به گزارش خبرنگار بسیج، آیین رونمایی از کتاب «سنگر محراب»؛ روایتهای دانشآموز بسیجی شهید رضا کشاورزیان، به قلم ایوب حسینپور، صبح امروز در مسجد جوادالائمه شاهرود برگزار شد.
در این مراسم، مسؤول بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان شاهرود، مسؤول کانون خادمیاران رضوی شهرستان شاهرود، مسؤول بسیج رسانه شهرستان، نماینده بسیج دانشآموزی حوزه ایمان شاهرود، راویان و ایثارگران و رزمندگان و خانوادههای شهدا حضور داشتند.
در این آیین، حسین جلالی و محمدرضا ملکی از همرزمان شهید به بیان خاطراتی از این شهید والامقام پرداختند و حجتالاسلام سید علی رضوی نسب، کارشناس مذهبی، به سخنرانی در رثای شهدا پرداخت.
روایت راوی جانباز از شهید کشاورزی؛ «شهید خودش باید بخواهد که برایش برنامه بسازی»
محمدرضا ملکی، راوی و رزمنده جانباز دفاع مقدس، در این مراسم با بیان خاطراتی از همرزم خود، به تبیین فلسفه بزرگداشت دفاع مقدس و ویژگیهای اخلاص و بیادعایی شهدا پرداخت.
محمدرضا ملکی در این مراسم با اشاره به خاطرات مشترک خود با این شهید والامقام، اظهار داشت: آبانماه سال ۶۲ برای اولینبار با شهید کشاورزی در قالب گردانی به فرماندهی حاج اسماعیل قاسمپور به منطقه غرب اعزام شدیم و از همان نخستین دیدار در عقب تویوتا، لبخند همیشگی او بر چهره خاک گرفتهاش در ذهنم ماندگار شد.
وی با بیان اینکه این مأموریت سه ماه و هجده روز به طول انجامید، افزود: شهید کشاورزی بسیار کمحرف، آرام و اهل ادعا نبود؛ اما در لحظاتی که نیاز بود، نفر اول میدان بود. او از همان شب اول در منطقه خطرناک بیژه، نماز شب را ترک نکرد و در سکوت و بیسروصدا عبادت میکرد.
ملکی در ادامه با اشاره به خاطرهای از روز برفی در منطقه کردستان گفت: هنگامی که راننده لودر برای ادامه جادهسازی درخواست تأمین کرد و هیچکس حاضر به همراهی نشد، شهید کشاورزی بدون یک کلمه حرف، حمایل و اسلحه برداشت و من نیز بهعنوان رفیقش همراه او شدم. در همان مأموریت، سنگ بزرگی که لودر جابهجا کرد، باعث سقوط من به دره شد و شهید با نگرانی بالای سرم آمد و تا اطمینان از سلامتیام، آرام نگرفت.
این راوی دفاع مقدس با تأکید بر ویژگی اخلاص شهید کشاورزی تصریح کرد: او نه اهل ظاهرسازی بود و نه ادعای رشادت داشت؛ اما در عمل، مخلصانه کار خود را انجام میداد. پس از مأموریت کردستان، متوجه شدم که او نیز متولد ۱۳۴۷ و دانشآموز هنرستان شهید باهنر است؛ همان هنرستانی که نزدیک به پنجاه شهید تقدیم انقلاب کرده است.
وی با اشاره به طرح لبیک و اعزام دوباره به جبهههای خیبر گفت: در آخرین دیدار، شهید کشاورزی برای دریافت کپی شناسنامه و عکس اصرار داشت و من با وجود دلواپسی، عکس و کپی شناسنامهاش را بهعنوان یادگاری نگه داشتم. او رفت و به آرزوی دیرینهاش، شهادت، رسید.
ملکی در بخش دیگری از سخنان خود با طرح این پرسش که «چرا جنگ و دفاع مقدس برای ما ارزشمند است؟» پاسخ داد: آنچه رزمندگان را بیقرار میکرد، حضور خود خدا در جبههها بود. همان حس معنوی که در مسجدالنبی و مسجدالحرام بهمراتب ضعیفتر احساس میشود، در جبههها با تمام وجود لمس میشد. در جبهه، نگاه ویژه خداوند به رزمندگان بود و همین باعث بیقراری آنها میشد.
وی خطاب به حاضران افزود: امروز نیز اگر در مراسم بزرگداشت شهیدان نشستهایم، این خود شهدا هستند که ما را خواستهاند. اگر نیم ساعتی در این برنامه حضور دارید، بدانید که موردتوجه شهید قرار گرفتهاید. قدر این روزها و این فضا را بدانیم که در نگاه پر مهر خدا و در خط مقدم جبهه اجتماعی، حضور داریم.
ملکی در پایان با تأکید بر اینکه «شهید خودش باید بخواهد تا بتوان برایش برنامه ساخت»، خاطرنشان کرد: نزدیک سیسال است در مجموعههای تلویزیونی برای شهدا برنامه ساختهام و نوزده جلد کتاب نیز در این زمینه دارم؛ اما با تمام وجود ایمان دارم که تا شهید نخواهد، نمیتوان یک دقیقه برنامه یا یک خط مطلب برای او نوشت. این حضور شما نیز به خواست خود شهید کشاورزی است.
کتاب «سنگر محراب» روایتهای دانشآموز بسیجی شهید رضا کشاورزیان را در بر میگیرد که به قلم ایوب حسینپور، راوی و پژوهشگر دفاع مقدس شاهرود، تدوین و منتشر شده است. ایوب حسینپور از جانبازان و یادگاران دوران دفاع مقدس است که آثاری در حوزه تاریخ شفاهی دفاع مقدس شهرستان در حال تدوین دارد.
مراسم رونمایی از این کتاب با استقبال گسترده خانوادههای شهدا، ایثارگران و علاقهمندان به فرهنگ ایثار و شهادت در مسجد جوادالائمه شاهرود برگزار شد.
این آیین به همت نویسنده و خانواده شهید، بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان شاهرود، پایگاه امام جواد علیهالسلام حوزه بسیج مساجد و محلات ولایت، بسیج دانشآموزی حوزه ایمان و بسیج رسانه شهرستان شاهرود برگزار شد.
زندگینامه شهید رضا کشاورزیان؛ از هنرستان شهید باهنر تا شهادت در جزیره مجنون
شهید رضا کشاورزیان، فرزند اسماعیل، متولد ۵ دیماه ۱۳۴۷ در تهران بود. او دانشآموز رشته ساختمان هنرستان شهید باهنر شاهرود بود؛ همان هنرستانی که به گفته راویان، نزدیک به پنجاه شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده است.
این شهید والامقام در ۱۷ خردادماه ۱۳۶۵، مصادف با ماه مبارک رمضان، در عملیات پدافندی در جنوب جزیره مجنون، خط خندق، بر اثر اصابت گلوله به سر به فیض شهادت نائل آمد. پیکر مطهرش در گلزار شهدای شاهرود به خاک سپرده شده است.
از وصیتنامه شهید کشاورزیان، روحیه والا و ایمان عمیق او به آرمانهای الهی نمایان است. او در بخشی از وصیت خود نوشته است: خنک آن روز که پرواز کنم در بر دوست، به امید سر کویش پر و بالی بزنم و خطاب به پدران و مادران توصیه کرده است: از رفتن فرزندان خود به جبهه جلوگیری نکنید که آنان هستند که خدای خود، راه خود و مقصد اصلی خود را دریافتند.