به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

یکی از دعاهای مستمر پیامبر (ص) طلب چهار فضیلت و موهبت مهم از جمله عفاف بوده است: «کانَ ص یدعو: اللّهُمَّ إنّی أسألُکَ الهُدى والتُّقى والعَفافَ والغِنى» (سنن الترمذی: ۵۲۲/۵).
همچنین عفاف از مؤلفههای یاری رهبران الهی است: «أعِینونی بِوَرَعٍ واجتِهادٍ، وعِفَّةٍ وسَدادٍ» (نهج البلاغة: الکتاب ۴۵).
در نگاه رهبران الهی این مؤلفه به قدری مهم است که «کسى که در راه خدا جهاد کند و شهید شود اجرش بزرگتر از کسى نیست که بتواند گناه کند و عفّت ورزد.
انسان پاکدامن نزدیک است که فرشتهاى از فرشتگان خدا شود» (ما المُجاهِدُ الشَّهیدُ فی سَبیلِ اللّهِ بِأعظَمَ أجراً مِمَّن قَدَرَ فعَفَّ، لَکادَ العَفیفُ أن یکونَ مَلَکاً مِنَ المَلائکَةِ (نهج البلاغة: الحکمة ۴۷۴)).
وقتی سخن از «عفاف» به میان میآید، ممکن است یک نفر فقط پوشش زنان را در ذهن داشته باشد؛ دیگری پاکدامنی در روابط را بفهمد؛ و شخصی دیگر، مجموعهای از رفتارهای محترمانه در زندگی اجتماعی را تصور کند.
اگر این تفاوتها روشن نشود، گفتوگو از همان ابتدا به مسیرهای جداگانه میرود: یکی درباره لباس سخن میگوید و دیگری درباره اخلاق؛ بنابراین نخستین گام برای سخنگفتن از زیست عفیفانه، ساختن همین زبان مشترک است.
عفاف را نباید چنان محدود کرد که تنها به یک نشانه ظاهری خلاصه شود؛ همچنانکه نباید آن را آنقدر مبهم و درونی دانست که هیچ نسبتی با رفتار قابل مشاهده نداشته باشد.
عفاف، فضیلتی درونی است که باید در انتخابهای بیرونی انسان اثر بگذارد: در آنچه میبیند، میگوید، منتشر میکند و در چگونگی ارتباطی که با دیگران برقرار میسازد.
عفاف، فقط پوشش نیست؛ اما پوشش از منظومه اخلاق و احکام اسلامی جدا نیست.
این فضیلت، درونی و رفتاری است و به نگاه، گفتار، روابط و حضور دیجیتال امتداد مییابد.
زنان و مردان هر دو در برابر آن مسئولاند. رعایت یک بخش، جای بخشهای دیگر را نمیگیرد.
در کاربرد اخلاقی، عفاف را میتوان توانایی مهار خواهشها و پرهیز از رفتار ناروا دانست؛ نه به معنای انکار نیازهای انسانی، بلکه به معنای قرارگرفتن آنها در چارچوبی مسئولانه. انسان عفیف، انسانی بیمیل و بیاحساس نیست.
وی میکوشد میان خواستن و انجامدادن فاصلهای برای سنجیدن ایجاد کند.
کاربردهای قرآنی واژههای همخانواده عفاف، گستردگی این معنا را نشان میدهد.
قرآن درباره کسانی که امکان ازدواج ندارند، میفرماید: «وَلْیسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یجِدُونَ نِکَاحًا» (نور: ۳۳).
در جای دیگر، درباره سرپرست برخوردارِ مال یتیم آمده است: «وَمَنْ کَانَ غَنِیا فَلْیسْتَعْفِفْ» (سوره نساء: ۶).
زیست عفیفانه به معنای کنارکشیدن از جامعه نیست؛ به معنای متعهدانه و مسئولانهکردن حضور در جامعه است.
محیط کار، دانشگاه، بازار، درمانگاه و دیگر عرصههای عمومی، نیازمند همکاری و تعامل زنان و مرداناند.
در داستان حضور حضرت موسی (ع) در کنار آب مدین، قرآن از دو زن سخن میگوید که برای آبدادن به دامهای خود در آن مکان حاضر بودند.
در ادامه نیز آمدن یکی از آنان با ویژگی حیا توصیف میشود (قصص: ۲۳ تا ۲۵).
این روایت، نشان میدهد که فعالیت بیرون از خانه و رعایت حیا، دو مفهوم ناسازگار نیستند.
بخشی از زندگی اجتماعی ما در فضای مجازی است و ممکن است کسی در محیط واقعی به حریم دیگران احترام بگذارد، اما در گروههای مجازی تصویر افراد را بدون ضرورت بازنشر کند و در معرض تماشای جمع قرار دهد.
این فاصله میان رفتار حضوری و دیجیتال، با زیست عفیفانه سازگار نیست.
پشت هر حساب کاربری، انسانی با حیثیت، روابط و زندگی واقعی قرار دارد.
پیش از انتشار محتوا، میتوان سه پرسش مطرح کرد: آیا انتشار آن ضرورتی دارد؟ آیا حق و حریم صاحب محتوا رعایت شده است؟ آیا این کار به فهم مسئله کمک میکند یا فقط کسی را موضوع تمسخر و هیجان جمع میسازد؟
پاسخ به این پرسشها، تمرین روزانه مسئولیتپذیری است. قاعدتا هیچگاه نمیتوان فضیلت را با بیاحترامی ترویج کرد. اگر عفاف، بخشی از اخلاق زندگی جمعی است، دعوت به آن نیز باید اخلاقی باشد.
روش بیان، موضوعی فرعی و تزئینی نیست، هنگامی که سخن با تحقیر، تمسخر یا نسبتهای ناروا همراه میشود، میان محتوای دعوت و رفتار دعوتکننده تناقض به وجود میآید.
نمیتوان احترام به حریم را مطالبه کرد و همزمان حریم شخصیتی مخاطب را شکست.
قرآن درباره شیوه دعوت میفرماید: «ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ» (نحل: ۱۲۵).
حکمت، اقتضا میکند که موقعیت، زبان، میزان آگاهی و شرایط مخاطب دیده شود.
اندرز نیکو نیز با حفظ حرمت او معنا پیدا میکند، نه با شکستن شخصیتش در برابر دیگران.
خطبه دوم
تبریک میلاد حضرت زینب (س) – روز پرستار / گرامیداشت شهید عزیز یحیی سنوار قهرمان بی نظیر و فرمانده شجاع فلسطینی
حالا که دنیا از صبر و مقاومت و تابآوری ملت نستوه (خستگی ناپذیر) ایران در حیرت است و در تحلیلهای جامعهشناختی خود، به دنبال راز اصالت و استحکام و استقامت ملت مبعوث ایران است؛ باید به دنیا اعلام کنیم که این راز را باید در شخصیت صاحب مولود پنجم جمادی الاول، دختر عظیمة الشأن حضرت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا (س)، یعنی حضرت زینب (س) بیابند.
برای پیشرفت و رسیدن به هدف، جنسیت و مرد یا زن بودن مهم نیست؛ آنچه مهم است همت، غیرت، پشتکار و عمل است؛ لذا برای قدم گذاشتن در راه، باید همت و اراده بلند داشت.
کسی که این همت را دارد، فرقی نمیکند مرد باشد یا زن. برای رسیدن به مقصد، رهرو باید غیرت، تعهد و پشتکار داشته باشد. در این راه، زن و مرد بودن ملاک نیست؛ چه زن باشد، چه مرد.
برخی الگوهای قرآنی زیست ایمانی، الگوهایی زنانه هستند: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی عِنْدَکَ بَیتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ وَ مَرْیمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فیهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِماتِ رَبِّها وَ کُتُبِهِ وَ کانَتْ مِنَ الْقانِتینَ» (تحریم: ۱۱ - ۱۲).
الگوی حضرت زینب (س) نیاز امروز جامعه است، حضرت زینب (س) فراتر از الگو بودن برای بانوان، قله زیست مؤمنانه قرآنی و نماد مدیریت توحیدی بحران است، بحرانها، عرصه آزمون ایمانها است.
در شرایطی که ترس، اضطراب و ناامیدی فضای زندگی را پر میکند، انسان مؤمن با تکیه بر باورهای عمیق (ایمان) خود میتواند از این آزمون سربلند بیرونآید.
در تاریخ بشری، شخصیتی که توانسته است زیست مؤمنانه در بحران را به زیبایی هر چه تمامتر به تصویر بکشد و یک الگوی عینی و عملی برای تمام زمانهای تاریخ باشد، حضرت زینب کبری (س) است.
حضرت عقیله بنی هاشم (س) در تمام عرصهها سیاسی و اجتماعی پرالتهاب دوران زندگی علی الخصوص مقطع حماسه عاشورا (نهفقط سرزمین کربلا، بلکه تمام ماجرای از مدینه تا مدینه) با مصائبی بیسابقه روبهرو شد.
با این حال، نه تنها از پای درنیامد، بلکه با ایمانی راسخ، مدیریت بحران را به عهده گرفت و عاشورا را جاودانه ساخت.
در خصوص شخصیت نورانی و الهی حضرت زینب (س)، آنچه بسیار مهم است این است که در این عصر و در این شرایط که بشریت مظلوم و مستضعف گرفتار انواع مصائب جسمی و روحی و فردی و جمعی و جهانی است، باید با الگوگیری از شخصیت آن حضرت و مهارتهای رفتاری ایشان، راهکارهای ایمانمحور و توحیدی را برای مواجهه با بحرانها بازخوانی و بازآرایی کند.
پیامبر اکرم (ص): «ألا اُنَبِّئُکُم بِالمُؤمِنِ؟ مَنِ ائتَمَنَهُ المُؤمِنونَ عَلى أنفُسِهِم وأموالِهِم» (الکافی، ج۲، ص۲۳۵): مؤمن، کسى است که مؤمنان، او را بر جان و مال خود امین بدانند؛ بنابراین ایمان قرآنی فقط دانستن نیست؛ یک رابطه وجودی بین انسان و خدا است.
انسان، خدا را «امن» و «امان» و «امین» و «ایمن» و «مأمن» مییابد و هستی خود را به او میسپارد.
خدا نیز «المؤمن» (حشر: ۲۳) است؛ یعنی امنیتبخش و اماندهنده.
به همین دلیل، باور عمیق و راسخ را «ایمان» نامیدهاند.
چون امنیت قلبی میآورد و اضطراب و ترس وجودی انسان را به طمأنینه تبدیل میکند.
ایمان، باور است، باور یعنی واقعبینی و ایمان باوری امنیتبخش است.
انسان را از خوف و سرگردانی رها میکند، به خدا اعتماد میدهد؛ لذا اگر باوری این امنیت، اطمینان و امانتداری را پدید نیاورد، ممکن است علم و دانایی باشد، اما ایمان قرآنی کامل نیست؛ بنابراین ایمان، مبارزهای دائمی با ترسها و تردیدها است.
حضرت زینب (س) در اوج بحران، دقیقاً همین معنا را عینیت بخشید.
آن حضرت نه در برابر شهادت عزیزانش به جزع و فزع پرداخت و نه در برابر اسارت و تحقیر دشمن، ایمان خود را از دست داد.
ایشان در پاسخ به طعنه طاغوت زمان با شجاعتی کوهآسا خطبه خواند و چنان پایههای حکومت بنیامیه را لرزاند که نام مبارکش همچون حضرت ابراهیم بتشکن (ع)، برای همیشه به عنوان قهرمان توحید در تاریخ ماندگار شد.
خدای متعال به همه توفیق زینبی زیستن را عنایت فرماید.
یک خطای راهبردی در حال انجام است از رفتارهای برخی جریانات سیاسی درون کشور این دارد خودش را به شکل واضح نشان میدهد و برای فرار از این جریان مردم در میدان را مذمت میکنند، به تعبیری خودشان هم فهمیدند که چه اشتباهی را مرتکب شدند لکن برای فرار از تبعات آن مسائلی را مطرح میکنند که نه تنها راه نجات آنها نیست بلکه مبتلا به خطاهای بیشتر میشوند.
یکی از آن خطاها، خطای مذاکره است، همین جریان سیاسی از ابتدای انقلاب ریشههای تفکری اش وجود داشت و برخی از افراد سرشناس کشور که بعدا هم حامی آنها قلمداد میشدند، این راه را آغاز کردند و از همان زمان تاریخ انقلاب این گزارش را به ما میدهد که آمریکا در هر دو طیف سیاسی و جناحی اش، زیر قول قرارهایشان میزنند که با هر دو طیف تجربه داریم، با پیروزی انقلاب اسلامی و تسخیر سفارت آمریکا (لانه جاسوسی) در آبان ۱۳۵۸، روابط دیپلماتیک دو کشور رسماً قطع شد.
اولین مذاکره مستقیم پس از انقلاب، دیدار محرمانه مهدی بازرگان با برژینسکی بود که جنجالهای زیادی به پا کرد.
تا دهههای ۶۰ تا ۸۰: از ماجرای مکفارلین تا نامههای اوباما، تا برجام که با ادعای بلدی زبان دنیا و وعدهها عجیب و غریب که به تعبیری نقطه عطف دیپلماسی هستهای معرفی میشد با خروج یکجانبه دونالد ترامپ در سال ۱۳۹۷ از این توافق و اعمال سیاست «فشار حداکثری»، و ضربه سنگینی که به پیکره این دیپلماسی وارد کرد دو مذاکره اخیر که وسطش حمله کرد و مذاکرات اسلام آباد هم آمریکا آن را نقض کرد و انجام نداد.
خب الان خود همین جریانات سیاسی فهمیدند که آمریکا آن دولت آرزوهای آنها نیست، این را از تحلیلهای درون جریانی خودشان میشود فهمید، حالا باید مردم مبعوث شده را برچسب بزنند با عناوین مختلف یا افراد دیگر را یا اساسا دشمن آمریکا و بدعهدی او را جوری جلوه دهند که اسرائیل بر هم زننده است والا آمریکا میخواهد به نتیجه برساند و دم خروس آنجایی نمایان میشود و دهانشان بسته میشود که وزیر امورخارجه آمریکا گذر به تاریخ میزند و از حکومت هخامنشیان صحبت میکند و پایههای مبارزاتی ایران و غرب را به سالها قبل میلاد مسیح میبرد، اینها گزارههای واقعی است که پرده از یک حقیقت برمیدارد و اینها نمیخواهند سر از زیر برف بردارند و حقیقت را ببینند و یا حرف از موضوعاتی میزنند که ربطی به حل مسائل ندارد و بیشتر ضربه زننده به انسجام است تا ایجاد وحدت که از صداوسیما هم میخواهیم حداقل مراقبت کنند، هر کسی صلاحیت ندارد حالا نمیگوئیم انحصار ایجاد کند، حداقل افراد موجهتر ار دعوت کنند که خودشان را ضایع نکنند.
با تحرکات و تلاشهایی که آمریکا و اسرائیل خبیث و موذی گریهای انگلیس مکار دارند، تلاش دارند که دوباره فضای نظامی را پیش بکشند، هر دستاویزی که به آن دست زدند، به مدد الهی توفیقی پیدا نکردند و از مواجهه و مبارزه با ایران خسته شدند و نمیدانند چه کار کنند، البته ما میدانیم ما میگوئیم دست از دشمنی بردارید و به ملت قهرمان ایران احترام بگذارید، اگر دوباره بخواهند خطایی از آنها سربزند، دیگر ایران هیچ ملاحظهای نخواهد کرد و همه امکانات و داشتههای آمریکا و اسرائیل در منطقه نابود خواهد شد.
خروج از NPT یکی از ضروریات این روزهاست، چرا باید در پیمانی با شیم که هیچ فائدهای برای ندارد که بماند، همه اش ضرر است، ترور دانشمندان ما و حمله به تاسیسات ما، عدم همکاری فنی، عدم محکوم کردن حمله به تاسیسات هستهای ما، خب خودمان را محدود کنیم و دست خودمان را ببندیم، باید در حضور در این پیمان تجدیدنظر شود و از نمایندگان محترم مجلس میخواهیم نسبت به این اقدام اساسی وارد عمل انقلابی بشوند مانند قانون اقدام متقابل در قضیه برجام که یک کار انقلابی و منحصربهفرد بود.
در کشور آذربایجان هم متاسفانه با یک قانون خلاف احکام اسلام مانع از تحصیل دانش آموزان محجبه میشوند که مواجه شدند به اعتراضات خودجوش مردمی که برخاسته از اعتقادات اسلامی شان است، جنبش دفاع از حجاب راه میاندازند، که این اهتمام قدرشناسی مسلمانان را به همراه دارد، حالا در داخل کشور ما عدهای میگویند قانون است باید رعایت کنند، خب در کشور خود ما که قانون است چرا رعایت نمیکنید و کشف حجاب و برهنگی را ترویج میدهید، دهانشان را میبندند، هرجا جریانهای سیاسی برای پیشبرد اهداف انتخاباتی و جناحی شان در این موضوعات ورود میکنند، چیزی جز خسارت ندارند، باید همه برگردیم به معارف ناب اسلامی که مفسر آن اهل بیت ع هستند و عالمان ربانی نه قرائتهای خودمان برخاسته از ایدهها و نظرات شخصی خودمان، راه نجات در پیروی از راه قرآن و پیامبر و اهل بیت ع است که امروزه تجلی پیدا کرده در راه ولایت فقیه، اگر سیاست و فرهنگ و اقتصاد و مسائل اجتماعی گره بخورد به منظومه فکری ولی فقیه راه نجات را خواهیم پیمود و الا دچار خسارت خواهیم بود که در این ۴۷ سال، تجربههایی در هر دو بخش داریم.
اصناف ما نظارت بر بازار و صنوف زیر مجموعهی خودش را رها کرده و گلایه مردم را در پی دارد، چرا ظرفیت مردمی را بکار نمیگیرند و چرا به گزارشات مردم ترتیب اثر نمیدهند، اینکه ما صنوفی داریم که بدون مجوز و نظارت فعالیت میکنند گویای ترک فعل مجموعههای مرتبط است از جمله اتاق اصناف، صمت و تعزیرات، برخی آسیبهای جدی ما هم از قِبَل همین صنفهای بدون مجوز و بدون نظارت است، مشکل ما قانون نداشتن نیست، مشکل ما عمل نکردن به قانون است و پاسخگو نکردن مجریان قانون نسبت به عدم اجرای قانون است. وقتی با دانه درشتها مانند کسانیکه در میانه جنگ حرف از رفراندم میزنند یا با دادن نسخه پذیرش ترکمنچای و حرفهای مفت بدون مبنای عقلایی و دینی، یا در زمانه حین یا بعد مسئولیت پاسخگو نباشند، عرصههای دیگر هم اینگونه اقدام میکنند با خیالی راحت و بدون دغدغه.