
به گزارش خبرگزاری بسیج گیلان،هفته دفاع مقدس فرصتی برای بازخوانی خاطرات مردانی است که در روزهای سخت جنگ تحمیلی، از جان خود برای دفاع از میهن اسلامی گذشتند. در این میان، شهدای روحانی جایگاه ویژهای دارند. آنان در کنار حضور در جبهههای نبرد، به هدایت فکری و معنوی رزمندگان، تقویت روحیه نیروها و تبیین معارف دینی میپرداختند و نشان دادند که روحانیت، در روزهای دفاع از کشور، در کنار مردم و رزمندگان حضور داشته است.
حماسه دفاع مقدس تنها در سنگرهای جبهه شکل نگرفت. مادران شهدا نیز با صبر، ایمان و سالها چشمانتظاری، بخشی از این حماسه بزرگ را رقم زدند. روایت آنان از دوری فرزندان، بازگشت پیکر شهدا و تحمل سالهای مفقودالاثری، سندی زنده از فرهنگ ایثار و شهادت است.
بیان این خاطرات، بخشی از جهاد تبیینی برای نسل امروز به شمار میرود، نسلی که باید بداند امنیت و آرامش امروز، حاصل فداکاری چه مردان و زنانی است.

کودکی که مسیرش را از همان سالها انتخاب کرد
«رقیه یوسفینژاد»؛مادر شهید محمدعلی اصغری در گفتگو با بسیج با بیان اینکه دارای چهار پسر و دو دختر است. یکی از پسران او به شهادت رسیده و یکی دیگر از فرزندانش نیز از دنیا رفته است، از فرزندشهیدش گفت و اظهار کرد:
شهید محمدعلی اصغری هشتم آبان سال ۱۳۴۹ متولد شد. او پنجمین فرزند خانواده و سومین پسر بود. از دوران مدرسه روحیهای فعال و مذهبی داشت و با دوستان خوب و متدین رفتوآمد میکرد.
وی افزود: محمدعلی از همان سالهای مدرسه فعالیتهای مذهبی داشت. یکی از دوستانش پیشنهاد داد او را به قم ببرند. محمدعلی در سالروز ولادت امام علی(ع) لباس روحانیت پوشید و علاقهاش به این مسیر بیشتر شد.
یوسفی نژاد ادامه داد: زمانی که محمدعلی تصمیم گرفت روحانی شود، از من خواست پروندهاش را از مدرسه بگیرم. من هم پروندهاش را گرفتم و به او گفتم اگر به سمت روحانیت بروی، خودم برایت لباس درست میکنم. هر زمان که به قم میرفت، ابتدا به زیارت میرفت و پس از آن در کلاسهای درس حاضر میشد.
وی گفت:محمدعلی از کودکی به عبادت علاقه داشت. زمانی که کلاس سوم بود، نماز شب میخواند. او بچهای فعال بود و بیشتر اوقات خود را در مسجد و خانه سپری میکرد.

روحانی جوانی که پیک جبههها شد
مادر شهید اصغری درباره حضور فرزندش در دوران دفاع مقدس گفت: محمدعلی در طول جنگ رفتوآمد داشت و بهعنوان پیک فعالیت میکرد. هر بار که به جبهه میرفت، حدود دو ماه در منطقه میماند و سپس بازمیگشت.
وی افزود:هیچوقت به محمدعلی نمیگفتم نرو. از کودکی میدانستم راهی که انتخاب کرده،درست است. او خودش مسیرش را انتخاب کرده بود و من نیز به تصمیمش احترام میگذاشتم.
یوسفینژاد گفت: محمدعلی به این مسیر علاقه زیادی داشت. تلاش میکرد در کنار درس، فعالیتهای مذهبی و اجتماعی خود را نیز ادامه دهد.
وی افزود: یکی از دوستان محمدعلی، حاجآقا مرتضوی بود. این دوست در سالهای فعالیتهای مذهبی با او ارتباط داشت و بعدها نیز خاطراتی از محمدعلی برای ما بازگو می کرد.
مادر شهید اصغری ادامه داد: محمدعلی در دوران جنگ رفتوآمد زیادی داشت و هر بار که به جبهه میرفت، مدتی طولانی از خانه دور میماند. حضور او در جبهه تنها به فعالیت نظامی محدود نبود، او در مسیر تقویت روحیه رزمندگان و رساندن پیامها نیز تلاش میکرد.
هشت سال چشمانتظاری برای بازگشت پیکر
یوسفینژاد درباره شهادت فرزندش گفت: محمدعلی در سال ۱۳۶۷ در شلمچه عراق به شهادت رسید. پس از شهادت، پیکر او هشت سال مفقود بود.
وی ادامه داد: ما در رشت برای محمدعلی مزار درست کردیم. پس از هشت سال، پیکرش را آوردند، قم را خیلی دوست داشت ،اما طبق گفته بزرگان، در همین محل به خاک سپرده شد.
مادر شهید اصغری درباره سالهای انتظار گفت:هر بار که محمدعلی به جبهه میرفت، برایش نامه مینوشتیم. آخرین نامهای که برای او فرستادم، برگشت خورد. وقتی علت ارسال نشدن نامه را پیگیری کردم، گفتند شاید محل حضورش تغییر کرده باشد.
وقتی از وجود چندین شهید گمنام به کشور گفتند ،یک روز به سپاه رفتم. به من گفته بودند پدر محمدعلی آمده است و باید آزمایش بدهد آزمون خواستند گریه و زاری نکنم وقتی رسیدم، تابوتهای زیادی را دیدم. پیکر ۳۸ شهید در سال ۱۳۷۵ به کشور بازگشته بود.
یک مادر در فاصله هشت سال، دوبار فرزندش را بدرقه کرد، یکبار با امید بازگشت و بار دیگر با پیکری که پس از سالها به خانه برگشته بود.
وی ادامه داد: آخرینبار در خردادماه با محمدعلی خداحافظی کردم. آن زمان فکر میکردم اگر روحانی شود، آرامتر میشود و از فکر شهادت فاصله میگیرد، اما علاقه او به شهادت در وجودش باقی مانده بود.
آرزوی دیدار امام خمینی(ره)
مادر شهید اصغری با اشاره به سفر خود به قم گفت: یکبار همراه پدر محمدعلی به قم رفتیم. او به پدرش گفت مادر به حجره نیاز دارد، چون در آنجا مردان روحانی حضور دارند. محمدعلی در آن زمان ۱۷ سال و نیم داشت اما این مسائل برایش خیلی مهم بود.
وی افزود: محمدعلی آرزو داشت امام خمینی(ره) را از نزدیک ببیند. دوست داشت ازدواجش در مهدیه برگزار شود و زندگی خود را در مسیر روحانیت و خدمت سپری کند.
یوسفینژاد درباره خوابهایی که درباره رهبری دیده است، گفت: یکبار رهبر معظم انقلاب؛سید مجتبی امام خامنه ای (مدظله العالی)را در خواب دیدم. در خواب به من گفته شد که پای ایشان تیر خورده است.
وی ادامه داد: خواب دیگری نیز دیده بودم که صاحبالزمان(عج) یک مشت سکه به من داد. در خواب میگفتم من لیاقت دریافت این هدیه را ندارم. وقتی از خواب بیدار شدم، بسیار گریه کردم
مادر شهید اصغری افزود: حاجآقا مرتضوی، یکی از دوستان محمدعلی، دو سال بعد به من گفت که محمدعلی را در خواب دیده است. در آن خواب به او گفته بودند محمدعلی رفته و دیگر بازنمیگردد.

احترام به پدر و مادر در خلوت و غربت
یوسفینژاد درباره شخصیت فرزندش و رابطه او با پدر و مادرش گفت: محمدعلی نمونه و تک بود. ارتباط بسیار خوبی با پدرش داشت. در کتابی که درباره او نوشته شده، آمده است محمدعلی همیشه مراعات احوال خانواده را می کرد زمانی اگر دیر وقت به منزل می آمد برای عدم سرو صدا و برای اینکه پدر و مادرش اذیت نشوند، بیرون از خانه و کنار در میخوابید.
وی افزود: این رفتار نشاندهنده احترام او به پدر و مادرش بود. محمدعلی با وجود سن کم، درک بالایی داشت و تلاش میکرد باعث ناراحتی خانواده نشود.
مادر شهید اصغری ادامه داد: او فرزند مسجد و خانه بود. هم در فعالیتهای اجتماعی حضور داشت و هم به خانواده توجه میکرد. علاقهاش به روحانیت و عبادت از همان دوران کودکی در وجودش شکل گرفته بود.

پیام مادر شهید برای نسل امروز
یوسفینژاد با اشاره به سالهای انتظار خانوادههای شهدا گفت: هشت سال جنگ و هشت سال انتظار را پشت سر گذاشتیم. مردم ایران در این سالها وفاداری خود را نشان دادندبویژه در اجتماعات شبانه که هم در تابستان هم در زمستان با وجود سردی هوا درخیایان وفاداری خود را ثابت کردند .
وی افزود: مردم ما خوب هستند و مسئولان نیز باید در مسیر خدمت به این مردم تلاش کنند.خانوادههای شهدا سالها با دلتنگی و انتظار زندگی کردهاند و شایسته احترام و توجه هستند.
مادر شهید اصغری با بیان اینکه مادران شهدا دلهای پر غصه دارند و با گریه خودشان را آرام میکنند، اظهار کرد:کسانی که میخواهند راه شهدا را ادامه دهند، مسئولیت سختتری بر عهده دارند. راه شهدا تنها با سخن گفتن ادامه پیدا نمیکند، باید در عمل نیز به ارزشهای آنان پایبند بود.
وی افزود: امروز جهاد تبیینی اهمیت زیادی دارد. باید واقعیتهای دوران دفاع مقدس، نقش روحانیون در جبههها، فداکاری رزمندگان و صبر مادران شهدا برای نسل جوان بیان شود. جوانان باید بدانند آرامش و امنیت امروز، حاصل ایستادگی و فداکاری مردانی است که از همه داشتههای خود گذشتند.
یوسفینژاد در پیام آخر این گفتگو گفت:ما بویژه مادران شهدا همچنان پشت سر رهبرمان ایستادهایم. از سپاه و نیروهای مسلح نیز به دلیل حمایتها و تلاشهایشان برای شناسایی و بازگرداندن پیکر شهدا قدردانی میکنم.
شهادت انتخاب آگاهانه راه
بازگشت پیکر محمدعلی پس از هشت سال،پایان یک انتظار طولانی و آغاز خاطراتی ماندگار از فرزندی بود که راه شهادت را آگاهانه انتخاب کرد.
بازخوانی زندگی شهدایی همچون شهید روحانی محمدعلی اصغری که با آگاهی از پایان راه و برای دفاع از میهن اسلامی قدم در مسیر جهاد گذاشتند، ضرورتی جدی است.
آری دفاع مقدس تنها در میدان نبرد رقم نخورد. مادرانی نیز در پشت جبهه، با صبر و دلتنگی، بار سنگین انتظار را به دوش کشیدند.

امروز مادر شهید محمدعلی اصغری با خاطرات کفشهای روحانیت، عمامه سفید و تصاویری از فرزندش زندگی میکند، تصاویری که حضور او را بیش از هر زمان دیگری برای مادر ملموس میسازد.
روایت زندگی شهید محمدعلی اصغری و مادرش، بخشی از جهاد تبیینی امروز است تا نسل جوان بداند امنیت این سرزمین، حاصل انتخابها و فداکاریهایی است که هنوز در خاطره مادران شهدا زنده مانده است. بهحق که شهدا زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میخورند.