۱۰ / مهر / ۱۴۰۵ - 02 October 2026
۰۳:۳۹
کد خبر : 9787308
۱۰:۰۸

۱۴۰۵/۰۷/۰۶

روستای کیذقان نمونه‌ای از همدلی در روزهای سخت دفاع مقدس

روستای کیذقان در سال‌های دفاع مقدس، صحنه همدلی مردم و پشتیبانی از جبهه‌ها بود؛ از پخت نان و بسته‌بندی آذوقه تا اعزام جوانان روستا به جبهه‌های نبرد.

ششتمدبه گزارش خبرگزاری بسیج استان خراسان رضوی از ششتمد، غلامرضا ترابی، کارشناس و فعال رسانه‌ای در یادداشتی نوشت: هنوز هم وقتی یاد آن روزهای جنگ می‌افتم، عطر نانِ گرم در کوچه پس‌کوچه‌های روستای ییلاقی و دل انگیز کیذقان را استشمام می‌کنم. آن روزها جنگ بود، اما مردم روستا مثل چنار کهنسال و تنومند، مقاوم و استوار زندگی می‌کردند و پویا و بانشاط نقش آفرین بودند، کیذقانِ ما، فقط یک روستا نبود و نیست؛ یک خانه بزرگ بود که همه در آن برای یک هدف، دست‌به‌دست هم داده بودند، یادم هست عمه حلیمه با زنان دیگر روستا با تنورهایی که با هیزم، داغ و آماده پخت نان می‌شد از طلوع آفتاب در تدارک آماده شدن خمیر می‌شدند و با عشق و انگیزه برای پیروزی اسلام و ایران دعا می‌کردند. 

یادم هست اکثر مادران و خواهرانمان در خانه و مساجد، دوشادوش هم کار می‌کردند. از هرکوچه ای عبور میکردی شعله های دود و آتش هیزم ها زبانه میکشید، تنورها انگار قرار نبود خاموش شوند هر خانه، یک پایگاه بود. جایی که نان‌های محلی پخته می‌شد تا قوتِ قلبِ رزمنده‌ها در خط مقدم باشد. صدای صلوات زنانی که دور هم جمع می‌شدند و مغز گردو و بادام بسته بندی می‌کردند یا بسته های آلو بخارایِ باغ‌ها را مرتب می‌کردند، هنوز در گوشم نجوا می‌کند. آن آلوها و گردوها فقط آذوقه نبود، خیر و برکتِ دسترنجِ مردم روستا بود که با نیتِ سلامتیِ بچه‌هایی که راهیِ جبهه می‌شدند انجام می‌گرفت.

این روزها وقتی به روستا سر میزنم و از جلو درب مسجد عبور میکنم صحنه آن لحظه ای که خاله فاطمه با سبدی پلاستیکی از رنگ و رو رفته با اون چند تخم مرغ محلی که درونش گذاشته بود توی ذهنم تداعی میشه انگار همین حالاست که داره میگه [من فقط همین چندتا تخم مرغ رو داشتم چیز دیگه ای برای هدیه به رزمنده ها ندارم] با همون لهجه سبزواریش میگفت "کمِ مو کِرَم شما"

هنوز نوای حاج صادق آهنگران که لقب بلبل خمینی به او داده بودند از بلندگوی خودرو تویوتای سپاه که در بدو ورود به روستا پخش میشد در گوشم شنیده میشود

اینها به کنار جوون‌های باغیرتِ روستای کیذقان هم که حقا ای ولله دارن، ده‌ها رزمنده از همین کوچه‌ها راهی جبهه ها شدند؛ جوانانی که مهدِ تربیت‌شان، همین خاک و همین مساجد بود. آن‌ها رفتند تا کیذقان، سبزوار، ششتمد، کوهمیش و همه این خاک، سربلند بماند.

این‌ها را نمی‌گویم که فقط خاطره‌بازی کنیم. می‌گویم تا یادمان باشد «کیذقان» همیشه مهدِ مردان و زنانِ مومن و پای‌کار بوده است. آن روزها، صفا و یکرنگی و یکدلی رمزِ پیروزیِ ما در جنگ بود که اگر امروز هم حفظش کنیم، بزرگترین سپرِ ما در برابر هر مشکلی است.

روح پاک و مطهر همه شهدا مخصوصا شهیدان علوی، جعفری، محمدی و... متعالی انشاالله.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید