به گزارش خبرنگار بسیج گتوند، ۲۲ مهر ۱۳۵۹ یادآور دلاوری سربازان گمنام این مرز و بوم است؛ روزهایی که در اوج تنهایی و با امکاناتی حداقلی در هر مرزی ایستادند. در این میان، جنگ در خرمشهر حکایتی خاص دارد و یادآور رزم بیامان فرزندان ایران است؛ از جمله شهید حسنعلی کایدانی.
او در سال ۱۳۲۸ در روستای ترکالکی، در شمال عقیلی، کنار رود همیشه جاری کارون و ادامه رشتهکوه زاگرس دیده به جهان گشود. تحصیل را در همانجا آغاز کرد و در مسجدسلیمان ادامه داد. برای تحصیل در سطح عالی راهی آمریکا شد و در سال ۱۳۵۵ از دانشگاه تگزاس فارغالتحصیل شد و کارشناس ارشد صنعت بود.
کایدانی در دوران دانشجویی علیه رژیم پهلوی مبارزه کرد و پیش از انقلاب، زندانی سیاسی رژیم شد. حدود سه سال را در زندان اوین و قزلحصار، شکنجهگاههای ساواک، گذراند و مرداد ۱۳۵۷ آزاد شد. سپس به خوزستان آمد و در خرمشهر معلم شد. بنابر نقلها، او اولین معلم شهید دوران دفاع مقدس در کشور است.
حفظ میهن، مهمترین دلیلی بود که این مبارز رنجزندانکشیده را از قلب آمریکا رها کرد. با آنکه میتوانست در خوشیها و فرصتهای استثنایی بماند، ایران را برای زیستن و فدا شدن انتخاب کرد. به ایران آمد تا برای آبادانی و خرمی ادای دین کند. در خرمشهر نخست در سنگر تعلیم و تربیت قرار گرفت؛ چرا که میدانست رهایی از استبداد و استعمار در گرو آگاهی نسلهای جدید است. سپس با هجوم دشمن، در روزهای اول جنگ وارد نبرد شد.
دفاع از وطن و جلوگیری از تجاوز، فارغ از هر ایده و عقیده، وجه مشترک همه دوستداران خاک میهن است. شهید کایدانی نیز در گیر و اما و اگرها نیفتاد و حسابگرانه به موضوع نگاه نکرد؛ او فقط میخواست ایران بماند، حتی اگر حسنعلی نباشد. حفظ وطن برایش از حفظ هستی مهمتر بود و نام ایران را بزرگترین نام میدانست.
او در خرمشهر، سنگر به سنگر، خیابان به خیابان و کوی به کوی، چشم در چشم دشمن، در جنگ تن به تن، در کوی طالقانی خونینشهر، در ۲۲ مهرماه ۱۳۵۹، در روزهایی که مقاومت مدافعان شهر ادامه داشت، رزمید و سرانجام عاشقانه به شهادت رسید. پس از ۲۲ روز رزم بیامان با دشمن بعثی، در خون خود واژگون غلتید.
شهید کایدانی خوشتیپ، خوشلباس و خوشزبان بود؛ با دوستان صمیمی و با خانواده و فامیل گرم. بیانی شیرین داشت و به زبان انگلیسی مسلط بود. تحلیلش از اوضاع روزگار منطقی و منطبق بر واقعیات بود. بیشتر مرد عمل بود تا شعار و در نبرد با دشمن هیچ تردیدی نداشت.
او ذوق هنری داشت و گهگاهی دلنوشته یا اشعاری میسرود. بنابر گفته مطلعین، دستی در شعر داشت؛ از جمله شعری با عنوان «زن سوم». اما بلندترین شعری که سرود و در گوش زمان طنینانداز است، شعر شهادت بود؛ شهادتی که او را شهید قلب تاریخ کرد.
آرامگاه ابدی این شهید در گلزار شهدای امامزاده محمد بن زید (ع)، بخش عقیلی گتوند واقع شده است. روحش شاد و یاد و نامش جاودانه باد.