۲۵ / مهر / ۱۴۰۵ - 17 October 2026
۱۰:۱۸
کد خبر : 9792138
۱۸:۵۱

۱۴۰۵/۰۷/۲۴
یادداشت/به بهانه میلاد بانوی صبور کربلا؛

  زینب، پیامبر قیام برادر

.
مقام بسیار بلندی است در دامان امیرالمؤمنین(ع) و حضرت صدیقه کبری(س) پرورش یافتن؛ اما من فکر می‌کنم بالاتر از آن، مقام پیامبریِ قیام سیدالشهدا(ع) است. قرار است زینب(س)، در ثانیه‌هایی که کاروان اسیران کربلا وارد شهر غفلت‌زدگان می‌شود و صفوف دشمن تا افق پیش رویشان امتداد دارد، رسالت رساندن پیام برادر را بر دوش بکشد. زینب، پیامبر قیام سیدالشهداست.

قزوین_نمی‌توان از حسین(ع) نوشت، از عاشورا گفت و قیام سیدالشهدا(ع) را به تصویر کشید، اما از نقش پیام‌رسان عاشورا غافل ماند.

زینب(س)، دختری برگزیده است که رشادت و عدالت را از پدرش، ابوتراب، و زلالی و اقتدار را از بانوی آب و آینه به ارث برده است. برای برادرانش پشت‌وپناه و محرم اسرار است... زینت پدر و افتخار مادر... رشید است و شجاع... از پدر، معنای صبر در سکوت را آموخته و از مادر، درس قیام در برابر ظلم را.

انگار خداوند، زینب را همچون الماسی گران‌بها صیقل می‌داده برای روزهایی که قرار است پیامبر قیام حسینش باشد. زینب در دامان پدر و مادری پرورش می‌یابد که زمین از نور وجودشان حیات گرفته است. مادر، غریبانه‌های مادرانه‌اش را در گوش دختر زیبایش زمزمه می‌کند. آخر قرار است این دختر، روزی بار سنگین مصیبت‌هایی را بر دوش بکشد که هیچ واژه‌ای برای توصیف عظمتشان کافی نیست.

اما من فکر می‌کنم مولا علی(ع)، زینبش را این‌گونه برای میدان کربلا آماده کرده است؛ گویی به او می‌گوید: زینبم! می‌خواهم مرد میدان باشی، در تمام ثانیه‌هایی که در صحرای کربلا، فرزندانم و یارانشان را ناجوانمردانه در مسلخ عشق سر می‌برند. می‌خواهم تکیه‌گاه کاروان حسینم باشی... آن‌گاه که خیمه‌ها در محاصره اندوه و داغ قرار می‌گیرند و چشم‌ها به استواری تو دوخته می‌شوند... می‌خواهم همچون شیر بغری و لشکر شیطان، غیرت علوی را در برق چشمانت و صلابت کلامت ببیند.

و زینب، بانوی صبر و جهاد، از کودکی برای روزهایی آماده می‌شود که قرار است هزاران سال بعد نیز جریان‌ساز قیام و جهاد باشد.

رسالت بی‌بی زینب(س)، از عصر عاشورا آغاز می‌شود... اما ریشه‌های این رسالت را باید در سال‌های پیش از آن جست‌وجو کرد. حالا زمان آن رسیده است که آنچه را در طول عمرش از پدر و مادر آموخته، به میدان عمل بیاورد. زینب(س)، جوانان بنی‌هاشم را یکی‌یکی بدرقه میدان می‌کند... قربان‌صدقه‌شان می‌رود.... بدرقه‌شان می‌کند و کمی بعد، پیکرهای ارباً اربای اهل‌بیتش، یکی پس از دیگری به خیمه‌ها بازمی‌گردد...

صحنه‌های تکان‌دهنده ظهر عاشورا یکی‌دو تا نیست. آن‌قدر زیاد است که هرکدام به‌تنهایی برای از جا کندن قلبی و رساندن جان به لب کافی است... اما زینب صبور است. صبر را از کودکی آموخته و در مکتب پدر و مادرش پرورش یافته است. او همان بانویی است که در فرهنگ عاشورا، نامش با صبر بر مصیبت‌های بزرگ گره خورده است.

من فکر می‌کنم اگر از مادرانه‌های بی‌بی زینب بگذریم و لحظه‌ای از داغ‌هایی که در آن ظهر عطشان بر دلش سنگینی می‌کرد، چشم بپوشیم، یکی از دردناک‌ترین و در عین حال پرمعناترین صحنه‌های کربلا، وداع او با معدن غیرت، حضرت عباس(ع)، است.

مادر، به دخترش سفارش کرده بود برای روزهایی که نیست، برای فرزندانش مادری کند. حالا زینب(س) در برابر هیبت غیرت ایستاده است... عباس(ع)، برادری که برایش تکیه‌گاه کاروان و پناه روزهای دشوار است. نگاهی خواهرانه_مادرانه میان آن دو ردوبدل می‌شود... نگاهی که در آن، مهر، وفاداری و سنگینی مسئولیت موج می‌زند.

من می‌گویم شاید در آن لحظه، زینب(س) با تمام دلتنگی و نگرانی‌اش به عباس گفته باشد: عباسم، تو برادر مایی و مادرمان تو را به من سپرده است؛ حالا من مانده‌ام و سفارش مادر و مسئولیتی که بر دوش دارم... و حضرت عباس(ع)، آن معدن غیرت و مردانگی، نیز مراقبت از خیام، از حسین(ع) و از دخترکان کاروان را به خواهرش می‌سپارد که مبادا در هیاهوی آن همه جنایت، حرمت و امنیت حرم اهل‌بیت(ع) پایمال شود...

می‌دانی می‌خواهم چه بگویم؟ می‌خواهم بگویم آن روز، رسالت رساندن پیام سیدالشهدا(ع) یک سوی ماجرا بود و مسئولیت سنگین دیگری نیز بر دوش زینب(س) قرار داشت... پاسداری از کاروانی که پس از شهادت مردانش، چشم امیدش به استواری او بود. یعنی زینب(س)، پیامبر قیام سیدالشهدا و امین امانت پدر، مادر و حضرت عباس است و چقدر این رسالت سخت و سنگین است...

و بعد، چکاچاک شمشیرها به پایان می‌رسد. پیکر بی‌سر برادر بر زمین می‌ماند و جنایت‌هایی بر پیکر مطهر سیدالشهدا(ع) روا داشته می‌شود که تاریخ از یادآوری‌شان شرم دارد. حالا زینب(س) مانده است و پیامبریِ قیام برادر.

زینب، غیرتمند است... بانویی که مردانگی در مکتب او معنای جوانمردی می‌یابد. از همین روست که در طول تاریخ، مردان بسیاری از مکتب زینب(س) درس مردانگی و وفاداری آموخته‌اند. پیرغلامان سیدالشهدا(ع) بر چهارپایه‌ها تکیه زده‌اند و نوای «زینب، زینب، زینب» را با سوز و گداز زمزمه کرده‌اند... مردانی غیور که شیرزن کربلا، الگوی ایمان، صبر و ایستادگی‌شان بوده است.

همین مکتب است که در طول اعصار، مردان و زنان بسیاری را پرورش داده است. مکتبی که در روزگار ما دوباره جلوه‌ یافته است. مدافعان حرم زینبی، با شعار «کلنا عباسک یا زینب»، وفاداری به این راه را معنا کردند و با ایستادگی و جان‌فشانی خود، پرچم دفاع از حریم اهل‌بیت(ع) را برافراشته نگه داشتند.

زینب(س)، جریان‌ساز تاریخ است. رسالت او در تداوم و ماندگاری قیام حسینی، چنان عظیم است که عاشورا را از یک واقعه در تاریخ فراتر می‌برد و به حقیقتی زنده در وجدان نسل‌ها تبدیل می‌کند. اصلاً زینب آمده است تا جهاد کند... تا تبیین‌گر باشد... تا نگذارد دشمن، حقیقت را در غبار تبلیغات و تحریف پنهان کند.

بانوی قدخمیده کربلا، با تمام مصائبی که بر او وارد شده است، در مجلس یزیدیان محکم و استوار می‌ایستد... هیبت دروغین قدرت را در هم می‌شکند و اجازه نمی‌دهد پیروزی ظاهری دشمن، به معنای پیروزی بر حقیقت تلقی شود. آن‌گاه در پاسخ به غرور و فخرفروشی دشمن، کلامی بر زبان می‌آورد که قرن‌هاست در گوش تاریخ طنین‌انداز است: «ما رأیتُ إلّا جمیلاً»؛ جز زیبایی چیزی ندیدم. این رجز عاقلانه و عاشقانه، اعلام موضع انسانی است که در دل بزرگ‌ترین داغ‌ها نیز حقیقت را گم نمی‌کند و در برابر ظلم، از باور و آرمانش عقب نمی‌نشیند. زینب(س) با همین نگاه، منطق پیروزی ظاهری دشمن را به چالش می‌کشد...

زینب(س)، حماسه‌ای است که جاودانگی قیام سیدالشهدا(ع) را تا قیام قیامت رقم زد. یکی از مهم‌ترین رازهای ماندگاری حماسه حسینی، ایستادگی و پیام‌رسانی زینب کبری(س) است؛ بانویی که نگذاشت کربلا در کربلا بماند و صدای مظلومیت حسین(ع) در هیاهوی قدرت‌طلبان گم شود.

و اینجاست که شعر ماندگار قادر طهماسبی، این حقیقت را به تصویر می‌کشد:

«سر نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود

کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود»...

 

سهیلا عظیمی 

انتهای پیام/۱۰۱۰


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید