به گزارش خبرگزاری بسیج استان خراسان رضوی از کاشمر، محسن تقوی، فعال رسانه و خبرنگار خبرگزاری بسیج، در یادداشت خود نوشت:
اگر در سالهای دفاع مقدس، سنگر خط مقدم محل دفاع از مرزها و استقلال کشور بود، امروز اقتصاد یکی از مهمترین سنگرهای دفاع از اقتدار ملی است. میدان تغییر کرده، ابزارها متفاوت شده و شکل تهدیدها دگرگون شده است، اما یک اصل همچنان ثابت مانده است، اینکه عبور از شرایط سخت، نیازمند حضور مردم، خودباوری، مدیریت صحیح و استفاده از ظرفیتهای داخلی است.
دفاع مقدس را نمیتوان تنها در خاطرات عملیاتها، نام فرماندهان و تصاویر رزمندگان خلاصه کرد. دفاع مقدس یک تجربه بزرگ مدیریتی، اجتماعی و ملی بود که در آن ملت ایران آموخت چگونه در شرایط محدودیت، تهدید و فشار، ظرفیتهای خود را فعال کند و برای حل مسائل به توان داخلی تکیه داشته باشد.
امروز وقتی از اقتصاد سخن میگوییم، در واقع از یکی از مهمترین عرصههای قدرت ملی سخن گفتهایم. اقتصاد قوی، تولید پایدار، نیروی انسانی توانمند، فناوری بومی، امنیت غذایی، اشتغال و رونق کسب و کار، همگی بخشی از مؤلفههایی هستند که میتوانند توان کشور را در برابر فشارها افزایش دهند.
در دوران دفاع مقدس، سنگر فقط خاکریز و سنگر نظامی نبود. پشت جبهه نیز سنگر مهمی برای پشتیبانی از رزمندگان بود. خانوادهها، کشاورزان، کارگران، اصناف، دانشجویان، پزشکان، مهندسان و گروههای مختلف مردم هر کدام بخشی از بار دفاع را بر دوش داشتند. همین مشارکت گسترده نشان داد که دفاع از کشور تنها با حضور نیروهای نظامی امکان پذیر نیست و مردم، سرمایه اصلی یک ملت در روزهای سخت هستند.
امروز نیز سنگر اقتصاد بدون حضور مردم معنا ندارد. تولیدکننده، کارگر، کشاورز، کارآفرین، کاسب، متخصص، دانشجو و مصرف کننده، هر کدام در این میدان نقش دارند. اقتصاد زمانی میتواند در برابر فشارها ایستادگی کند که میان ظرفیتهای مردم و سیاستهای اقتصادی پیوندی واقعی ایجاد شود.
یکی از مهمترین درسهای دفاع مقدس، باور به توان داخلی بود. در شرایطی که بسیاری از امکانات در اختیار کشور قرار نداشت، نیروهای ایرانی تلاش کردند نیازهای خود را با تکیه بر دانش، تجربه و ابتکار داخلی تأمین کنند. بسیاری از تجربههای فنی و مدیریتی آن دوران در دل محدودیتها شکل گرفت و همین محدودیتها، زمینه ساز نوآوری شد.
سنگر اقتصاد نیز امروز به چنین رویکردی نیاز دارد. استفاده از توان داخلی به معنای قطع ارتباط با جهان نیست، بلکه به معنای تقویت بنیانهایی است که کشور را در برابر فشارهای بیرونی آسیب پذیر نکند. اقتصادی که تولیدکننده توانمند، نیروی انسانی متخصص و فناوری داخلی داشته باشد، در برابر بحرانها قدرت بیشتری برای مدیریت شرایط خواهد داشت.
دفاع مقدس همچنین درس مدیریت منابع بود. در آن سالها امکانات کشور محدود بود و نمیشد منابع را بدون برنامه مصرف کرد. هر امکاناتی که در اختیار قرار میگرفت باید با دقت و اولویت بندی مورد استفاده قرار میگرفت. امروز نیز اقتصاد کشور نیازمند همین نگاه است.
منابع مالی، انرژی، آب، نیروی انسانی و سرمایههای اجتماعی، همگی سرمایههای کشور هستند. هدررفت این منابع، هزینهای است که در نهایت جامعه پرداخت میکند. بنابراین مدیریت صحیح منابع و افزایش بهره وری باید یکی از اولویتهای سنگر اقتصادی کشور باشد.
در سنگر دفاع مقدس، فرماندهی بدون شناخت میدان امکان پذیر نبود. فرمانده باید شرایط را میشناخت، نیاز نیروها را میدانست و بر اساس واقعیتهای موجود تصمیم میگرفت. در اقتصاد نیز تصمیم گیری باید بر اساس شناخت دقیق از میدان باشد.
مسئولی که درباره تولید تصمیم میگیرد باید مشکلات تولیدکننده را بشناسد. کسی که درباره بازار تصمیم میگیرد باید شرایط بازار و قدرت خرید مردم را بداند. سیاست گذار اقتصادی باید بداند تصمیم او چه اثری بر کارگر، کشاورز، تولیدکننده و خانواده خواهد داشت.
فاصله گرفتن از میدان، یکی از آسیبهایی است که میتواند سیاست گذاری را از واقعیت جامعه دور کند. امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز است مدیران اقتصادی به میان مردم و فعالان اقتصادی بروند و مسائل را از نزدیک ببینند.
یکی دیگر از درسهای دفاع مقدس، سرعت عمل در تصمیم گیری بود. در میدان جنگ، تعلل میتوانست هزینه ایجاد کند. در اقتصاد نیز تأخیر در تصمیم گیری میتواند فرصتهای تولید و سرمایه گذاری را از بین ببرد.
مدیریت جهادی به معنای تصمیم گیری بدون مطالعه نیست، بلکه یعنی پس از شناخت مسئله، برای حل آن مسئولیت پذیری و سرعت عمل وجود داشته باشد. تولیدکنندهای که ماهها برای حل یک مشکل اداری منتظر میماند، فرصتهای اقتصادی خود را از دست میدهد و این موضوع در نهایت بر اشتغال و معیشت مردم نیز اثر میگذارد.
سنگر اقتصاد به مدیرانی نیاز دارد که مسئله را ببینند، مسئولیت بپذیرند و برای حل آن اقدام کنند. بخش مهمی از مشکلات اقتصادی با هماهنگی دستگاهها، کاهش بروکراسی، شفافیت و تصمیم گیری به موقع قابل مدیریت است.
در دوران دفاع مقدس، جوانان نقش مهمی در میدان داشتند. بسیاری از آنان با وجود سن کم، مسئولیتهای بزرگ پذیرفتند و با تجربه اندوزی و ابتکار، بخشی از نیازهای کشور را پاسخ دادند. این تجربه نشان میدهد اعتماد به جوانان میتواند یکی از منابع مهم قدرت ملی باشد.
امروز نیز سنگر اقتصاد نیازمند حضور جوانان است. جوانانی که دانش، ایده و انگیزه دارند باید فرصت پیدا کنند تا در عرصه تولید، فناوری، کارآفرینی و مدیریت نقش آفرین باشند. اگر جوانان تنها مصرف کننده فرصتهای موجود باشند، بخش بزرگی از ظرفیت انسانی کشور بلااستفاده خواهد ماند.
یکی دیگر از نقاط مشترک میان سنگر دفاع مقدس و سنگر اقتصاد، اهمیت وحدت و هماهنگی است. در دفاع مقدس، پیروزی نیازمند هماهنگی میان نیروهای مختلف بود. امروز نیز سیاستهای اقتصادی باید در یک مسیر مشخص حرکت کنند.
تولید، تجارت، بانک، مالیات، انرژی، کشاورزی و اشتغال نمیتوانند هر کدام جداگانه تصمیم بگیرند و انتظار داشته باشند نتیجه مطلوب حاصل شود. اقتصاد یک مجموعه به هم پیوسته است و تصمیم در یک بخش میتواند بر بخشهای دیگر اثر بگذارد.
از سوی دیگر، مردم زمانی میتوانند نقش خود را در اقتصاد به درستی ایفا کنند که اعتماد داشته باشند. اعتماد اقتصادی با ثبات، شفافیت و پیش بینی پذیری تقویت میشود. سرمایه گذار، تولیدکننده و کارآفرین برای تصمیم گیری به محیطی نیاز دارد که قواعد آن روشن و قابل پیش بینی باشد.
دفاع مقدس نشان داد اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان میتواند سرمایه بزرگی برای کشور باشد. امروز نیز تقویت اعتماد عمومی یکی از ضرورتهای مهم اقتصادی است. مردم باید احساس کنند که سیاستهای اقتصادی برای حل مشکلات واقعی جامعه طراحی میشود و تولیدکننده نیز باید اطمینان داشته باشد که فعالیت قانونی او با موانع غیرضروری مواجه نخواهد شد.
در این میان، رسانه نیز در سنگر اقتصاد مسئولیت مهمی دارد. خبرنگار نباید تنها آمار و اظهارات رسمی را منتشر کند، بلکه باید واقعیت میدان را نیز روایت کند. معرفی ظرفیتهای اقتصادی، انعکاس مشکلات تولیدکنندگان، مطالبه گری منطقی و معرفی تجربههای موفق میتواند به شناخت بهتر مسائل کمک کند.
رسانه میتواند صدای تولیدکنندهای باشد که با وجود مشکلات همچنان کار میکند، صدای کارگری باشد که دغدغه اشتغال دارد و صدای مردمی باشد که آثار تصمیمات اقتصادی را در زندگی خود لمس میکنند. البته مطالبه گری رسانهای زمانی اثرگذار است که بر اساس اطلاعات دقیق، انصاف و شناخت مسئله انجام شود.
در شهرستان کاشمر نیز ظرفیتهای متعددی برای تقویت سنگر اقتصاد وجود دارد. کشاورزی، گردشگری، صنایع، مشاغل بومی، خدمات و نیروی انسانی جوان میتواند بخشی از ظرفیت اقتصادی شهرستان باشد. فعال کردن این ظرفیتها نیازمند برنامه ریزی، سرمایه گذاری، رفع موانع و ایجاد ارتباط میان بخشهای مختلف است.
تجربه دفاع مقدس نشان داد ظرفیتهای کوچک اگر در کنار یکدیگر قرار گیرند، میتوانند به یک توان بزرگ تبدیل شوند. در اقتصاد نیز واحدهای کوچک و متوسط، کسب و کارهای محلی و فعالیتهای خانوادگی میتوانند در صورت حمایت و اتصال به بازار، نقش مهمی در اشتغال و تولید داشته باشند.
سنگر اقتصاد تنها کارخانههای بزرگ نیست. یک کارگاه کوچک، یک مزرعه، یک فروشگاه، یک واحد خدماتی یا یک کسب و کار دانش بنیان نیز بخشی از این سنگر است. هر فعالیت سالم اقتصادی که به تولید ارزش و ایجاد اشتغال منجر شود، بخشی از توان اقتصادی کشور را شکل میدهد.
از سوی دیگر، حمایت از تولید باید همراه با مسئولیت پذیری باشد. تولیدکننده نیز باید کیفیت، حقوق مصرف کننده و حقوق کارکنان را رعایت کند. حمایت اقتصادی زمانی پایدار خواهد بود که همه طرفهای این میدان، مسئولیت خود را بپذیرند.
دفاع مقدس به ما آموخت که هیچ موفقیتی بدون مسئولیت پذیری به دست نمیآید. رزمندهای که در سنگر حضور داشت، مسئولیت خود را میشناخت. امروز نیز هر فرد باید نقش خود را در سنگر اقتصاد بشناسد.
کارمند باید در انجام وظیفه خود مسئولیت پذیر باشد، مدیر باید پاسخگو باشد، تولیدکننده باید کیفیت را رعایت کند، مصرف کننده باید الگوی مصرف منطقی داشته باشد و رسانه باید با دقت و صداقت مسائل را روایت کند.
اگر بخواهیم مفهوم اقتصاد مقاوم را در یک جمله بیان کنیم، میتوان گفت اقتصاد مقاوم اقتصادی است که در برابر فشارها توان ایستادگی داشته باشد و در عین حال بتواند مسیر رشد و پیشرفت را دنبال کند. چنین اقتصادی به تولید، دانش، نیروی انسانی، سرمایه اجتماعی و مدیریت صحیح نیاز دارد.
این همان نقطهای است که تجربه دفاع مقدس میتواند به امروز پیوند بخورد. در آن دوران نیز کشور تلاش کرد ضمن مواجهه با فشارهای خارجی، ظرفیتهای داخلی خود را فعال کند. امروز نیز باید همین اصل در قالب اقتصاد، تولید، فناوری و اشتغال دنبال شود.
البته شرایط امروز با دوران دفاع مقدس یکسان نیست و نمیتوان همه تصمیمات آن دوران را عیناً به شرایط امروز منتقل کرد. اما اصولی مانند خودباوری، مشارکت مردم، مدیریت منابع، مسئولیت پذیری و استفاده از ظرفیتهای داخلی، محدود به یک دوره تاریخی نیست و میتواند در شرایط مختلف مورد استفاده قرار گیرد.
امروز اگر سنگر دفاع مقدس نماد دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور بود، سنگر اقتصاد میتواند نماد تلاش برای حفظ توان تولید، اشتغال و اقتدار اقتصادی باشد. هر دو میدان به یک عنصر مشترک نیاز دارند، انسانهایی که مسئولیت خود را بشناسند و برای منافع عمومی تلاش کنند.
دفاع مقدس به پایان رسیده است، اما مسئولیت دفاع از کشور همچنان ادامه دارد. شکل این مسئولیت تغییر کرده است. امروز بخشی از دفاع از کشور در دانشگاه، کارخانه، مزرعه، بازار، آزمایشگاه، شرکت دانش بنیان و رسانه انجام میشود.
سنگر اقتصاد نیازمند روحیهای است که در سنگرهای دفاع مقدس شکل گرفت، روحیهای که در آن محدودیت پایان راه نیست، بلکه انگیزهای برای یافتن راههای جدید است. اگر این روحیه با دانش، برنامه و مدیریت صحیح همراه شود، میتواند زمینه ساز تقویت بنیانهای اقتصادی کشور باشد.
امروز باید از تجربه دفاع مقدس برای ساختن آینده استفاده کرد. حفظ یاد شهدا تنها با برگزاری مراسم و بیان خاطرات محقق نمیشود. یکی از بهترین راههای زنده نگه داشتن این فرهنگ، انتقال ارزشهای آن به عرصههای مورد نیاز امروز جامعه است.
از سنگر دفاع مقدس تا سنگر اقتصاد، میدان تغییر کرده است، اما اصل مأموریت همچنان دفاع از منافع ملی و ساختن آیندهای قدرتمند برای کشور است. دیروز رزمندگان با ایستادگی از مرزهای ایران دفاع کردند و امروز نسل جدید میتواند با تولید، دانش، کار، ابتکار و مسئولیت پذیری از توان اقتصادی کشور دفاع کند.
اگر دیروز سنگرهای خاکی با دستان رزمندگان ساخته شد، امروز سنگرهای اقتصادی باید با دانش جوانان، تلاش کارگران، سرمایه تولیدکنندگان، برنامه ریزی مدیران و مشارکت مردم ساخته و مستحکم شود.
این مسیر آسان نیست، اما تجربه دفاع مقدس یک حقیقت مهم را به ما یادآوری میکند، هیچ ملتی که به توان خود باور داشته باشد و ظرفیتهایش را درست مدیریت کند، در برابر مشکلات بدون راه حل نخواهد ماند.
امروز سنگر اقتصاد منتظر حضور همه کسانی است که میتوانند بخشی از بار تولید، اشتغال، دانش و پیشرفت کشور را بر دوش بگیرند. دفاع از اقتصاد نیز مانند دفاع از سرزمین، نیازمند همدلی، برنامه، تلاش و حضور در میدان است.