۲۵ / مهر / ۱۴۰۵ - 17 October 2026
۱۰:۰۳
کد خبر : 9792144
۲۱:۵۳

۱۴۰۵/۰۷/۲۴
مثبت سوژه/الگومحوری؛

روایتی از مبارزات نوجوانی تا راوی دفاع مقدس و خادم فرهنگ

مسئولان ناحیه مقاومت بسیج امام هادی علیه‌السلام، در آستانه روز پرستار و همزمان با میلاد باسعادت حضرت زینب کبری(س)، با یکی از فعالان پیشکسوت عرصه فرهنگ، جهاد و رسانه دیدار کردند.

به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، نسرین ژولایی، راوی دفاع مقدس، پژوهشگر شهدا، نویسنده ادبیات دفاع مقدس استان البرز و شهروند خبرنگار بسیج، بانویی است که زندگی‌اش از نوجوانی در ماهشهر با ایمان، مبارزه و خدمت گره خورده است، از پخش اعلامیه‌های امام در دبیرستان تا فعالیت در کمیته انقلاب، جهاد سازندگی، پشت جبهه، نهضت سوادآموزی، بسیج و مداحی اهل‌بیت(ع)، مسیر وی، روایتگر تعهد، ایثار و استمرار خدمت است.

نسرین ژولایی؛ از مبارزات نوجوانی تا راوی دفاع مقدس و خادم فرهنگ

در این گفت‌وگوی تفصیلی، شهروند خبرنگار خبرگزاری بسیج استان البرز، با وی به گفت‌وگو نشسته تا از آغاز مسیر، نقش‌آفرینی‌های انقلابی و فرهنگی، و نگاهش به ثبت خاطرات شهدا بشنود.

شهروند خبرنگار بسیج: با سلام و تشکر از شما. عرض تبریک به مناسبت میلاد حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها و روز پرستار. لطفاً در ابتدا خودتان را معرفی کنید و بگویید کجا و در چه سالی به دنیا آمده‌اید و مسیر زندگی‌تان چطور آغاز شد؟

نسرین ژولایی: من نسرین ژولایی هستم؛ فرزند محمدعلی و فاطمه مقدس‌مهر، متولد سال ۱۳۴۱ در بندر ماهشهر استان خوزستان، دختری از خطه جنوب، از سرزمین دریا و مردمانی که با ایمان و غیرت زندگی می‌کنند، تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه ششم بهمن و دوره متوسطه را در دبیرستان اباذر غفاری با نمرات عالی طی کردم، بعدها در سال ۱۳۸۸ موفق به اخذ مدرک کارشناسی ادبیات فارسی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز شدم، زندگی من، مثل بسیاری از هم‌سن‌وسال‌هایم، با روزهای ساده آغاز شد؛ اما خیلی زود مسیرم متفاوت شد، از همان ابتدا به دنبال حقیقت بودم؛ به دنبال چیزی که بتواند زندگی‌ام را معنا ببخشد، من اهل تماشا کردن نبودم؛ می‌خواستم بدانم، بفهمم و انتخاب کنم، این عشق به شناخت، مرا به مسیری کشاند که امروز با افتخار از آن یاد می‌کنم: مسیر ایمان، مبارزه و ایثار، از همان نوجوانی برای زندگی‌ام تصمیم می‌گرفتم و این فقط آغاز راه بود.

شهروند خبرنگار: اشاره کردید که اهل تماشا کردن نبودید، در آن دوران نوجوانی و در ادامه با شروع انقلاب، چطور وارد میدان مسئولیت‌های اجتماعی شدید؟

نسرین ژولایی: من از همان نوجوانی اهل تماشا کردن و کنار ایستادن نبودم. همیشه می‌خواستم بدانم، بفهمم و انتخاب کنم، باور داشتم آدمی باید برای اعتقاداتش بایستد و پای انتخابش بماند، حتی اگر بهایش سختی باشد، آن روزها دانش‌آموز دبیرستان اباذر غفاری بودم.

 در سال ۱۳۵۵ که ۱۶-۱۷ سال بیش نداشتم، به دلیل تعلق خاطری که به امام و انقلاب داشتم، در همان دبیرستان به روشنگری و مبارزه با رژیم پهلوی پرداختم، به همراه تعدادی از دوستان دبیرستانی‌ام در تظاهرات شرکت می‌کردم، اعلامیه‌های امام را پخش می‌کردم و تلاش داشتم پیام امام را به گوش مردم برسانم، برای من حضور در آن روزها فقط یک اتفاق نبود؛ ادامه همان باوری بود که از نوجوانی در درونم ریشه دوانده بود، وقتی پای اعتقاد و مسئولیت در میان است، باید وارد میدان شد.

در تاریخ ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸ که رفراندوم جمهوری اسلامی برگزار شد، در کنار سیدحسینی که از معتمدان بازار سربندر به حساب می‌آمد و جمعی از مبارزان، برای شمارش آرای مردمی در مسجد جامع شرکت داشتم، با تشکیل انجمن اسلامی در شهر سربندر جذب آن شدم و یکی از اعضای فعالش شدم، همزمان کمیته انقلاب اسلامی تشکیل شد و من جزو اولین نفراتی بودم که ثبت‌نام کردم و به همراه برادرم مسعود ژولایی، به‌طور رسمی مبارزاتمان را علیه حزب‌های خلق عرب، کمونیست‌ها، مجاهدان خلق و ضدانقلابیون آغاز کردیم.

شهروند خبرنگار: در ادامه فعالیت‌ها ظاهراً در جهاد سازندگی، پشت جبهه و سپس نهضت سوادآموزی و کارهای فرهنگی نیز حضور داشتید. این خدمات چطور شکل گرفت؟

نسرین ژولایی: پس از گذراندن دوره‌های آموزش نظامی، امدادگری و کمک‌های اولیه، آمادگی‌ام را برای مبارزه با اشرار اعلام کردم، در سال ۱۳۵۸ جذب سازمان جهاد سازندگی شدم. به روستاهای محروم سرکشی می‌کردم و جمع‌آوری کمک‌های اولیه پزشکی، اقلام اولیه و مایحتاج مردم را با کمک این نهاد در مسجد جامع سربندر انجام می‌دادم و با تلاش فراوان این اقلام را به مناطق محروم می‌رساندم، با شروع جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹، خدمت در پشت جبهه را ترجیح دادم و با فعالیت‌های گسترده در مسجد جامع سربندر و ماهشهر در خصوص جمع‌آوری تدارکات و مایحتاج برای جبهه نقش ایفا کردم.

با تشکیل حوزه علمیه، چون روح پرسشگر و سیری‌ناپذیری در خصوص علم و دانش داشتم، به تحصیل علوم طلبگی روی آوردم، در اواخر ۱۳۵۹ در مسجد جامع توسط امام جمعه وقت، آیت‌الله سیدعلی حسینی، مسئولیت رسیدگی به پرونده و دادگاه زنان را پذیرفتم. در سال ۱۳۶۰ با معرفی استاد شهید امین‌نژاد که از اساتید حوزه علمیه بود و توسط منافقان ترور شد، به‌صورت داوطلب به بیمارستان صحرایی نیروی دریایی خرمشهر معرفی و اعزام شدم و تا پایان ۱۳۶۱ در این عرصه حضوری مستمر داشتم، پس از عملیات الی‌بیت‌المقدس از سربندر به اهواز نقل‌مکان کردم. آیت‌الله حسینی که امامت نمازجمعه شادگان را پذیرفته بود، از من خواست همچنان در کنارش بمانم و مسئولیت دادگاه زنان را ادامه دهم.

در سال ۱۳۶۲ با یکی از پاسداران به نام عبدالخالق امینیان (غضبان) ازدواج کردم که ماحصل آن سه پسر به نام‌های محمدتقی، محمدعلی و محمدمهدی و یک دختر به نام فاطمه است.

در اواخر همان سال به عنوان معلم دبستانی جذب آموزش و پرورش و نهضت سوادآموزی شدم و در روستاهای عشاره و فهد برای ریشه‌کن کردن جهل و بی‌سوادی فعالیت کردم.

 از ابتدای ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۵ به دلیل حضور مستمر همسرم در جبهه‌ها مجبور به خانه‌نشینی شدم و به تربیت فرزندان پرداختم، اما دست از تلاش برنداشتم و در انتهای ۱۳۶۵ به عنوان آموزش‌یار نهضت سوادآموزی به تدریس قرآن و احکام در منزل همت گماردم، این فعالیت‌ها تا ۱۳۶۸ ادامه داشت.

سپس با کبری انگاشته فعالیت‌های گسترده‌ای در منطقه محروم کانتکس اهواز آغاز کردیم؛ جایی که فقر فرهنگی بیداد می‌کرد، به ترویج فرهنگ اسلام ناب محمدی، مداحی و کلاس‌های نهضت سوادآموزی پرداختیم، در همان سال جذب سازمان تبلیغات اسلامی شدم و به عنوان مبلغ و مدرس فعالیت کردم که تا ۱۳۷۳ ادامه یافت.

در ابتدای ۱۳۷۳ با وجود مسئولیت‌های فراوان، جذب بسیج نیروگاه رامین شدم و کلاس‌های آموزشی تواشیح و سرود تشکیل دادم، یکی از فرزندانم، محمدمهدی، رتبه اول آهنگ‌سازی سرود نماز را کسب کرد، سپس به‌صورت رسمی جذب آموزش و پرورش شدم.

فرزندانم محمدتقی و محمدعلی نیز در گروه‌های سرود و تواشیح و بعداً مداحی فعالیت می‌کردند و در کنارم به نوآموزان خدمت می‌رساندند، امروز از ذاکران و مداحان اهل‌بیت و از مسئولان هیئت الثارات العباس علیه‌السلام هستند.

شهروند خبرنگار: نقش گفت‌وگوها، نوشتن و ثبت خاطرات را در مسیر زندگی‌تان چگونه ارزیابی می‌کنید؟ و در کنار نویسندگی، فعالیت به عنوان راوی دفاع مقدس و خبرنگار حوزه شهدا چه جایگاهی برای شما دارد؟

نسرین ژولایی: ساعت‌ها با یکدیگر گفت‌وگو می‌کردیم و پیام نهضت، تبیین و ضرورت حضور در صحنه‌ها را دریافت می‌کردم، این‌ها تأثیر عمیقی بر من گذاشت و انگیزه‌ای شد تا بر ثبت اتفاقات، نگارش و انتقال پیام‌ها به دیگران متمرکز شوم، احساس می‌کردم آنچه در تبادل سال‌ها تجربه و تاب‌آوری کسب کرده‌ام می‌توانست برای دیگران آموزنده باشد و بخشی از ارزش‌ها و واقعیت‌های زندگی را به نسل‌های آینده منتقل کند، از همین رو نوشتن را به عنوان یکی از راه‌های ادامه مسیر خدمت برگزیدم، من یکی از نویسندگان و داستان‌نویسان ادبیات دفاع مقدس استان البرز هستم.

برای من قلم تنها نوشتن نیست؛ ابزاری برای انتقال تجربه‌ها، ثبت انگیزش‌ها و حفظ ارزش‌هایی است که نباید در زمان به فراموشی سپرده شوند.

 در کنار نویسندگی، به عنوان راوی دفاع مقدس نیز فعالیت کرده‌ام، تلاش من همیشه این بوده که اتفاقات، رنج‌ها و فداکاری‌های رزمندگان و شهدا را برای مخاطبان بازگو کنم و پیوند نسل امروز را با روزهای پرخاطره دفاع مقدس حفظ نمایم، از سال ۱۴۰۳ نیز با هدف زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا، خبرنگاری را آغاز کردم.

در این مسیر به دیدار خانواده‌های شهدا می‌روم؛ پای صحبت‌های مادران، پدران، همسران فداکار و فرزندان صبور می‌نشینم و روایت‌های آنان را ثبت می‌کنم.

تا سال ۱۳۹۹ در سمت‌های فرهنگی بسیج اداره آموزش و پرورش ناحیه ۲ اهواز، مسئول هیئت فرهنگی مذهبی ابوالفضل العباس علیه‌السلام، مبلغ و مدرس سازمان تبلیغات اسلامی، داور مسابقات قرآنی و دینی آموزش و پرورش، مسئول شعبه فرهنگی هنری بسیج ناحیه ۲ اهواز، عضو اصلی شورای فرهنگی هیئت‌های مذهبی استان خوزستان، داور و مدرس کارگاه‌های آموزش نماز و قرآن، ذاکر و مداح اهل‌بیت و خادم افتخاری بارگاه ثامن‌الحجج امام رضا علیه‌السلام فعالیت داشتم و همیشه یکی از فعالان اجتماعی و جهادگر بودم.

شهروند خبرنگار: به عنوان پرسش آخر، نگاه کلی شما به این مسیر چیست و چه پیامی از این سال‌ها به یادگار دارید؟

نسرین ژولایی: برای من خاطره شهیدی تنها بخشی از یک گزارش نیست، هر خاطره روایتی مستقل از عشق، ایمان و ایستادگی دارد؛ روایتی که باید با احساس شوریده شود و برای انتقال به دیگران آماده گردد، پشت یک نام، چه زندگی پرجزئیاتی پنهان بوده است؛ جوانی با آرزوهایش، مادری با امیدهایش، همسری با رؤیاهای مشترک و فرزندانی که چشم‌انتظار پدر بوده‌اند.

 همین لحظات است که اهمیت ثبت اتفاقات را به روح و جان می‌چکاند. از روزهای نوجوانی تا فعالیت‌های انقلابی، فرهنگی، اجتماعی و خبرنگاری، هر لحظه برای من ره‌آوردی تازه به همراه داشته است.

در تمام این سال‌ها آموختم که ارزش انسان به تعداد مسئولیت‌هایی که به عهده می‌گیرد نیست، بلکه به صداقت، تعهد و اثری است که بر جا می‌گذارد.

 باور دارم راه شهدا با پایان یافتن زمان به پایان نرسیده است؛ این راه در عصرهای مختلف زندگی ادامه دارد؛ در خدمت به مردم، در فعالیت‌ها و در زنده نگه داشتن یاد و نام آنان.

این دیدار و تکریم از شهروند خبرنگار بسیج و فعال عرصه خبر و رسانه ناحیه مقاومت بسیج امام هادی علیه‌السلام، نسرین ژولایی (راوی دفاع مقدس و پژوهشگر شهدا)، با حضور حجت‌الاسلام  کولیوند مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه این ناحیه، خواهر پاسدار افتخاری مسئول بسیج جامعه زنان ناحیه، فرمانده حوزه ۴۱۲ حجاب، سرپرست روابط عمومی و تبلیغات ناحیه و اعضای شورای فرمانده حوزه ۴۱۱ صورت گرفت.

نسرین ژولایی؛ از مبارزات نوجوانی تا راوی دفاع مقدس و خادم فرهنگ


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید