قزوین_ از نگاه قرآن، هنگامی که سخن از «اقامه» نماز به میان میآید، پای یک مسئولیت اجتماعی و تمدنی نیز به میان کشیده میشود. آیه شریفه «اَلَّذینَ اِنْ مَکَّنّاهُم فِی الْأَرْضِ اَقامُوا الصَّلاةَ» دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند. آنجا که قرآن، یکی از نخستین نشانههای جامعه صالح را پس از دستیابی به قدرت و تمکن، اقامه نماز معرفی میکند.
تأکید رهبر معظم انقلاب بر این آیه، یک نکته بنیادین را روشن میسازد، در منطق اسلامی، قدرت زمانی ارزشمند است که به اقامه حق منجر شود. جامعه صالح، جامعهای نیست که صرفاً از قدرت برخوردار باشد بلکه جامعهای است که قدرت را در خدمت ارزشهای الهی، عدالت، اصلاح و بندگی خدا قرار دهد. از همین منظر، نماز در پیام رهبر انقلاب به یک «شاخص» تبدیل میشود. شاخصی برای سنجش اینکه قدرت و حاکمیت، در چه مسیری به کار گرفته میشوند.
اما نقطه مهمتر پیام، پیوندی است که میان نماز و جهاد برقرار میشود. اینجا نماز از ساحت فردی عبور کرده و وارد میدان مقاومت میشود. جهاد، پیش از آنکه به ابزار و توانایی بیرونی نیاز داشته باشد، به انسانی نیازمند است که از درون ساخته شده باشد، انسانی که در برابر ترس، تهدید، تطمیع و فشار، اراده خود را از دست ندهد و امیدش را به قدرتهای مادی گره نزند.
نماز چنین انسانی را تربیت میکند. انسانی که هر روز چند بار در برابر عظمت خداوند میایستد و در همان حال، از بندگی غیر خدا فاصله میگیرد. لذا نماز را میتوان مدرسه تربیت انسان مقاوم دانست. کسی که در محراب، خود را در برابر خداوند مسئول میبیند، در میدان اجتماع نیز نسبت به سرنوشت جامعه، مردم و آرمانهای الهی بیتفاوت نمیماند.
اینجاست که معنای «نماز در جهاد و فتح و ظفر» آشکارتر میشود. نماز قرار نیست جایگزین تلاش، برنامهریزی، مجاهدت و ایستادگی شود، بلکه به این مجاهدت، جهت، معنا و استقامت میدهد. مجاهدی که پشتوانه معنوی ندارد، ممکن است در برابر دشواریها فرسوده شود، اما انسانی که ارتباط خود را با سرچشمه قدرت الهی حفظ کرده است، میدان مبارزه را تنها با محاسبات مادی نمیسنجد.
به همین دلیل، میتوان گفت محراب و میدان در منطق این پیام دو نقطه جدا از یکدیگر نیستند. محراب، انسان را برای میدان میسازد و میدان، صداقت آنچه را انسان در محراب آموخته است آشکار میکند. نمازِ واقعی باید در رفتار، مسئولیتپذیری، شجاعت، ایثار و دفاع از حق اثر خود را نشان دهد و جهادِ واقعی نیز بدون پشتوانه معنوی، از مسیر توحید فاصله خواهد گرفت.
از سوی دیگر، تأکید بر «اقامه» نماز نیز دارای معنایی فراتر از «خواندن» نماز است. اقامه، ناظر به برپا داشتن و نهادینه کردن است. یعنی نماز باید در فرهنگ عمومی جامعه حضور پیدا کند و از یک رفتار فردی به یک ارزش اجتماعی تبدیل شود. مدرسه، دانشگاه، خانواده، مسجد، محیط کار، نیروهای مسلح و همه نهادهای اجتماعی میتوانند در این فرایند نقش داشته باشند. در چنین نگاهی، مسئله اصلی دیگر افزایش آمار نمازگزاران نیست، بلکه ساختن جامعهای است که روح نماز در مناسبات آن جاری باشد.
از همین جا میتوان نسبت نماز با «حیات طیبه» را نیز فهم کرد. حیات طیبه صرفاً برخورداری از رفاه مادی نیست، بلکه نوعی زندگی مبتنی بر ایمان، معنا، مسئولیت و کرامت انسانی است. نماز با پیوند دادن انسان به خدا، او را از پوچی و بیمعنایی میرهاند و در برابر طوفانهای فکری، فرهنگی و اجتماعی، تکیهگاهی درونی برای او ایجاد میکند.
لذا پیام رهبر عزیز انقلاب را میتوان یک بازخوانی راهبردی از جایگاه نماز در مسیر تحقق جامعه اسلامی دانست؛ بازخوانیای که در آن، نماز از «حاشیه زندگی» به «مرکز تربیت انسان و جامعه» منتقل میشود. جامعهای که میخواهد صالحان در آن قدرت پیدا کنند، باید پیش از هر چیز رابطه خود را با خداوند استوار کند. زیرا قدرت بدون معنویت میتواند به غفلت و انحراف منتهی شود، اما قدرتی که بر پایه ایمان و بندگی بنا شود، میتواند در خدمت عدالت، جهاد، استقلال و پیشرفت قرار گیرد.
در این منظومه، مسیر روشن است، نماز، انسان را میسازد، انسانِ ساختهشده، جامعه را میسازد، جامعه صالح، قدرت را در مسیر حق به کار میگیرد و این زنجیره، میتواند از انقلاب اسلامی به جامعه اسلامی و از جامعه اسلامی به تمدن اسلامی امتداد پیدا کند.
از همین رو، سخن از نماز در پیام رهبر انقلاب، سخن از یک «فریضه در کنار دیگر فرایض» نیست، سخن از یکی از بنیادیترین سازوکارهای تربیت انسان و ساخت جامعه است. نمازی که از محراب آغاز میشود، در شخصیت انسان امتداد مییابد، در میدان جهاد خود را نشان میدهد و در نهایت، باید در سیمای جامعه صالحان به ثمر بنشیند.
محراب، نقطه آغاز است اما مقصد نماز، ساختن انسانی است که بتواند در میدان زندگی، بنده خدا بماند و برای تحقق حق بایستد.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰