
این مادر اظهار کرد: سال ۱۴۰۳ برای من سال سختی بود. مشکلات خانوادگی آنقدر زیاد شده بود که احساس میکردم دیگر توان تحمل شرایط را ندارم. مدام با خودم فکر میکردم وقتی زندگیمان اینقدر پرفرازونشیب است، چطور میتوانم از یک بچه مراقبت کنم؟ آن روزها بیشتر از اینکه به آینده فکر کنم، درگیر مشکلات همان روز بودم و تصور میکردم با به دنیا نیامدن این بچه، شاید بخشی از نگرانیهایم کمتر شود. حالا که به آن روزها فکر میکنم، میبینم چقدر خسته و ناامید شده بودم؛ نه اینکه فرزندم را نخواهم، بلکه احساس میکردم شرایط زندگی اجازه نمیدهد مادر خوبی برایش باشم.
وی افزود: آشنایی با طرح نفس برای من نقطه عطفی شد. کسانی بودند که به حرفهایم گوش دادند، شرایط مرا درک کردند و بدون اینکه قضاوتم کنند، کمک کردند از زاویه دیگری به زندگی نگاه کنم. وقتی آدم درگیر مشکلات است، گاهی فکر میکند هیچ راه دیگری وجود ندارد؛ اما همراهی و مشاورهای که دریافت کردم، باعث شد دوباره به آینده امیدوار شوم. کمکم فهمیدم قرار نیست همه مشکلات یکروزه حل شوند، اما میشود با وجود سختیها هم ادامه داد. تصمیم گرفتم فرزندم را به دنیا بیاورم؛ تصمیمی که امروز از ته دل بابت آن خوشحالم.
این مادر خاطرنشان کرد: امروز وقتی پسرم را میبینم، گاهی با خودم میگویم اگر آن روزها تصمیم دیگری گرفته بودم، چقدر از این لحظههای شیرین را از دست میدادم. حالا ما سه نفر کنار هم زندگی میکنیم و حضور پسرم برایم معنایی فراتر از مادر شدن دارد؛ او به من یادآوری میکند که روزهای سخت همیشگی نیستند. بسیاری از مشکلات خانوادگی که آن زمان برایم بزرگ و حلنشدنی به نظر میرسیدند، امروز دیگر وجود ندارند و شرایطمان خیلی بهتر شده است. دلم میخواهد به مادرانی که در شرایط مشابه من قرار دارند بگویم وقتی زیر فشار مشکلات هستید، تصور نکنید همه راهها بسته است؛ گاهی فقط به کسی نیاز دارید که حرفتان را بشنود و در آن روزهای سخت کنارتان بماند. من از صمیم قلب از همه کسانی که در طرح نفس به من کمک کردند، بهویژه عوامل بسیج جامعه پزشکی، ممنونم؛ چون همراهیشان کمک کرد امروز پسرم را در آغوش بگیرم و با رضایت به زندگیام نگاه کنم.
یادداشت | فرشاد عالی
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان