله‌ور شده بود.

عراق در خردادماه ۱۳۵۹ برای تصرف منطقه راهبردی میمک به ایلام حمله کرد؛ منطقه‌ای که حدود ۱۵۰ کیلومتر با بغداد فاصله داشت و از نظر نظامی برای عراق اهمیت ویژه‌ای داشت؛این حمله، نشانه‌ای روشن از آن بود که مناطق مرزی ایلام پیش از آغاز رسمی جنگ، وارد مرحله‌ای جدی از درگیری شده‌اند.

میمک فقط یک ارتفاع یا یک نقطه جغرافیایی نبود؛ بخشی از خاک ایران بود که دفاع از آن به یکی از نخستین آزمون‌های جدی نیروهای ایرانی در آستانه جنگ تحمیلی تبدیل شد. در همان روزهایی که نگاه بسیاری از مردم کشور هنوز متوجه احتمال وقوع یک جنگ تمام‌عیار نبود،در غرب ایران، مرزبانان و مردم محلی با واقعیت تجاوز دشمن دست‌وپنجه نرم می‌کردند.

430 کیلومتر مرز؛ ۴3۰ کیلومتر ایستادگی

استان ایلام حدود 430 کیلومتر مرز مشترک با عراق دارد؛ مرزی که در طول جنگ تحمیلی به یکی از مهم‌ترین خطوط تماس دو کشور تبدیل شد. اما این مرز تنها یک خط روی نقشه نبود.پشت این مرز، شهرها و روستاهایی قرار داشتند که مردمشان زندگی خود را در کنار خطر دائمی جنگ ادامه می‌دادند.

مهران، دهلران، موسیان، چوار و دیگر مناطق استان بارها در معرض حمله قرار گرفتند. جاده‌ها، خانه‌ها، تأسیسات و حتی فضاهای عمومی شهرها از گزند بمباران در امان نبودند، با این حال، مردم ایلام تنها نقش قربانی حملات را ایفا نکردند؛ آنان بخشی از نیروی دفاعی کشور بودند.

مردان به جبهه رفتند، عشایر در کنار نیروهای نظامی ایستادند، زنان بار پشتیبانی از خانواده و جبهه را بر دوش کشیدند و بسیاری از مردم در شرایطی که امنیتی برایشان باقی نمانده بود، ماندن را انتخاب کردند.

مردم شهری که با شنیدن صدای بمب، به جنگل می‌رفتند و دوباره برمی‌گشتند

یکی از متفاوت‌ترین روایت‌های جنگ در ایلام، ماجرای زندگی مردم شهر ایلام در دوران بمباران است. مردم هنگام حمله هوایی دشمن از شهر خارج می‌شدند و به جنگل‌های بلوط پناه می‌بردند و پس از آرام شدن اوضاع دوباره به شهر بازمی‌گشتند.

این وضعیت آن‌قدر ادامه پیدا کرد که مردم ایلام ماه‌ها در چادر و جنگل زندگی کردند؛ با این حال، زندگی به‌طور کامل متوقف نشد؛ حتی در همان شرایط، مدرسه، آموزش و پرورش و بانک نیز در محل استقرار مردم فعالیت داشتند.

این تصویر شاید یکی از گویاترین قاب‌ها برای فهم معنای «مقاومت مردمی» در ایلام باشد؛ مردمی که از یک سو با بمباران مواجه بودند و از سوی دیگر تلاش می‌کردند زندگی عادی را، هرچند در حداقل شکل ممکن، حفظ کنند.جنگ برای آنان فقط حضور در خط مقدم نبود؛ زندگی کردن در سایه جنگ نیز خود نوعی مقاومت بود.

۳۰۰ بار بمباران؛زندگی ادامه دارد

استان ایلام در طول هشت سال دفاع مقدس حدود ۳۰۰ بار هدف بمباران قرار گرفت؛ آماری که به‌تنهایی می‌تواند تصویری از شدت فشار نظامی بر این استان ارائه کند.

در این میان، شهر ایلام نیز ۱۲۹ بار هدف حملات موشکی و هوایی قرار گرفت؛ تمام شهرستان‌های استان نیز در دوران دفاع مقدس از حملات هوایی دشمن در امان نماندند و مهران و دهلران بارها صحنه درگیری مستقیم نیروهای ایرانی و عراقی بودند.

اما شاید یکی از مهم‌ترین نکات این روایت آن باشد که استان در سال‌های جنگ نه‌تنها به دیگر استان‌ها مهاجرت نکردند، بلکه تعدادی از مردم استان‌های خوزستان و کرمانشاه نیز در ایلام مستقر شدند.

این واقعیت، تصویری متفاوت از مفهوم «شهر جنگ‌زده» ارائه می‌دهد؛ شهری که با وجود ویرانی و تهدید، همچنان پذیرای دیگر هم‌وطنان خود بود.

روح‌الله شنبه‌ای؛ فرمانده‌ای که پیش از آغاز رسمی جنگ شهید شد

یکی دیگر از نقاط مهم تاریخ دفاع مقدس در ایلام به نام شهید روح‌الله شنبه‌ای گره خورده است.

روح‌الله شنبه‌ای در ۲۰ شهریور ۱۳۵۹، یعنی ۱۱ روز پیش از آغاز رسمی جنگ تحمیلی، به عنوان نخستین فرمانده شهید جنگ تحمیلی به شهادت رسید.

شهادت او پیش از ۳۱ شهریور، بار دیگر این واقعیت را یادآوری می‌کند که برای مرزنشینان ایلام، جنگ از روزی که رسماً اعلام شد آغاز نشده بود.. در واقع شهرهای مرزی، زودتر از تقویم جنگ را فهمیده بودند.

مهران؛ شهری که چند بار سوخت و دوباره ایستاد

اگر قرار باشد از نمادهای مقاومت ایلام نام ببریم، نمی‌توان از نام شهرستان مهران عبور کرد. مهران در طول جنگ تحمیلی بارها شاهد درگیری، اشغال، تخریب و بمباران بود. این شهر به دلیل موقعیت جغرافیایی و نزدیکی به مرز، از همان روزهای نخست جنگ در کانون توجه ارتش عراق قرار داشت. دشمن در سه محور مهران، چنگوله و میمک به استان ایلام حمله کرد و یکی از اهداف اصلی او، قطع ارتباط جبهه میانی با جبهه جنوب بود؛ در این میان، مردم و عشایر منطقه نیز در کنار نیروهای نظامی در دفاع از سرزمین خود نقش داشتند.

مهران اما سرانجام به یکی از مهم‌ترین برگ‌های پیروزی ایران در جنگ تبدیل شد.

کربلای یک؛ وقتی مهران دوباره به ایران بازگشت

دهم تیرماه در حافظه دفاع مقدس ایران با آزادسازی مهران گره خورده است.در عملیات کربلای یک، نیروهای ایرانی پس از ۱۰ روز نبرد سخت موفق به آزادسازی مهران شدند.

براساس آمارهای اعلامی، بیش از ۷۰ هزار نیروی دشمن در این عملیات حضور داشتند و برآورد ارائه‌شده از شمار اسیران و مفقودان دشمن حدود 3 هزار و ۸۰۰ نفر بوده است.

آزادسازی مهران تنها بازپس‌گیری یک شهر نبود؛ بازگشت مهران به ایران، از نظر نظامی و روانی اهمیت ویژه‌ای داشت. شهری که بارها شاهد حضور نیروهای دشمن بود، بار دیگر به آغوش ایران بازگشت. مهران در دهم تیرماه دوباره به نام ایران نوشته شد.

چوار؛ جایی که فوتبال هم قربانی جنگ شد

اما شاید یکی از تکان‌دهنده‌ترین فصل‌های تاریخ جنگ در ایلام را باید در شهرستان چوار جست‌وجو کرد.

۲۳ بهمن ۱۳۶۵، زمین فوتبال چوار محل برگزاری یک مسابقه بود؛ بازیکنان و تماشاگران در زمین خاکی حضور داشتند و زندگی، برای لحظاتی شبیه روزهای عادی جریان داشت؛ اما جنگ حتی به زمین فوتبال هم رحم نکرد.

در این روز زمین فوتبال چوار هدف حمله قرار گرفت و ۱۵ ورزشکار و تماشاگر به شهادت رسیدند. این حادثه یکی از تلخ‌ترین نمونه‌های حمله به یک فضای ورزشی در جریان جنگ است؛ جایی که نه سنگر بود و نه موضع نظامی، بلکه محل حضور ورزشکاران و مردم عادی بود.

زمین فوتبال چوار از آن روز به بعد دیگر فقط یک زمین ورزشی نبود؛ تبدیل شد به بخشی از حافظه تاریخی مردم ایلام ، نام چوار امروز یادآور کودکانی است که جنگ را از پشت دیوارهای ورزشگاه و مدرسه نمی‌دیدند، بلکه آن را در آسمان شهر خود تجربه می‌کردند.

۴۹عملیات؛ روایتی از یک استان در خط مقدم

در دوران دفاع مقدس ۴۹ عملیات بزرگ و کوچک در استان ایلام انجام شد. همچنین از فروردین ۱۳۵۸ تا پایان جنگ تحمیلی، ۱۷۲ عملیات زمینی، ۷۰ عملیات هوایی و ۴۲۹ مورد تحرک زمینی در این استان ثبت شده است.

این ارقام نشان می‌دهد که ایلام در طول جنگ تنها یک منطقه مرزی درگیر نبود؛ بلکه یکی از عرصه‌های مستمر عملیات نظامی بود.

نتیجه این سال‌ها برای مردم استان، تنها خاطره نیست، بیش از 3 هزار شهید، ۱۰ هزار جانباز و ۳۰۰ آزاده حاصل سال‌های دفاع مردم ایلام از کشور بوده است.پشت هر عدد، یک خانواده قرار دارد؛ یک خانه، یک مادر، یک پدر، یک همسر یا فرزندی که بخشی از زندگی خود را با جای خالی یک عزیز ادامه داده است.

ایلام؛ جبهه‌ای که مردم و عشایر در آن کنار هم ایستادند

یکی از ویژگی‌های مهم دفاع در ایلام، حضور همزمان نیروهای نظامی، مردم محلی و عشایر در میدان بود؛ محورهای مهران، میمک و چنگوله از جمله مناطقی بودند که در آنها مردم منطقه و عشایر نقش مهمی در مقابله با دشمن داشتند.

این حضور، دفاع از مرز را از یک مأموریت صرفاً نظامی فراتر می‌برد و به یک دفاع اجتماعی و مردمی تبدیل می‌کرد. مردم این مناطق جغرافیا را بهتر از هر نقشه‌ای می‌شناختند؛ کوه‌ها، دره‌ها، راه‌ها و مسیرهای منطقه برای آنان بخشی از زندگی روزمره بود، همین شناخت و حضور، در کنار توان نیروهای نظامی، بخشی از ظرفیت دفاعی ایلام را شکل داد.

دهلران؛ روایت دیگری از جنگ در جنوب ایلام

در جنوب استان نیز دهلران یکی از کانون‌های مهم درگیری بود، انفجار خطوط نفت در منطقه دهلران و تحرکات نیروهای عراقی از جمله اقداماتی بود که پیش از آغاز هجوم سراسری عراق مشاهده شد، در شهریور ۱۳۵۹ نیز تجمع نیروهای عراقی و آرایش نظامی آنها در مقابل بخش‌های شمالی و میانی استان، نشانه‌ای از حمله گسترده‌ای بود که در راه قرار داشت.

با آغاز تهاجم سراسری، بخش‌هایی از خاک ایلام اشغال شد و مردم مناطق مرزی بیش از پیش در معرض جنگ قرار گرفتند. اما این اشغال، پایان داستان نبود. مقاومت ادامه یافت و عملیات‌های متعدد برای بازپس‌گیری مناطق اشغال‌شده شکل گرفت.

جنگ در ایلام فقط در سنگرها نگذشت

یکی از اشتباهات رایج در روایت دفاع مقدس، محدود کردن جنگ به خطوط مقدم است. در ایلام، جنگ در خانه‌ها، مدارس، زمین‌های کشاورزی، بازار، جاده‌ها و حتی زمین فوتبال جریان داشت. زن ایلامی که خانواده را در شرایط بمباران اداره می‌کرد، پیرمردی که خانه‌اش را ترک نکرد، عشایری که مسیرهای منطقه را در اختیار نیروهای خودی قرار می‌داد، دانش‌آموزی که در چادر درس می‌خواند و کارمند یا معلمی که در شرایط جنگی به کار خود ادامه می‌داد، همگی بخشی از روایت مقاومت این استان هستند.

به همین دلیل، تاریخ دفاع مقدس ایلام را نمی‌توان فقط با تعداد عملیات‌ها یا آمار شهدا توضیح داد. بخش مهمی از این تاریخ، در سبک زندگی مردم آن روزها نهفته است. از خرابه‌های مهران تا یادمان‌های دفاع مقدس

امروز آثار جنگ در گوشه‌وکنار استان ایلام همچنان قابل مشاهده است. پارک لاله مهران، خرابه‌های برجای‌مانده از بمباران، مناطق عملیاتی شرهانی و قلاویزان، سنگر صدام، یادمان بانروشان، نقطه ایثار و سه‌راه جندالله، تنها بخشی از مکان‌هایی هستند که حافظه جنگ را زنده نگه داشته‌اند، این مناطق امروز مقصد کاروان‌های راهیان نور هستند، اما کارکرد آنها می‌تواند فراتر از یک مقصد گردشگری باشد.

هر سنگر، هر خرابه و هر ارتفاع می‌تواند بخشی از یک روایت باشد؛ روایتی که اگر ثبت و بازگو نشود، بخشی از حافظه تاریخی یک نسل نیز ممکن است به مرور کمرنگ شود.

ایلام هنوز روایت‌های ناگفته زیادی دارد

سال‌ها از پایان جنگ تحمیلی گذشته است، اما هنوز بخش‌هایی از تاریخ دفاع مردم ایلام نیازمند ثبت و بازخوانی است. روایت مادرانی که فرزندان خود را راهی جبهه کردند، خاطرات رزمندگان محلی، نقش زنان در دوران جنگ، زندگی مردم در جنگل‌ها، حوادث بمباران شهرها، مقاومت عشایر و داستان خانواده‌هایی که خانه و زندگی خود را از دست دادند، همگی ظرفیت تبدیل شدن به روایت‌های ماندگار تاریخی را دارند.

 حادثه زمین فوتبال چوار نیز تنها یک نمونه از ده‌ها و شاید صدها داستانی است که می‌تواند نسل امروز را با واقعیت زندگی مردم در آن سال‌ها آشنا کند.

ایلام؛ استانی که جنگ را زندگی کرد

دفاع مقدس برای ایلام یک فصل از تاریخ نبود؛ هشت سال از زندگی مردم این استان بود. جنگ در ایلام زودتر آغاز شد، شهرها و روستاها بارها بمباران شدند، مهران و دهلران و دیگر مناطق مرزی صحنه نبرد شدند، مردم به جنگل‌ها پناه بردند، مدارس در شرایط سخت جنگی به فعالیت ادامه دادند و زمین فوتبال چوار نیز به یکی از تلخ‌ترین نمادهای حمله به مردم تبدیل شد.

در مقابل، مقاومت مردم نیز تنها به حضور در جبهه محدود نماند؛ آنان ماندند، ساختند، پشتیبانی کردند و اجازه ندادند بمباران و اشغال، پیوندشان با سرزمینشان را از بین ببرد.

امروز که از دفاع مقدس سخن می‌گوییم، شاید لازم باشد بیش از گذشته به روایت مردم ایلام گوش دهیم؛ مردمی که جنگ را نه از قاب تلویزیون، بلکه از پنجره خانه، پناهگاه، جنگل، مدرسه و جبهه تجربه کردند. مهران آزاد شد؛ میمک ماند؛ چوار به نماد مظلومیت تبدیل شد و ایلام، با تمام زخم‌هایش، در حافظه دفاع مقدس ایران باقی ماند. ایلام را باید از روی نقشه جنگ دید؛ اما برای فهم ایلام، باید پای روایت مردمش نشست.

منبع: ایلام بیدار


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید