قزوین_در منظومه فکری اسلام، نماز، مدرسهای برای ساختن انسان متعهد، منضبط و مسئول است. انسانی که روزانه در برابر خداوند میایستد، در برابر مردم نیز خود را مسئول میبیند و نمیتواند میان بندگی خدا و انجام مسئولیتهای اجتماعی و حرفهای خود فاصلهای بگذارد. از همین رو، برای نیروهای مسلح، نماز صرفاً یک فریضه دینی نیست، بلکه میتواند سرچشمهای برای تقویت روحیه ایثار، انضباط، شجاعت، اخلاص و پایبندی به عهد و مسئولیت باشد.
نیروی مسلحی که نماز را با معرفت بهجا میآورد، پیش از آنکه در میدان مأموریت با دشمن روبهرو شود، در میدان مبارزه با نفس ایستاده است. نماز به انسان میآموزد که قدرت، امانت است، مسئولیت، فرصت خدمت است و سلاح، وسیلهای برای دفاع از حق و امنیت مردم، نه ابزار خودخواهی و تعدی. چنین نگاهی است که میتواند قدرت نظامی را با اخلاق و معنویت پیوند بزند و از یک نیروی مسلح، نیرویی مؤمن، مردمدار، مسئول و فداکار بسازد.
تاریخ اسلام، روشنترین شاهد این حقیقت است. محراب امیرالمؤمنین علی(ع)، نماد پیوند عمیق میان بندگی و مسئولیت است. علی(ع) در همان محرابی که پیشانی بر خاک میسایید، در میدان عدالت و دفاع از حق نیز استوار بود. شهادت او در محراب، برای همیشه این حقیقت را در تاریخ ثبت کرد که راه خدا از مسیر مسئولیت، عدالت و ایستادگی در برابر ظلم میگذرد. محراب علی(ع)، محراب انسانهایی است که عبادتشان آنان را از جامعه جدا نمیکند، بلکه برای پذیرش مسئولیتهای سنگینتر آمادهترشان میسازد.
در کربلا نیز نماز، حتی در سختترین لحظههای تاریخ، اقامه شد. هنگامی که شمشیرها در برابر خیمههای امام حسین(ع) صف کشیده بودند و یاران اندک او میدانستند که لحظههای آخر زندگیشان فرا رسیده است، نماز ظهر عاشورا برپا شد. نماز در ظهر عاشورا اعلام این حقیقت بود که حتی در اوج میدان نبرد نیز پیوند با خدا گسستنی نیست. یاران امام حسین(ع) در میان آتش و تیر، نماز را برپا داشتند و برخی از آنان، پیکر خود را سپر بلای امام کردند تا این پیوند مقدس پابرجا بماند.
شهدای کربلا نشان دادند که نماز و جهاد دو مسیر جدا از یکدیگر نیستند. آنجا که ایمان حقیقی شکل میگیرد، عبادت انسان را برای فداکاری آماده میکند و فداکاری نیز از سرچشمه ایمان نیرو میگیرد. به همین دلیل، یکی از ماندگارترین تصاویر عاشورا، نماز در میانه میدان است. نمازی که در محاصره دشمن اقامه شد تا نسلهای بعد بدانند پاسداری از حقیقت، بدون پیوند با خداوند، به یک ادعای بیپشتوانه تبدیل خواهد شد.
همین فرهنگ، هزار و اندی سال بعد در جبهههای دفاع مقدس نیز تکرار شد. رزمندگان ایرانی در سنگرهایی که گاه فاصله چندانی با آتش دشمن نداشت، اقامه نماز را از برنامه زندگی خود جدا نکردند. تصاویر و خاطرات بسیاری از شهدایی که پیش از عملیات، در سنگر نماز میخواندند، در حال قنوت بودند یا همان لحظات عبادت، آخرین لحظات زندگیشان شد، نشان میدهد که برای آنان، نماز، ریشهای بود که روحیه مقاومت و ایستادگیشان از آن تغذیه میکرد.
شهیدی که در حال قنوت به شهادت میرسد، تصویری ماندگار از یک حقیقت است، اینکه انسان میتواند در اوج آمادگی برای دفاع، دلش را به خدا بسپارد. این همان نقطهای است که «قدرت» با «معنویت» پیوند میخورد. جایی که شجاعت، از خشم و خشونت سرچشمه نمیگیرد، بلکه از ایمان به وظیفه و احساس مسئولیت در برابر خدا و مردم نیرو میگیرد.
امروز نیز منزلت نماز در میان نیروهای مسلح باید فراتر از یک برنامه اداری و تکلیف سازمانی دیده شود. نماز میتواند یکی از مهمترین پایههای تربیت نیرویی باشد که در برابر وسوسه قدرت، خود را کنترل کند، در برابر سختیها استقامت داشته باشد، در برابر مردم متواضع باشد و در انجام مأموریت، امانت و تعهد را بر منافع شخصی مقدم بداند.
نیروهای مسلح، حافظان امنیت و آرامش جامعهاند و این مسئولیت بزرگ، بیش از هر چیز به انسانهایی نیاز دارد که در کنار آمادگی جسمانی و مهارت حرفهای، از استحکام روحی و اخلاقی نیز برخوردار باشند. نماز، اگر با معرفت و حضور قلب همراه شود، همین انسان را تربیت میکند. انسانی که در برابر خدا سر فرود میآورد تا در برابر ظلم سر خم نکند.
از محراب خونین امیرالمؤمنین(ع) تا نماز ظهر عاشورا، از قنوت شهدای کربلا تا نمازهای بیریای رزمندگان دفاع مقدس، یک پیام مشترک در تاریخ باقی مانده است: نماز، انسان را برای ایستادن در راه حق آماده میکند.
نماز در نیروهای مسلح، سنگر نخست تعهد است. سنگری که اگر آباد بماند، ایمان، اخلاق، انضباط، مسئولیتپذیری و روحیه فداکاری نیز استوارتر خواهد ماند و نیروی مسلح، پیش از آنکه صرفاً نیرویی قدرتمند باشد، به نیرویی امین، مؤمن و شایسته اعتماد مردم تبدیل خواهد شد.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰