۰۹ / آبان / ۱۴۰۵ - 31 October 2026
۱۲:۳۷
کد خبر : 9795665
۰۹:۵۷

۱۴۰۵/۰۸/۰۹

دخترانی که روزی با بسیج فاصله داشتند، خادمان شهید گمنام شدند

بسیج دانش آموزی
جمعی از دختران بسیجی در یکی از مدارس کرج با تکیه بر رفاقت، فعالیت‌های فرهنگی و میزبانی از شهید گمنام، زمینه جذب و مشارکت دانش‌آموزانی با دیدگاه‌های متفاوت را فراهم کردند.

گاهی برای ایجاد یک تغییر بزرگ، نه به امکانات گسترده نیاز است و نه به برنامه‌های پرهزینه؛ گاهی یک اتاق کوچک، چند عکس شهید، یک چفیه و مهم‌تر از همه، رفاقت و صمیمیت می‌تواند آغازگر اتفاقاتی متفاوت باشد. این همان تجربه‌ای است که جمعی از دختران بسیجی در یکی از مدارس شهر کرج رقم زدند؛ تجربه‌ای که از برگزاری برنامه‌های فرهنگی و مذهبی آغاز شد و به شکل‌گیری دوستی‌هایی ماندگار میان دانش‌آموزانی با دیدگاه‌ها و سلایق متفاوت رسید.

ماجرا از زمانی شروع شد که گروهی از دانش‌آموزان بسیجی تصمیم گرفتند فعالیت‌هایشان را از برنامه‌های معمول مدرسه فراتر ببرند و محیطی متفاوت برای حضور و مشارکت همکلاسی‌های خود ایجاد کنند. یکی از مهم‌ترین اقدامات آنها، راه‌اندازی و تجهیز اتاق بسیج در مدرسه بود؛ اتاقی که به گفته یکی از اعضای این گروه، از نخستین اتاق‌های بسیج دانش‌آموزی در ناحیه آنها به شمار می‌رفت که با چنین امکانات و فضاسازی معنوی تجهیز شده بود.

دیوار‌های این اتاق با تصاویر شهدا، به‌ویژه شهدای محله، آراسته شده بود و چفیه‌ها و دیگر وسایل فرهنگی، فضای متفاوتی به آن می‌داد. اما ویژگی اصلی این اتاق، باز بودن در‌های آن به روی همه دانش‌آموزان بود. حتی در زنگ‌های تفریح نیز دانش‌آموزان می‌توانستند وارد اتاق شوند، بنشینند، گفت‌و‌گو کنند و لحظاتی را در کنار دوستان خود بگذرانند.

در ابتدا، برخی دانش‌آموزان نگاه مثبتی به بسیج نداشتند و حتی نسبت به فعالیت‌های مذهبی و فرهنگی مدرسه موضع می‌گرفتند. با این حال، اعضای گروه تلاش کردند به جای فاصله گرفتن از آنها، ارتباطی دوستانه برقرار کنند. همین برخورد صمیمانه به‌تدریج زمینه گفت‌و‌گو و آشنایی بیشتر را فراهم کرد.

یکی از اعضای این گروه درباره آن روز‌ها می‌گوید: «بعضی از بچه‌ها اول نسبت به بسیج گارد داشتند، اما وقتی وارد اتاق می‌شدند، از فضای آن خوششان می‌آمد. می‌نشستند و درباره عکس شهدا سؤال می‌کردند. ما هم برایشان توضیح می‌دادیم و همین ارتباط‌ها باعث می‌شد بیشتر با ما همراه شوند.»

در ادامه، برگزاری جلسات پرسش و پاسخ با حضور اساتید و افراد آگاه نیز در دستور کار قرار گرفت تا دانش‌آموزان بتوانند پرسش‌ها و دغدغه‌های خود را مطرح کنند. به گفته این فعال بسیج دانش‌آموزی، همین گفت‌و‌گو‌ها به تغییر نگاه برخی دانش‌آموزان و افزایش مشارکت آنها در برنامه‌های مدرسه کمک کرد.

یکی از خاطرات ماندگار این دوران به دختری بازمی‌گردد که علاقه‌ای به رعایت حجاب نداشت، اما از چفیه‌های داخل اتاق بسیج خوشش آمده بود. او بار‌ها به اتاق سر می‌زد و درخواست می‌کرد یکی از چفیه‌ها را به او بدهند. گاهی چفیه را روی سر می‌انداخت و با همان در محیط مدرسه رفت‌وآمد می‌کرد.

این اتفاق برای اعضای گروه تنها یک خاطره ساده نبود؛ بلکه نشانه‌ای از شکل‌گیری ارتباطی دوستانه میان دانش‌آموزانی بود که پیش از آن، فاصله زیادی با یکدیگر احساس می‌کردند.

این روابط به محیط مدرسه محدود نماند. در جریان حوادث سال ۱۴۰۱ نیز برخی دانش‌آموزان که دیدگاه متفاوتی داشتند یا در تجمعات اعتراضی حضور یافته بودند، همچنان با اعضای گروه در ارتباط بودند. به روایت این فعال دانش‌آموزی، گفت‌و‌گو‌های دوستانه و ارتباط مستمر باعث شد برخی از آنها نگاه متفاوتی نسبت به فعالیت‌های بسیج پیدا کنند و حتی در برنامه‌های مدرسه مشارکت داشته باشند.

او می‌گوید: «ما با بچه‌ها رفاقت می‌کردیم. زنگ تفریح‌ها کنار هم می‌نشستیم و درباره مسائل مختلف صحبت می‌کردیم. حتی بیرون از مدرسه هم قرار می‌گذاشتیم و در کافه‌های مذهبی دور هم جمع می‌شدیم. با بعضی از همان بچه‌ها هنوز هم در ارتباط هستم.»

به گفته او، این دوستی‌ها در برخی موارد بر انتخاب‌های فردی دانش‌آموزان نیز تأثیر گذاشت؛ به‌طوری‌که تعدادی از دختران مدرسه، پس از معاشرت با دوستان چادری خود، به پوشیدن چادر علاقه‌مند شدند.

اما یکی از تأثیرگذارترین خاطرات این گروه، به ایام فاطمیه و حضور پیکر یک شهید گمنام در مدرسه بازمی‌گردد؛ مراسمی که فضای مدرسه را برای ساعاتی دگرگون کرد.

حضور شهید گمنام، حال‌وهوای معنوی ویژه‌ای در میان دانش‌آموزان ایجاد کرده بود. نکته جالب برای برگزارکنندگان این بود که برخی از دخترانی که پیش‌تر نسبت به برنامه‌های مذهبی موضع داشتند یا پوشش متفاوتی انتخاب می‌کردند، با علاقه فراوان برای برگزاری مراسم پیش‌قدم شده بودند.

این فعال بسیج دانش‌آموزی از آن روز چنین یاد می‌کند: «وقتی شهید گمنام را به مدرسه آوردیم، بعضی از بچه‌هایی که حجاب نداشتند یا نسبت به این مسائل گارد داشتند، بیشتر از بقیه کمکمان می‌کردند. خودشان خادم مراسم شده بودند و دوست داشتند هر کاری از دستشان برمی‌آید انجام دهند. واقعاً حس‌وحال معنوی خاصی بین بچه‌ها ایجاد شده بود.»

فعالیت‌های فرهنگی این گروه تنها به ایام فاطمیه محدود نبود. در ماه مبارک رمضان، سفره‌های افطاری در مدرسه برپا می‌شد و دانش‌آموزان در فضایی صمیمی کنار یکدیگر روزه خود را افطار می‌کردند. در مناسبت‌هایی مانند روز دختر و روز دانش‌آموز نیز متناسب با امکانات و بودجه موجود، برنامه‌های فرهنگی، ایستگاه‌های صلواتی و اهدای هدایا برگزار می‌شد.

اعضای گروه همچنین تلاش می‌کردند دانش‌آموزان را برای حضور در جشنواره‌های فرهنگی، علمی و هنری که در سطح ناحیه و استان برگزار می‌شد، تشویق کنند. کلاس‌های بهیاری مدرسه نیز گاهی در اتاق بسیج برگزار می‌شد تا دانش‌آموزان بیشتری با فضای آن آشنا شوند.

در کنار این فعالیت‌ها، کمک به دانش‌آموزان نیازمند یکی دیگر از برنامه‌های ثابت این گروه بود؛ اقدامی که با همکاری بسیج محله و مدیریت مدرسه انجام می‌شد.

هر سال با نزدیک شدن به ماه مهر، اعضای گروه با هماهنگی مدیر مدرسه، دانش‌آموزانی را که خانواده‌هایشان با مشکلات اقتصادی روبه‌رو بودند شناسایی می‌کردند. سپس با کمک بسیج محله، بسته‌های مهرورزی شامل کیف، دفتر، کتاب و دیگر لوازم موردنیاز تهیه و برای آنها ارسال می‌شد.

این حمایت‌ها تنها به لوازم تحصیلی محدود نبود. در مواردی که مشخص می‌شد خانواده‌ای با مشکلات جدی معیشتی مواجه است، بسته‌های مواد غذایی شامل برنج، روغن و دیگر اقلام ضروری نیز تهیه می‌شد.

با این حال، برای اعضای گروه یک اصل اهمیت ویژه‌ای داشت: حفظ عزت‌نفس و آبروی خانواده‌ها.

به همین دلیل، بسته‌های حمایتی به‌صورت مستقیم و در حضور دیگران به دانش‌آموزان تحویل داده نمی‌شد؛ بلکه در اختیار مدیر مدرسه قرار می‌گرفت تا بدون جلب توجه و به شکلی محرمانه به خانواده‌های نیازمند برسد.

این فعال دانش‌آموزی در تشریح این اقدام می‌گوید: «بسته‌ها را به مدیر مدرسه می‌دادیم تا طوری به بچه‌ها برسانند که کسی متوجه نشود. برایمان مهم بود که آبروی دانش‌آموز و خانواده‌اش حفظ شود و کسی از شرایط مالی آنها اطلاع پیدا نکند.»

مجموعه این اقدامات، از برگزاری مراسم مذهبی و فرهنگی گرفته تا حمایت‌های معیشتی و ایجاد فضایی برای گفت‌و‌گو، تجربه‌ای متفاوت از فعالیت بسیج دانش‌آموزی را در این مدرسه رقم زد.

در این تجربه، اتاق بسیج تنها محلی برای برگزاری برنامه‌ها نبود؛ بلکه به فضایی برای آشنایی، دوستی، شنیدن دغدغه‌ها و مشارکت دانش‌آموزان تبدیل شده بود؛ جایی که حتی دخترانی با دیدگاه‌های متفاوت نیز می‌توانستند حضور پیدا کنند و در فعالیت‌های جمعی سهیم شوند.

شاید ماندگارترین بخش این روایت، نه تعداد مراسم برگزارشده باشد و نه امکانات اتاق بسیج؛ بلکه دوستی‌هایی است که پس از پایان دوران مدرسه نیز ادامه یافته است. دوستی‌هایی که به گفته این فعال بسیج دانش‌آموزی، با یک سلام، یک گفت‌وگوی ساده و گاهی با علاقه یک دانش‌آموز به چفیه‌ای در گوشه اتاق آغاز شد و تا امروز دوام آورده است.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید