
یادداشت | فرشاد عالی:
در ادبیات استراتژیک نظامی، بازدارندگی تنها به داشتن تسلیحات پیشرفته محدود نمیشود، بلکه «عامل انسانی» و «روحیه جمعی» قدرتمندترین متغیر در معادلات دفاعی است. پویش «جانفدا برای ایران»، فراتر از یک ثبتنام ساده، یک «بیانیه استراتژیک مردمی» بود که توانست مفاهیم نظری بازدارندگی را در عمل به نمایش بگذارد.
۱. شکستن توهم برتری
دشمن همواره بر پایه این پیشفرض حرکت میکند که فشارهای اقتصادی یا سیاسی میتواند شکاف میان حاکمیت و مردم ایجاد کند. اما ثبتنام میلیونی مردم و همسویی مقامات ارشد نظام در این پویش، این پیشفرض را به کلی در هم شکست. از منظر روانشناسی اجتماعی، وقتی توده مردم به صورت ارگانیک و گسترده اعلام آمادگی برای فداکاری میکنند، «ابهت دشمن» که بر پایه ترس و ارعاب بنا شده بود، جای خود را به «ترس دشمن از واکنش پیشبینیناپذیر مردم» میدهد.
۲. تبدیل سرمایه اجتماعی به قدرت سخت
پویش جانفدا، «سرمایه اجتماعی» جامعه ایران را به یک ابزار دفاعی تبدیل کرد. در علوم سیاسی، زمانی که یک ملت در برابر تهدید خارجی به یک «هویت واحد» تبدیل شود، هزینه هرگونه تعرض برای متجاوز به شدت افزایش مییابد. این پویش به دنیا نشان داد که دفاع از جزایر و خاک ایران، تنها وظیفه ارتش و سپاه نیست، بلکه یک «مسئولیت ملی» است که ریشه در باورهای عمیق مردمی دارد.
۳. اثر بازدارندگی غیرمتعارف
قدرت بازدارندگی در این پویش، در «عدم قطعیت» برای دشمن نهفته است. وقتی ۳۱ میلیون نفر اعلام میکنند که آمادهاند برای وطن جان بدهند، دشمن دیگر با یک ساختار اداری یا نظامی محدود طرف نیست، بلکه با یک «توده بیدار و آماده» روبروست. این وضعیت، محاسبات دشمن را از حالت «حمله احتمالی» به «ریسکهای ویرانگر» تغییر داد و عملاً هرگونه تصمیم برای تعرض را با شکست روبرو کرد.
نتیجهگیری
پویش جانفدا ثابت کرد که در نبرد قدرت، «اراده» بر «تجهیزات» برتری دارد. این حرکت، نمادی از شکست ابهت تکنولوژیک دشمن در برابر قدرت ایمان و حب وطن بود. در واقع، این پویش با تبدیل «عاطفه ملی» به «قدرت سیاسی و نظامی»، سدی نفوذناپذیر در برابر تهدیدات خلق کرد و به جهانیان آموخت که قدرت واقعی ایران، در اتحاد ناگسستنی مردم و نظامش نهفته است.
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان
یادداشت|