اینجا، در نقطه صفر مرزی زابل و هیرمند، قصه کمی متفاوت است؛ قصه زنانی که قرار نیست منتظر بمانند.
در روستاهای مرزی سیستان و بلوچستان، زندگی همیشه ساده نیست. نه زمین برای کشاورزی مناسب است و نه دامداری میتواند چرخ زندگی را بچرخاند. بسیاری از مردان خانواده برای پیدا کردن کار، مجبورند راهی شهرهای بزرگ شوند و خانوادههایشان را در روستا تنها بگذارند.
اما یک گروه جهادی تصمیم گرفت به جای اینکه فقط به مردم کمک کند، کاری کند که خود مردم بتوانند روی پای خودشان بایستند.
اول، زنان روستاها شناسایی شدند.
زنانی که شاید پیش از این فرصت چندانی برای یادگیری یک مهارت یا داشتن درآمد مستقل نداشتند، وارد دورههای آموزشی شدند؛ از خیاطی تا سوزندوزی. آموزشها در خود روستاها انجام شد و بهتدریج کارگاههایی شکل گرفت که پیش از آن حتی یک موردشان هم وجود نداشت.
امروز در این منطقه، ۵ کارگاه خیاطی فعال است.
۲۳ نفر به شکل مستقیم مشغول به کار شدهاند و حدود ۷۰ تا ۸۰ نفر دیگر به صورت غیرمستقیم از این چرخه اشتغال بهره میبرند.
حتی برای شروع کار، قرار نبود همهچیز از ابتدا خریداری شود. چرخهای خیاطی به صورت امانی در اختیار زنان قرار گرفت تا آنها بتوانند با همان امکانات اولیه، کار را آغاز کنند و درآمد داشته باشند.

این یعنی یک تغییر مهم:
کمک، فقط یک بسته معیشتی نیست؛ گاهی یک مهارت، یک ابزار و یک فرصت است که میتواند مسیر زندگی یک خانواده را تغییر دهد.
البته در کنار اشتغال، نیازهای فوری مردم هم فراموش نشده است. با همراهی برخی شرکتها، مواد غذایی و ارزاق میان خانوادهها توزیع میشود؛ چراکه شرایط اقتصادی منطقه به گونهای است که نبود این حمایتهای معیشتی میتواند زندگی بسیاری از خانوادهها را با مشکل جدی روبهرو کند.
اما داستان به همینجا ختم نمیشود.
جهادگران تلاش کردند به جای نگاه کوتاهمدت، ظرفیتهای خود منطقه را پیدا کنند؛ و یکی از این ظرفیتها، خورشید بود.
سیستان و بلوچستان از تابش بسیار خوبی برخوردار است. با آموزش و فرهنگسازی، استفاده از پنلهای خورشیدی در میان مردم گسترش پیدا کرد. حالا خانوادههایی که امکان چندانی برای ایجاد درآمد از کشاورزی یا دامداری ندارند، از انرژی خورشیدی برای ایجاد یک منبع درآمد استفاده میکنند و هر دو ماه یکبار مبلغی به حساب آنها واریز میشود.
اینجا شاید زمین حاصلخیزی برای کشاورزی نباشد.
شاید دامداری راهحل مناسبی نباشد.
و شاید مردان مجبور باشند برای کار، کیلومترها از خانه دور شوند.
اما این منطقه یک چیز مهم دارد:
آدمهایی که اگر فرصت پیدا کنند، میتوانند زندگی خودشان را تغییر دهند؛ و شاید مهمترین دستاورد این گروه جهادی همین باشد؛ اینکه در نقطهای که بسیاری فقط محرومیت را میبینند، ظرفیت ببینند.
ظرفیت زنان برای کارآفرینی.
ظرفیت آموزش برای توانمندسازی.
ظرفیت خورشید برای درآمدزایی.
و ظرفیت خود مردم برای ساختن آیندهای بهتر.
اینجا، در نقطه صفر مرزی، جهاد فقط به معنای رساندن کمک نیست؛ جهاد یعنی ساختن فرصت.
یادداشت | فرشاد عالی
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان