به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج از باغملک: احمد نعمتالهی، طلبه سطح سه حوزه و زنبوردار جوان باغملکی، در گفتگویی صمیمانه از مسیر پرفراز و نشیب و روش به عرصه زنبورداری، چالشهای پیش رو و توصیههایش به جوانان جویای کار سخن گفت ، او که با تکیه بر تجربه برادر بزرگترش و عشق به طبیعت، این حرفه را برگزیده، معتقد است ناامیدی گناه بزرگی است و کار کردن با سود اندک، بهتر از بیکاری است.
در روزگاری که بسیاری از جوانان از بیکاری و نبود فرصتهای شغلی گلایه دارند، هستند کسانی که به جای نشستن و انتظار، دل به دریا میزنند و با سرمایه اندک اما ارادهای بزرگ، مسیر تولید و اشتغال را برمیگزینند.
احمد نعمتالهی، جوان ۳۰ ساله باغملکی، یکی از همین افراد است ، او که همزمان طلبه حوزه علمیه و زنبوردار است، با تکیه بر تجربه و علم، در مسیری گام نهاده که هم عشق به طبیعت را در آن یافته و هم به دنبال درآمدی حلال و پایدار است ، آنچه در پی میآید، حاصل گفتگوی ما با این جوان پرتلاش است.
خودتان را معرفی کنید؟
احمد نعمتالهی هستم، متولد و ساکن شهرستان باغملک، ۳۰ ساله و دارای تحصیلات سطح سه حوزه ، در پایه دهم مشغول به تحصیل هستم و در کنار تحصیل به حرفه زنبورداری اشتغال دارم.
چرا زنبورداری را انتخاب کرده اید؟
از آنجا که شغلهای متعددی را تجربه کرده بودم، اما زنبورداری را به این دلیل انتخاب کردم که نیاز به سرمایه اولیه زیادی نداشت، جز خرید محدود کندوی زنبور و علاوه بر آن، همیشه باید در محیطی کار میکردم که پر از گل و گیاه باشد و در هر فصلی، منطقهای را برای کوچ زنبور انتخاب میکردیم که مثل فصل بهار، سرشار از گل و گیاه باشد ، تنها دغدغهام در ابتدا، تجربه و علم کافی برای این کار حساس بود که خوشبختانه با چندین سال کار در کنار برادر بزرگترم که او نیز زنبوردار است، آن را کسب کردم.
با چه هدف و انگیزهای شروع کرده اید؟
هدفم در کنار علاقهای که به کارم دارم، انتخاب یک درآمد سرشار بود ، البته زنبورداری با چالشهای متفاوتی مثل فروش محصول روبرو است که زنبورداران را با مشکل مواجه کرده است ، از سوی دیگر، زنبورداری شغلی بود که اوقات فراغتم را به خوبی پر میکرد و مرا از کلافگی ناشی از بیکاری رها میساخت، بخصوص در تابستان که محیط کوهستانی برای کوچ زنبور، وقت آزاد آدم را به خوبی پر میکرد.
چه کسی مشوق و حامی شما بود؟
برادرم ، هرچند در اوایل به عنوان کمک حال در کنارش بودم، اما استفاده از تجربیاتش که با جان و دل به من میآموخت و کمکش در گرفتاریهای مالی، کمک بزرگی در این راه بود ، از نهادها کسی به من کمک نکرد و البته بنده هم کمکی طلب نمیکردم و اعتقادم این است شخصی که میتواند کار کند و از تجربیات کاری خود بهره ببرد، وام و تسهیلات مسئلهای فرعی به حساب میآید.
این کار را تا کی ادامه خواهید داد؟
تا جایی که شرایط لازم برای ادامه دادن داشته باشم، این کار را ادامه خواهم داد ، شاید در آینده مسائلی مثل تبلیغ دینی به عنوان یک طلبه حوزه، یا تدریس و کار اداری، این شغل را برای من محدود کند، اما سعی خودم این است که کنار گذاشته نشود.
آیا هزینههای این شغل بالاست؟
درآمد زنبورداری بسته به نوع تولید محصول متفاوت است ، زنبوردارانی که عسل شکری تولید میکنند با زنبورداران طبیعی، درآمد متفاوتی دارند ، زنبورداری مثل من که مقید به تولید عسل ارگانیک و طبیعی است، چشمش به آسمان و بارندگی است ، هر چه طبیعت پربارشتر و هوا تمیزتر باشد، زنبور سازی بهتر و عسل بیشتری برداشت میکنیم ، زنبوردار با تجربه در سالهای مختلف، بین ۱۲ و برخی سالها تا ۳۰ کیلو عسل طبیعی برداشت میکند.
هزینههای زنبورداران با توجه به نرخ رشد کم قیمت عسل بسیار بالاست ، هر سال هزینه و مخارج زنبورداری بین ۵۰ تا ۱۵۰ درصد رشد دارد ، هزینههایی از قبیل خرید کندو و طبق و قاب، دستمزد کارگر، وسایل برداشت عسل مانند استراکتور و خرک، صافی و حلب، هزینه جابجایی و کوچ مرتب زنبور به مناطق خوش آب و هوا و پرگل ، این در حالی است که رشد قیمت عسل سالانه به ۳۰ درصد هم نمیرسد.
چالشهای شما در این راه چه بوده است؟
معمولاً چالش اصلی زنبورداران در ابتدای کار، اطلاعات ناکافی است ، با توجه به حساسیت زنبور و اینکه حشرهای بسیار آسیبپذیر است، نگهداری و رشد این جانور مفید، کاری است که نیاز به تجربه چندین ساله و مطالعات مفید دارد ، اما بنده قبل از اینکه خودم زنبوردار باشم، کارگر زنبورستان بودم و با تجربه و علم کافی شروع به کار کردم ، دغدغه و چالش فعلی من بحث بازار فروش عسل و اعتمادسازی برای مشتریان است ، متأسفانه با ورود عسلهای شکری یا نیمه شکری و بعضاً تقلبی به بازار، سطح اعتماد مردم به این محصول آسیب جدی دیده و جبران این موضوع نیاز به اطلاع رسانی و آموزش زیادی دارد.
چه صحبتی با زنبورداران دارید؟
توصیهام به دوستانی که قصد ورود جدی به این رشته را دارند این است که کارهای سنتی قدیمی در این حوزه را مدنظر قرار ندهند و به صورت تخصصی و علمی و همچنین با رویکردی امروزی و صنعتی وارد این کار شوند تا انشاءالله در بازه زمانی کوتاه به سوددهی برسند.
صحبت پایانی بنده با جوانان عزیزی که از بیکاری کلافهاند یا نسبت به آینده اقتصادی خود و جامعه ناامید هستند و یا مشغول کارگری هستند، این است که حتماً یک کار تولیدی را هرچند به صورت محدود شروع کنند ، بنده به دوست عزیزی که سرمایه کم و جای کمی داشت، پیشنهاد دادم که مرغ تخمگذار نگهداری کند و اتفاقاً با پشتکاری که داشت، در این کار موفقیتهای خوبی به دست آورد ، دوستان همسن و سال زیادی دارم که دل به دریا زدهاند و برخی با سرمایه بسیار اندکی که داشتند، در حال حاضر تولیدات صنعتی، کشاورزی و محصولات دامی خوبی دارند ، به نظر بنده نا امیدی گناه بزرگی است و کار کردن با سودی حتی اندک، بهتر از بیکاری است.