
وی با بیان اینکه پس از فوت همسرش، گویی دنیا بر روی سرش خراب شده بود، اظهار کرد: وقتی فهمیدم باردارم، هنوز مدت زیادی از این اتفاق تلخ نگذشته بود. مانده بودم با غم از دست دادن همسرم، مسئولیت فرزندم و نگرانی از آینده چه کنم. از نظر روحی شرایط خوبی نداشتم و مدام به این فکر میکردم که چطور باید بهتنهایی دو فرزند را بزرگ کنم و از پس هزینههای زندگی بربیایم. در آن روزهای سخت، حتی به سقط جنین هم فکر کردم؛ نه از روی بیعلاقگی به فرزندم، بلکه از شدت نگرانی و احساس تنهایی.
وی ادامه داد: آشنایی با طرح نفس و صحبتهایی که با من شد، کمکم نگاهم را تغییر داد. کسانی بودند که بدون قضاوت به حرفهایم گوش کردند، از نظر روحی و روانی کنارم بودند و با راهنماییها و حمایتهایشان کمک کردند احساس نکنم در این مسیر تنها هستم. حمایتهای مالی و معیشتی هم برایم دلگرمی بزرگی بود. آن روزها بیش از هر چیز به کسی نیاز داشتم که به من امید بدهد و بگوید هنوز میتوانم از پس این زندگی بربیایم. همین همراهیها باعث شد از تصمیمم منصرف شوم و بارداریام را ادامه بدهم.
این مادر اهل رشت، با بغض و خوشحالی از تولد فرزند دومش گفت: امروز محمدرضا کنار من است؛ پسری که با آمدنش، دوباره امید و عشق را به خانهام آورد. محمدرضا یادگار همسرم است و وقتی نگاهش میکنم، خدا را شکر میکنم که در آن روزهای سخت تصمیم دیگری گرفتم. از همه عزیزان در بسیج جامعه پزشکی و دستاندرکاران طرح نفس صمیمانه تشکر میکنم. شاید خودشان ندانند، اما کمکشان برای من فقط یک حمایت معمولی نبود؛ آنها در روزهایی که از شدت غم و نگرانی امیدم را از دست داده بودم، دستم را گرفتند. امیدوارم این طرح به خانوادههای بیشتری کمک کند تا هیچ مادری در سختترین روزهای زندگیاش، خودش را بیپناه و تنها احساس نکند.
یادداشت | فرشاد عالی
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان