قزوین_ به گزارش بسیج، روزی میدان خدمت، بیمارستانهای صحرایی و خطوط مقدم جبهه بود، روزی دیگر روستاهای دورافتاده و مناطق محروم، و روزی در دل بحرانی فراگیر که ویروس، مرز و جغرافیا نمیشناخت. سالها بعد، میدان دوباره تغییر کرد. جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، بیمارستانها را به یکی از مهمترین سنگرهای حفظ جان مردم تبدیل کرد. جامعه بسیج پزشکی در تمام این سالها، با تغییر میدانها، شکل خدمت را تغییر داده اما اصل مأموریت را حفظ کرده است. ایستادن کنار مردم در روزهایی که بیش از همیشه به حضور، تخصص و فداکاری نیاز دارند.

روزهایی که درمان، بخشی از دفاع بود
وقتی جنگ تحمیلی آغاز شد، جبهه تنها به سنگرهایی که رزمندگان در آنها سلاح بر دوش داشتند محدود نمیشد. پشت خطوط مقدم، بیمارستانهای صحرایی، مراکز امدادی و درمانگاهها نیز بخشی از جبهه بودند. جایی که پزشکان، پرستاران، امدادگران و نیروهای درمانی برای نجات جان مجروحانی تلاش میکردند که از خط مقدم بازمیگشتند.
در آن روزها، فاصله میان جبهه و بیمارستان گاه به چند دقیقه میرسید. یک تصمیم سریع، یک عمل جراحی بهموقع یا انتقال فوری مجروح میتوانست سرنوشت یک انسان را تغییر دهد.
جامعه پزشکی در دفاع مقدس، تجربهای ارزشمند از حضور در شرایط بحرانی به دست آورد. تجربهای که تنها به دانش پزشکی محدود نمیشد. مدیریت بحران، کار تیمی، حفظ آرامش در شرایط دشوار، تصمیمگیری سریع و ایستادن کنار مردم و رزمندگان، بخشی از این تجربه بود. اما با پایان جنگ، این تجربه در جبههها باقی نماند.
وقتی سنگر خدمت به مناطق محروم رسید
پایان جنگ، آغاز فصل دیگری از مسئولیت بود؛ فصل سازندگی و آبادانی کشوری که سالها درگیر جنگ تحمیلی شده بود.
در این دوره، روحیهای که در جبههها شکل گرفته بود، مسیر تازهای پیدا کرد. پزشکان و پرستاران جهادگر، این بار راهی روستاها و مناطق کمبرخوردار شدند. مناطقی که شاید دیگر صدای گلوله در آنها شنیده نمیشد، اما محرومیت و فاصله از امکانات درمانی، همچنان یک چالش جدی بود.
اردوهای جهادی پزشکی، ویزیت رایگان، ارائه دارو و خدمات درمانی و حضور در مناطق محروم، بخشی از این مسیر شد.
مخاطب خدمت دیگر فقط مجروح جنگ نبود، کودکی که دسترسی آسانی به پزشک نداشت، مادری در روستایی دورافتاده یا سالمندی که مسیر طولانی تا نزدیکترین مرکز درمانی پیش رو داشت، در دایره این خدمت قرار گرفت.
به این ترتیب، «سنگر» معنای تازهای پیدا کرد. آن روزها سنگر، یک بیمارستان صحرایی بود و حالا درمانگاهی ساده در گوشهای دور از شهر.
وقتی بحران، چهره دیگری به خود گرفت
سالها بعد، جامعه پزشکی با بحرانی مواجه شد که نه مرز جغرافیایی میشناخت و نه میدان جنگ مشخصی داشت، «کرونا». همهگیری کرونا بار دیگر نشان داد که نظام سلامت در زمان بحران، به نیروهایی نیاز دارد که بتوانند فراتر از وظیفه روزمره خود عمل کنند.
بیمارستانها با موج گسترده مراجعات مواجه شدند و پزشکان، پرستاران و سایر نیروهای درمانی در خط مقدم مقابله با بیماری قرار گرفتند. شیفتهای طولانی، فشار کاری، نگرانی از ابتلا و در عین حال ضرورت ادامه خدمت، شرایطی متفاوت را برای کادر درمان رقم زد.

تجربه سالهای دفاع مقدس و سالهای فعالیت جهادی، در اینجا نیز به شکلی دیگر خود را نشان داد. حضور در بحران، حفظ آرامش، کار گروهی و اولویت دادن به سلامت مردم.
کرونا نشان داد که «خط مقدم» الزاماً جایی نیست که صدای گلوله در آن شنیده شود، گاهی ممکن است خط مقدم، همان اورژانس بیمارستان و اتاقی باشد که پزشک و پرستار، ساعتها برای نجات جان یک بیمار تلاش میکنند.
جنگ ۱۲ روزه آزمونی برای نسل تازه کادر درمان
پس از کرونا، تجربه دیگری پیش روی جامعه پزشکی قرار گرفت. جنگ ۱۲ روزه.
بحرانی ناگهانی که بسیاری از نیروهای درمانی، بهویژه نسل جدید کادر پزشکی و پرستاری، تجربه مشابهی از آن نداشتند.
به گزارش بسیج، دکتر سیدحسن نیکنژاد حسینی، رئیس بیمارستان شهید رجایی قزوین، در همین راستا در گفتگو با خبرنگار بسیج، با اشاره به عملکرد کادر درمان این بیمارستان در بحرانهای اخیر میگوید: نیروهای پزشکی و پرستاری بیمارستان در حوادث مختلف نشان دادهاند که توانایی حضور مؤثر و مدیریت شرایط بحرانی را دارند.
وی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه اظهار میکند که بسیاری از نیروهای فعلی بیمارستان تجربه مستقیم جنگ هشتساله را نداشتند و این جنگ برای آنان تجربهای جدید اما سخت بود. با این حال، کادر درمان توانست خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
در جریان این جنگ، با توجه به حملات صورتگرفته به مراکز صنعتی و حتی غیرنظامی، تعدادی از هموطنان مجروح شدند و بیمارستان شهید رجایی نیز در روند درمان آنان نقش داشت.
نیکنژاد حسینی میگوید: کادر درمان با حفظ خونسردی و تعهد حرفهای، توانست شرایط را مدیریت کند و خدمات مورد نیاز را به مجروحان ارائه دهد. این در حالی بود که بیمارستان شهید رجایی در شرایط عادی نیز با حجم بالایی از مراجعات مواجه است. به گفته رئیس بیمارستان، اورژانس این مرکز به طور عادی بیش از چهار هزار ورودی دارد و نزدیک به دو هزار عمل جراحی ماهانه در آن انجام میشود.

افزایش ناگهانی تعداد مجروحان در شرایط جنگی، بنابراین بار مضاعفی بر این مرکز درمانی وارد کرد. باری که با حضور نیروهای درمانی و مدیریت شرایط، پشت سر گذاشته شد.
وقتی بحران هنوز تمام نشده بود
اما آزمون کادر درمان به جنگ ۱۲ روزه ختم نشد. به گفته رئیس بیمارستان شهید رجایی، هنوز تیم درمان فرصت بازیابی کامل از فشارهای جنگ را پیدا نکرده بود که حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه، شرایط امنیتی جدیدی را رقم زد، شرایطی که حتی خود بیمارستان نیز در معرض خطر قرار داشت.
در این روزها، نیروهای داوطلب به بیمارستان آمدند، آنقدر که به گفته نیکنژاد حسینی، در مقطعی بیمارستان حتی با محدودیت فضا برای حضور نیروهای داوطلب مواجه شد.
این حضور، نشانهای از همان روحیهای بود که سالها پیش در جبهههای دفاع مقدس شکل گرفته و بعدها در اردوهای جهادی و بحران کرونا ادامه یافته بود.
جنگ رمضان و بیمارستانی که چراغش خاموش نشد
پس از آن، جنگ رمضان آغاز شد، بحرانی دیگر که جامعه پزشکی را در شرایطی متفاوت قرار داد. در این دوره، علاوه بر مجروحان و آسیبدیدگان، شرایط روحی جامعه نیز تحت تأثیر حوادث قرار گرفت. بیمارستان شهید رجایی نیز با توجه به موقعیت استراتژیک خود و با توجه به ناجوانمردی دشمن متخاصم در هدفگیری مراکز درمانی در سطح کشور، در معرض خطر قرار داشت. با این حال، به گفته نیکنژاد حسینی، حتی یک مورد سستی یا ترس در میان نیروهای بیمارستان مشاهده نشد و کادر درمان در محل خدمت حضور داشتند.
بیمارستانی که در شرایط عادی روزانه پذیرای شمار زیادی از بیماران است، در شرایط جنگی باید هم فعالیت معمول خود را حفظ میکرد و هم آماده پذیرش مجروحان میبود. با وجود این فشار، خدمات درمانی ادامه پیدا کرد و بخش قابل توجهی از مجروحان تحت درمان قرار گرفتند. روشن ماندن چراغ بیمارستان خود بخشی از مقاومت بود، مقاومتی که نه با سلاح، بلکه با تخصص، تعهد و خدمت معنا پیدا میکرد.
جهاد پزشکی، محدود به روزهای جنگ نیست
اما اگر روایت جامعه بسیج پزشکی را تنها در جنگ خلاصه کنیم، بخش بزرگی از این داستان دیده نمیشود.
روحیه جهادی کادر درمان در روزهای عادی نیز ادامه دارد. در اردوهای پزشکی، مناطق محروم، حوادث طبیعی، برنامههای امدادی و حتی مراسم اربعین.
رئیس بیمارستان شهید رجایی قزوین با اشاره به این فعالیتها میگوید پزشکان و پرستاران این بیمارستان در اردوهای جهادی پزشکی حضور دارند و در زمان وقوع حوادث و بحرانها نیز برای کمک به مناطق آسیبدیده اعلام آمادگی کردهاند.
به گفته وی، پس از جنگ رمضان نیز تعدادی از پزشکان و کارکنان بیمارستان برای حضور در مناطق جنگی و کمک به آسیبدیدگان داوطلب شدند و برخی از آنان در این مناطق حضور یافتند.
این روحیه حتی به کمکهای شخصی و خودجوش نیز کشیده شده است. از جمعآوری کمکهای مالی برای آسیبدیدگان گرفته تا حمایت روحی از مجروحان، بازماندگان شهدا و خانوادههای آسیبدیده. اینجا دیگر جهاد پزشکی تنها به درمان یک زخم جسمی محدود نمیشود. گاهی مرهم گذاشتن بر زخمی است که روی تن جامعه نشسته است.
اخلاق، بخش جداییناپذیر خدمت
در تمام این سالها، در کنار تخصص و مهارت پزشکی، یک عنصر دیگر نیز اهمیت داشته است، «اخلاق».
پزشکی در شرایط عادی با جان انسانها سروکار دارد، اما در بحران، مسئولیت اخلاقی آن چند برابر میشود. زمانی که پزشک باید در شرایط فشار، آرامش خود را حفظ کند، کرامت بیمار را رعایت کند و در کنار خانوادهای بایستد که عزیز خود را از دست داده یا مجروح شده است.
دکتر نیکنژاد حسینی با اشاره به تأکیدات رهبر شهید بر اخلاق، تعهد و توانمندسازی کادر درمان میگوید: این توصیهها همواره مورد توجه جامعه پزشکی بوده و در تقویت روحیه مسئولیتپذیری کادر درمان نقش داشته است.
به گفته وی، بخش قابل توجهی از جامعه پزشکی را نیروهای متعهد، اخلاقگرا و پایبند به شئونات حرفهای تشکیل میدهند و در بیمارستان شهید رجایی نیز پزشکانی حضور دارند که در کنار توانمندی علمی، به اخلاق حرفهای و اسلامی توجه دارند.
یک مسیر، میدانهای متفاوت
چهار دهه را که کنار هم قرار دهیم، مسیر جامعه بسیج پزشکی روشنتر میشود. دفاع مقدس، سازندگی، محرومیتزدایی، کرونا، جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان. شش مقطع متفاوت، با شش صورت متفاوت از بحران و یک نقطه مشترک: یعنی «حضور».
در دفاع مقدس، پزشک و پرستار در کنار رزمنده ایستاد.
در سالهای سازندگی، راهی مناطق محروم شد.
در کرونا، در خط مقدم مقابله با بیماری ماند.
در جنگ ۱۲ روزه، بیمارستان را به سنگر نجات مجروحان تبدیل کرد.
در جنگ رمضان نیز، با وجود تهدید، چراغ خدمت را روشن نگه داشت.
به گزارش بسیج، نسلها تغییر کردهاند و شکل بحرانها دیگر مانند سالهای دفاع مقدس نیست، اما فرهنگ خدمت همچنان ادامه دارد. جامعه بسیج پزشکی، در این گزارش، روایت تداوم یک فرهنگ است، فرهنگی که از روزهای دفاع مقدس عبور کرده، در سالهای سازندگی و محرومیتزدایی ریشه دوانده، در بحران کرونا خود را نشان داده و در جنگهای اخیر نیز متعهدانه به میدان آمده است.
میدان تغییر کرده است، گاهی خاکریز بوده، گاهی روستایی محروم، گاهی بخش کرونایی و گاهی اورژانس بیمارستانی در میانه جنگ. اما اصل ماجرا همان است:
وقتی زندگی مردم در خطر است، جامعه پزشکی میایستد، با دانش، با تعهد و با روحیهای که سالهاست نامش «جهاد» است.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰