۲۳ / مهر / ۱۴۰۵ - 15 October 2026
۰۹:۴۸
کد خبر : 9791740
۰۸:۰۵

۱۴۰۵/۰۷/۲۳
روایتی از یک دیدار/ مادری که زینب گونه زیبایی می بیند؛

ستاره ای که در آسمان ولایت جاودانه شد/مرثیه کربلا در کلام مادر شهید

و
شهید مهدی ویسکرمی ستاره ای که در کنار امام شهید آسمانی شد و جوانی که همانند شهدای دشت کربلا آسمانی شد و مادر ویسکرمی با الگو از اقتدار بانوی دشت کربلا زیبایی های این عروج را به تصویر کشید.

قزوین ـ یادداشت/ در دیار لرستان، جایی که کوه‌ها قامت راست کرده‌اند و رودها از دل صخره‌ها می‌جوشند، کودکی پا به جهان گذاشت که قرار بود نامش بر تارک تاریخ این سرزمین بنشیند. مهدی، جوانی سرشار از زندگی، پویا و شاد، با چشمانی که از همان کودکی نور ایمان در آن می‌درخشید. او در کنار عموی جانبازش، مردی که سال‌ها از جنگ تحمیلی زخم بر تن داشت اما ایمانش هرگز زخمی نشده بود، با خط انقلاب آشنا شد. همان عمویی که هر خاطره‌اش از جبهه، برای مهدی جوان، قصه‌ای از حماسه و ایثار بود.

ستاره ای که در آسمان ولایت جاودانه شد/مرثیه کربلا در کلام مادر شهید

مهدی دوران دبیرستان را با موفقیت پشت سر گذاشت و پس از آن، گام در راهی نهاد که سرنوشتش را برای همیشه رقم زد. پس از گذراندن مراحل سخت گزینش، به استخدام سپاه ولی امر درآمد و به لایه اول حفاظت از امام شهید پیوست. او که روزگاری در کوچه‌های خاکی ویسیان می‌دوید، حالا در قلب بیت رهبری، نگهبان مردی شده بود که قلبش برای تمام مسلمانان جهان می‌تپید و تکیه گاه تمام مظلومان و مستضعفان عالم است.

ستاره ای که در آسمان ولایت جاودانه شد/مرثیه کربلا در کلام مادر شهید

ویسیان، زادگاه مهدی ویسکرمی، از توابع شهرستان چگنی در استان لرستان، سرزمینی است که مردمانی سلحشور و معتقد به انقلاب اسلامی و ایران را در دامان خود پرورش داده است. مردمانی که از ازل مجاهد به دنیا آمده‌اند؛ همان‌ها که شاهکارشان در شاخ شمیران، دفاع از حرم و امنیت کشور، در تاریخ این مرز و بوم به ثبت رسیده است. سند این ادعا، شهدایی است که همچون ستارگان، بر آسمان این دیار تا ابد خواهند درخشید و راه را برای آیندگان روشن خواهند کرد.

پدر مهدی، مجاهدی که خود از رزمندگان دفاع مقدس بود، در فراغ جوانش بی‌تاب بود؛ همان‌گونه که یعقوب در فراغ یوسف گریست و سال‌ها درد دوری را در سکوت تحمل کرد. اما او می‌دانست که این راه، راهی است که خودش نیز روزی در آن قدم گذاشته بود. مادر مهدی شیرزنی از تبار فرنگیس و بی‌بی مریم و بانو قدم خیر، با الهام از شیرزن دیار کربلا، استوارتر از کوه دماوند بر سر مزار فرزندش ایستاده بود و بر فرزند شهیدش آفرین می‌گفت. او نه تنها نمی‌گریست که با افتخار، قامت فرزندش را ستایش می‌کرد.

ستاره ای که در آسمان ولایت جاودانه شد/مرثیه کربلا در کلام مادر شهید

به همراه حجت‌الاسلام مفید، مسئول نمایندگی ولی فقیه در سپاه استان لرستان، و تاج‌الدین دالوند، مسئول عقیدتی سیاسی، برای دیدار از خانواده شهدا مهیا شدیم. مهدی در روز نیمه شعبان، روز میلاد منجی عالم بشریت، به دنیا آمده بود و حالا، روز تولدش با میلاد امام حسن عسگری (ع) همزمان شده بود. پس از هماهنگی‌های لازم، قرار شد برای جشن تولد مهدی به گلزار شهدا برویم تا بر سر مزارش، جشن تولدش را با روضه علمدار کربلا برگزار کنند به گفته مادر شهید ویسکرمی وقتی از مظلومیت ابوالفضل عباس و شهدای کربلا می خوانند غم خود را فراموش می کنم.

وقتی به گلزار شهدا رسیدیم، پدر و مادر و برخی از دوستان مهدی را دیدم که فرشی روی زمین پهن کرده بودند و در حال چراغانی و گل‌آرایی مزار شهید بودند. بدون مقدمه، پدر شهید به ما خوش‌آمد گفت و با ابراز خوشحالی، ما را به مهمانی خویش دعوت کرد. حجت‌الاسلام مفید با روایتی از رشادت شهدای کربلا و مظلومیت اباعبدالله (ع)، ایثار و صبر را برای خانواده ویسکرمی طلب کرد؛ تا اینکه روایت را از زبان پدر شهید شنیدیم.

مهدی پسر خردسالی بود که از ۱۲ سالگی، مادرش را «مادر شهید» و مرا «پدر شهید» خطاب می‌کرد. هرچه باشد، پدرم و از گفتن این جمله دلم می‌گرفت. هرچه باشد، فرزند عزیز خانه و قلب پدر است. او به عمویش، که از جانبازان جنگ تحمیلی بود، علاقه‌ای شدید داشت و از او در شناخت انقلاب الگوبرداری می‌کرد. همان عمویی که شاید هیچ‌گاه فکر نمی‌کرد روزی برادرزاده‌اش راهی را برود که او سال‌ها پیش آغاز کرده بود.

نمی‌دانستیم مهدی در سپاه ولی امر (عج) خدمت می‌کند و جزو لایه اول حفاظت از رهبر انقلاب است. او این راز را در دل نگه داشته بود، چنان‌که یک سرباز واقعی باید راز دار امام خویش باشد او. قبل از شهادت به مادرش گفت: «برایم حنا درست کنید، می‌خواهم مثل اباعبدالله (ع) ریش‌هایم را خضاب کنم.» مادرش گفت: «حنا نداریم، ان‌شاءالله از تهران که آمدی، خودم برایت حنا می‌گذارم.» اما آن دیدار، هرگز اتفاق نیفتاد.

ستاره ای که در آسمان ولایت جاودانه شد/مرثیه کربلا در کلام مادر شهید

مهدی بیست‌وسه ساله بود. هر وقت به لرستان می‌آمد،  چند روزی در گروه‌های جهادی شرکت می‌کرد و موکب‌داری را بسیار دوست داشت. نمی‌دانستیم در بیت رهبری خدمت می‌کند. وقتی جنگ شروع شد و خبر شهادت امام از شبکه‌های مختلف منتشر شد، تلخ‌ترین روز زندگی ما بود. اما تعجب کردم که چرا مهدی تماسی به خانه نداشت؛ تا اینکه خبر دادند مهدی در بیت رهبری، در کنار امام شهید، به شهادت رسیده است.

مادر شهید ضمن خوش‌آمدگویی به ما، سخنانی ایراد کرد که گویا مرثیه لرستان را در قامت بانوی دشت کربلا می‌خواند. مادری غیور که ذره‌ای تزلزل در کلامش نبود؛ گویا یک‌تنه بر لشکر کفر رجز می‌خواند. مهدی را با نام صاحب‌الزمان (عج) پرورش دادم. در روز نیمه شعبان، خدا فرزندی به امانت در دامن من گذاشت که در ازل نام او را در زمره مجاهدان و شهیدان نوشتند.

او ادامه داد: من لقمه حلال و کلام متبرک قرآن را برای تربیت فرزندم لحاظ کردم و چقدر شیرین که در ماه رمضان تشنه‌لب به شهادت رسید و تلفیقی از عاشورا و ۲۱ رمضان را به نمایش گذاشت. همه بدانند الان وقت عزاداری نیست؛ برای این کار وقت بسیار است و من هرگز بر امام شهید عزاداری نمی‌کنم تا زمانی که انتقام از قاتلان این امام گرفته شود و مارش پیروزی جبهه اسلام به فرماندهی امام مجتبی خامنه ای در سرتاسر دنیا نواخته شود من فرزندم را دادم تا در خط امام شهید سربلندمان کند. ترامپ و طایفه کفر هرگز اشک مرا در مقابل دوربین‌ها نخواهند دید. ما فرزندان زهرا (س) و تربیت یافته مکتب عاشوراییم، مگر خون فرزند من رنگین تر از خون اباعبدالله(ع) است؟ ما آمده ایم تا با شهادت مرگ را مقهور اراده و قدرت خویش کنیم مگر می شود امام ما را به شهادت برسانند ما زانوی غم بغل کنیم و شیون وزاری کنیم تا دشمن از شیون و غم های ما خوشحال شود.حرف من همان سخن بانوی کربلاست؛ هیچ چیز در این حادثه جز زیبایی ندیدم و آفرین به پسرم که اولین جانفدای ایران و رهبر شهید شد.

ستاره ای که در آسمان ولایت جاودانه شد/مرثیه کربلا در کلام مادر شهید

اینجا سرزمین مردان سنگ و صخره است؛ جایی که مادری چون زردکوه و دنا ایستاده رجز می‌خواند و پدری که چون کشکان، در طوفان حوادث، طغیان مقدس را به رخ مردمان می‌کشد. اینجا شهید ویسکرمی، جوان ۲۳ ساله، همانند وهب نصرانی به میدان می‌رود و مادرش فریاد می‌زند: پسری که در راه خدا دادم، پس نمی‌گیرم.تکثیر کربلا و مکتب عاشورا ریشه در قلب و‌ باور ما دارد و این خاک با خون پیروان مکتب ابا عبدالله(ع) آبیاری شده است.و ایران با انقلاب اسلامی می ماند تا پرچم به دست صاحب عصر و زمان(عج) برسد.

انتهای پیام/۱۰۰۲/


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید