۲۸ / مهر / ۱۴۰۵ - 20 October 2026
۲۳:۰۵
کد خبر : 9792860
۲۳:۱۱

۱۴۰۵/۰۷/۲۷
یادداشت|

«قرآن، مسجد، شهادت» وصیت‌نامه دو برادر شهید از دیار چنارشیخ اسدآباد

همدان- دو برادر از چنارشیخ اسدآباد، با وصیتی قرآن‌محور و مسجدمحور، در قراویز و مجنون راه سرخ شهادت را پیمودند و نامشان تا ابد جاودانه شد.

«قرآن، مسجد، شهادت» وصیت‌نامه دو برادر شهید از دیار چنارشیخ اسدآباد

به گزارش خبرگزاری بسیج از همدان، در تاریخ دفاع مقدس، نام برخی خانواده‌ها با ایثار و شهادت گره خورده است. خانواده فرامرزی از روستای چنار سفلی (چنارشیخ) اسدآباد، نمونه‌ای روشن از این ایثارگری است؛ خانواده‌ای که دو فرزند رشیدش را در راه اسلام و انقلاب تقدیم کرد و با صبری عاشورایی، داغ فراق را با عزت پذیرا شد. شهید شیرحسین فرامرزی، علمدار قراویز، و شهید هوشنگ فرامرزی، رهرو مکتب برادر، دو ستاره‌ای هستند که در آسمان اسدآباد می‌درخشند.

شهید شیرحسین فرامرزی؛ علمدار قراویز

پاسدار شهید شیرحسین فرامرزی، فرزند محمدحسین، متولد سال ۱۳۳۸ در روستای چنار سفلی (چنارشیخ) از توابع شهرستان اسدآباد بود. او در خانواده‌ای مؤمن، معتقد و پایبند به احکام الهی پرورش یافت و از همان جوانی در زمره انسان‌های آگاه، بصیر و دل‌بسته به آرمان‌های معمار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) قرار گرفت.

شهید فرامرزی پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از پیشگامان برگزاری کلاس‌های قرآن، محافل دینی و نشست‌های آگاه‌سازی جوانان در منطقه چنارشیخ و اسدآباد بود. او به عنوان فردی بصیر، آگاه و سخنوری توانا شناخته می‌شد که با کلام نافذ خود، همرزمان و جوانان را به ایستادگی در برابر ظلم و دفاع از انقلاب ترغیب می‌کرد و در حماسه قراویز نیز با سخنرانی‌های حماسی خود روحیه‌ای مضاعف به رزمندگان بخشید.

با آغاز جنگ تحمیلی و تهاجم دشمن بعثی، شیرحسین برای پاسداری از کیان اسلام و انقلاب، در خردادماه ۱۳۶۰ به خیل سبزپوشان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. وی پس از سپری کردن دوره آموزشی در پادگان ابوذر همدان، بی‌درنگ همراه با کاروان اعزامی سپاه اسدآباد راهی جبهه‌های غرب در منطقه سرپل‌ذهاب شد.

این پاسدار دلاور سرانجام پس از مجاهدت‌های فراوان، در جریان عملیات غرورآفرین ۱۱ شهریورماه ۱۳۶۰ در دامنه‌های قله قراویز، در کنار شهید خزایی و دیگر همرزمانش به فیض والای شهادت نائل آمد. پیکر مطهر شهید شیرحسین فرامرزی پس از ۱۱ ماه غربت در خطوط مقدم، هم‌زمان با عقب‌نشینی بعثی‌ها تفحص شد و به آغوش خانواده و مردم شهیدپرور اسدآباد بازگشت و در گلزار شهدای این شهر آرام گرفت.

متن وصیت‌نامه شهید شیرحسین فرامرزی:

بسم رب الشهداء و الصدیقین

«سلام بر شهیدان و رزمندگان و خانواده‌های شهدا. درود بر مادران درد کشیده، درود بر مردان مرد، هرگاه که در این دنیا از حق دفاع می‌کنیم، در مقابل باطل قرار می‌گیریم. در این دنیای مادی، انسان‌ها امتحان پس می‌دهند؛ عده‌ای در امتحان قبول و عده‌ای مردود می‌شوند.

پدر و مادر عزیزم و برادران عزیزم؛ می‌خواهم در این دنیای فانی سلامتی دوست راستی به دست آورید. بدانید و هوشیار باشید که دنیا محل گذر است. دنیا امتحان است و آدمک‌های دست‌ساخته دنیا در آن می‌باشند. ولی سلام بر شاه شهیدان، حسین (ع)؛ راه او را ادامه دهید. وصیت من به شما این است که قرآن را بخوانید و به آن عمل کنید. قرآن کتاب انسان‌سازی است. مبادا از یاد خدا غافل شوید.

پدر و مادر و برادران و خواهرانم؛ قرآن را بخوانید و در یاد خدا باشید. از قرآن دور نشوید که قرآن کتاب رهایی‌بخش است و انسان را به سوی خدا هدایت می‌کند. برادرانم و خواهرانم؛ در سنگر مسجد حضور داشته باشید. مسجد سنگر اسلام است؛ سنگر مبارزه با طاغوت و کفر است. در صحنه‌ها حضور فعال داشته باشید، چرا که اسلام عزیز به حضور شما نیاز دارد.

پدر عزیزم و مادر مهربانم؛ اگر شهید شدم، ناراحت نباشید و راه حق را ادامه دهید. پدر جان، از شما تشکر می‌کنم که مرا بزرگ کردید و به این سن رساندید. از تمام اهالی روستای چنارشیخ و مردم اسدآباد تشکر می‌کنم. از برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکر می‌کنم که مرا در این راه یاری دادند. از دوستان و آشنایان حلالیت می‌طلبم.»

این وصیت‌نامه، منشوری عملی برای نسل امروز است؛ دعوت به قرآن‌محوری، مسجد‌محوری، حضور فعال در صحنه و تداوم راه حسین (ع). شهید فرامرزی در کلام خود، دنیا را «محل گذر» و «امتحان» می‌داند و خانواده و همرزمانش را به «یاد خدا» و «عمل به قرآن» سفارش می‌کند.

شهید هوشنگ فرامرزی؛ رهرو مکتب برادر

دانش‌آموز شهید هوشنگ فرامرزی، فرزند محمدحسین، متولد سال ۱۳۴۹ در روستای چنار سفلی (چنارشیخ) بود. رشد در دامان پدری پارسا و در محیطی آکنده از معنویت و اخلاق دینی، روح پاک او را از کودکی با ارزش‌های الهی پیوند زد. برای هوشنگ، برادر بزرگ‌ترش «شهید شیرحسین» همچون استادی وارسته و الگویی تمام‌عیار در مسیر ایمان و ولایت‌مداری به شمار می‌رفت.

شهادت برادر نه تنها اراده هوشنگ را متزلزل نکرد، بلکه انگیزه‌ای مضاعف برای تداوم راه سرخ شهادت در وجودش پدید آورد. او با وجود سن کم، سنگر مدرسه را به قصد سنگر دفاع از کیان میهن رها کرد و عازم خطوط نبرد حق علیه باطل شد.

هوشنگ سرانجام در تاریخ ۲۸ خردادماه ۱۳۶۵ در سن شانزده‌سالگی، در منطقه عملیاتی جزیره مجنون شهد شیرین شهادت را نوشید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای اسدآباد، در جوار مزار برادر شهیدش و دیگر شهدای والامقام آرام گرفت.

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید