به گزارش خبرگزاری بسیج از فارس، قدرتالله منصورزاده، کارشناس مسائل سیاسی - مذهبی در یادداشتی که در اختیار بسیج قرار داده است، نوشت:
امروزه هر کشوری قدرت بازدارندگی نداشته باشد، دشمنان به آسانی میتوانند او را وادار به تسلیم یا حتی نابودی کامل کنند. در این میان، یکی از اصلیترین ابزارهای قدرت در عصر حاضر، سلاحهستهای است؛ ابزاری که نه صرفا برای استفاده عملی، بلکه برای جلوگیری از تهدیدات حیاتی به کار میرود. در دنیایی که قانون جنگل حاکم است، میزان امنیت هر کشور را قدرت آن تعیین می کند و بس. این مهمترین پیام جنگ غزه و اوکراین و دفاع ۱۲ و ۴۰ روزه ایران و بقیه جنگها بود.
کشورهایی که به این فناوری دست یافتهاند، در معادلات جهانی جایگاهی متفاوت دارند و هر کاری دلشان بخواهد انجام میدهند! از سوی دیگر، کشورهایی که فاقد این سلاح هستند، معمولاً در برابر قدرتهای دارنده اتم، با محدودیتهای جدی روبهرو میشوند و حتی موجودیت سیاسی و امنیتیشان به چالش کشیده میشود.
ایران به عنوان کشوری بزرگ و با منابع سرشار انرژی و ظرفیتهای تمدنی و فرهنگی، در دهههای اخیر همواره در معرض فشارهای بعضی قدرتهای دارای سلاح اتمی بوده است. آمریکا و سگ زنجیریاش در منطقه، به دلیل دارا بودن زرادخانههای هستهای، بارها موجودیت و امنیت ایران را به خطر انداختهاند. این واقعیت پرسشی اساسی را پیش روی نخبگان سیاسی، دینی و فکری و عموم مردم ما قرار میدهد: آیا میتوان در جهانی که امنیت کشورها با «بازدارندگی هستهای» تعریف میشود، بدون تکیه بر این ابزار بقا یافت؟
از سوی دیگر، امام خامنهای در اواخر دهه هشتاد با صدور فتوایی، تولید و استفاده از سلاحهای کشتار جمعی از جمله بمب اتم را «حرام» دانستهاند. این فتوا، که بیانگر پایبندی به اصول اخلاقی و انسانی اسلام است، بهعنوان یک موضع رسمی در سطح بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، در فقه شیعه اصل «تغییر حکم با تغییر موضوع» و «لزوم رعایت مصالح عالیه نظام اسلامی» پذیرفته شده است. بنابراین، این پرسش نیز مطرح میشود که اگر شرایط به گونهای تغییر کند که بقای اسلام و کشور در معرض تهدید جدی قرار گیرد، آیا امکان بازنگری در چنین فتوایی وجود خواهد داشت یا خیر؟
یادداشت حاضر میکوشد با نگاهی تحلیلی و تطبیقی، ضرورت داشتن سلاحهستهای در جهان امروز را بررسی کند. در این یادداشت، ۱۸ استدلال عقلی، منطقی و دینی مطرح خواهد شد که نشان میدهد چرا در جهان امروز، سلاحهستهای میتواند در دیپلماسی و امنیت کشورها نقشی حیاتی ایفا کند.
۱_ توازن قوا و بازدارندگی:
بازدارندگی یعنی دشمن حتی اگر انگیزه حمله داشته باشد، از ترس واکنش متقابل، جرئت اقدام نکند. در دنیای امروز، وقتی بقای یک کشور به خطر بیفتد، این تسلیحات نظامی، مخصوصا سلاح هستهای است که امنیت و بازدارندگی می آورد. بنابراین عقل سلیم حکم میکند اگر دشمنان تو چنین سلاحی دارند، برای ایجاد بازدارندگی باید به همان سطح برسی؛ در غیر این صورت، کشور در معرض خطر همیشگی قرار میگیرد. با این بازدارندگی در دنیایی که قانون جنگل حاکم است، توازن قوا برقرار میشود و هیچ کشوری نمیتواند بدون در نظر گرفتن واکنش طرف دیگر، اقدام یکجانبه انجام دهد. در جهان امروز که آمریکا و اسراییل به پشتوانه تسلیحات هسته ای هر جرم و تجاوزی را مرتکب میشوند، این توازن تنها با سلاحهای هستهای کامل میشود.
۲_ بقای نظام سیاسی:
بقای نظام سیاسی، مهمترین اصل برای هر حکومت است. حتی اگر رفاه اقتصادی و انواع پیشرفتها فراهم باشد، اما بقای نظام تضمین نشود، همه آن دستاوردها در معرض نابودی خواهد بود. در جهان امروز، که قدرتهای استکباری به هیچ قانونی پایبند نیستند، سلاح هستهای ابزاری است که میتواند بهطور مستقیم بقای یک نظام را تضمین کند. اگر دشمن بداند که حمله به یک کشور برای نابودی نظام سیاسی اش، مساوی با نابودی خودش خواهد بود، هیچگاه به فکر حمله نمیافتد. بنابراین اگر یک نظام سیاسی در شرایطی قرار بگیرد که تهدید نابودی جدی باشد، عقل حکم میکند که برای بقای خود از قویترین ابزار دفاعی از جمله سلاح هستهای استفاده کند.
۳_ هزینه/فایده:
امنیت پایدار ملی، مهمترین دارایی هر کشور است. هزینههای توسعه و نگهداری زرادخانه هستهای هرچند بالاست، اما در مقایسه با هزینههای ناشی از یک جنگ گسترده و تغییر حکومت و یا نابودی کشور، بسیار کمتر است. بازدارندگی هستهای موجب میشود دشمنان در محاسبات خود هزینههای غیرقابل تحمل پاسخ هستهای را لحاظ کنند و از تجاوز منصرف شوند. فواید امنیتی و بازدارنده سلاح هستهای یک فایده عمومی ملی محسوب میشود که همه جمعیت کشور از آن منتفع میشوند، در حالی که هزینههای آن، عمدتاً متمرکز و کنترلشدنیاند. پس بازدارندگی هستهای، یک سرمایهگذاری برای بقا و امنیت پایدار در برابر تهدیدات وجودی است.
۴_ تضمین استقلال سیاسی:
بدون سلاح بازدارنده، استقلال کشور، در گرو تصمیم قدرتهای بزرگ خواهد بود. بسیاری از کشورها ناچارند تابع آمریکا باشند، چون میترسند در صورت مخالفت با او تحت فشار شدید یا حتی تهدید نظامی قرار گیرند. اما کشوری که بازدارندگی و سلاحهستهای دارد، میتواند با اطمینان خاطر استقلال رأی خود را حفظ کند.
۵_ ایجاد هراس روانی:
قدرت واقعی سلاح هستهای، فقط در توان تخریب آن نیست، بلکه در «ترس روانی» است که در ذهن دشمن ایجاد میکند. حتی تصور استفاده از بمب اتم، کافی است تا دشمنان از فکر جنگیدن با کشوری که چنین سلاحی دارد صرفنظر کنند. سلاح هستهای، «جنگ را در ذهن دشمن» قبل از اینکه در میدان رخ دهد، متوقف میکند.
۶_ افزایش قدرت چانهزنی:
کشوری که ابزار بازدارنده نداشته باشد، هنگام مذاکرات بینالمللی ناچار است امتیازهای بیشتری بدهد تا طرف مقابل را راضی کند از فشار یا تهدید دست بکشد. مذاکرات روسیه و آمریکا در مورد اوکراین نیز بر همین مبنا صورت پذیرفت. بنابراین سلاحهستهای، وزن کشور را در معادلات جهانی چند برابر میکند. این منطق ساده اما مهم است: دیپلماسی قدرتمند، از دل قدرت سخت بیرون میآید.
۷_ اقتدار ملی و تقویت انسجام ملی:
مردم وقتی میبینند کشورشان به سلاحی رسیده که آنها را در برابر دشمنان حفظ میکند، احساس غرور و اعتماد به نفس پیدا میکنند. این غرور ملی خود به خود انسجام اجتماعی را افزایش میدهد. عقل سیاسی میگوید انسجام داخلی یکی از ارکان قدرت ملی است و در شرایط فعلی هیچ ابزاری مثل بازدارندگی هستهای نمیتواند این حس امنیت و غرور را به مردم ببخشد.
۸_ تضمین نسلهای آینده:
امنیت فقط برای نسل امروز نیست. ملتها وظیفه دارند آینده فرزندان خود را نیز تضمین کنند. اگر کشوری امروز در برابر تهدید خارجی ضعیف باشد، نسلهای بعدی مجبور خواهند شد بهای آن را با نابودی یا اشغال کشورشان بپردازند. بنابراین عقل میگوید تأمین امنیت باید در بلندمدت طراحی شود. سلاح هستهای چنین نقشی را ایفا میکند، چون بازدارندگی آن دههها ادامه مییابد و به نسلهای بعدی انتقال پیدا میکند.
۹_ پذیرش جهانی:
وقتی کشوری مثل ایران هدف حملات مستقیم و تلفات انسانی قرار میگیرد، نگاه افکار عمومی جهان نسبت به حق آن برای دفاع تغییر میکند. در چنین شرایطی، منطقه و قدرتهای جهانی، منطق امنیتی آن کشور را درک کنند. بازدارندگی هستهای بهعنوان ابزاری برای صیانت از مردم و حاکمیت، جایگاه مشروعتری در گفتمان سیاسی مییابد. به این ترتیب، حتی مخالفان نیز هرچند در ظاهر ابراز نکنند، اما حقانیت نیاز به قدرت هستهای و بازدارندگی را میپذیرند.
۱۰_ تجربه تاریخی کره شمالی:
کره شمالی مثالی زنده از نقش سلاح هستهای در بقای یک کشور است. این کشور از نظر اقتصادی و علمی، بسیار ضعیفتر از همسایگان خود یعنی کره جنوبی و ژاپن است. اما با وجود این ضعفها، توانسته است با ساخت تسلیحات هستهای، امنیت خود را در برابر آمریکا تضمین کند. کره شمالی ثابت کرد حتی کشوری ضعیف اگر به سلاحهستهای دست یابد، میتواند در برابر بزرگترین قدرت دنیا هم مقاومت کند. این تجربه، درس روشنی برای کشورهایی است که امنیت وجودیشان در معرض تهدید است: بدون سلاح هستهای، تضمینی برای بقا وجود ندارد. باید قبول کرد که در بدترین حالت، ایرانی شبیه کرهشمالی بهتر است تا ایرانِ شبیه لیبی!
۱۱_ تجربه هند و پاکستان:
هند و پاکستان پس از درگیریهای مرزی طولانی، با دستیابی به سلاح هستهای وارد مرحلهای جدید از روابط شدند. سلاح هستهای در اینجا بهعنوان "بازدارنده" عمل کرد و هزینه تجاوز متقابل را بهشدت بالا برد. پس از آزمایشهای هستهای دهه ۹۰ میلادی، هرچند تنشهای سیاسی ادامه یافت، اما جنگ تمامعیار و نابودکننده بقای آنها بین دو کشور رخ نداد. این تجربه نشان داد که توان هستهای میتواند توازن قدرت ایجاد کرده و مانع از اقدام نظامی ویرانگر و مستقیم دشمن شود.
۱۲_ نمونه اسراییل:
رژیم تبهکار اسرائیل هرگز رسماً داشتن بمب هستهای را تأیید نکرده، اما همه میدانند که این توان را در اختیار دارد. همین ابهام، موجب شده «فعلا» یک بازدارندگی در حفظ بقای خودش ایجاد کند. هرچند ایران با عملیاتهای افتخار آفرین وعده صادق، سرزمینهای اشغالی را زیر باران موشکهایش به لرزه درآورد، اما همچنان بقای این رژیم بخاطر توان هستهایاش حفظ شده است.
۱۳_ عبرت عراق و لیبی و اوکراین:
این سه کشور، بعد از واگذاری هستهای، مورد حملات ویرانگر قرار گرفتند و بقای خودشان را به خطر انداختند. فقدان سلاح هستهای زمینه نابودی کامل نظام سیاسی یا ضربههای ویرانگر به این کشورها را فراهم کرد. این درسی است که دشمن به وعدههای خود مبنی بر «امنیت در قبال خلع سلاح» عمل نمیکند. تنها تضمین واقعی امنیت، داشتن قدرت بازدارنده مخصوصا هستهای است.
۱۴_ آیه اعداد قوه (آمادگی و قدرتسازی):
آیهی شریفهی «وأَعدوا لهم ما استطعتم من قوة…» (انفال/۶۰) دستور خدا است که «هر چه میتوانید قدرت آماده کنید». این آیه، مسلمانان را به تجهیز و آمادهسازی همهجانبه برای بازدارندگی فرا میخواند. در شرایط فعلی، یکی از مصادیق «قوه»، سلاحهای پیشرفته از جمله سلاح هستهای است، چرا که بدون آن، بازدارندگی در برابر دشمنان وحشی، کامل نمیشود. این منطق، همان «توازن وحشت» است که مانع از حمله دشمن میشود.
۱۵_ دفاع مشروع طبق آیه فمن اعتدی:
آیهی "فمن اعتدىٰ علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدىٰ علیکم"، اصل مقابلهبهمثل را در همان سطح در برابر تجاوز دشمن تجویز میکند. وقتی دشمن به سطحی از قدرت میرسد، برای بازدارندگی باید در همان سطح پاسخ فراهم باشد. در شرایط امروز، بالاترین سطح توان نظامی، سلاح هستهای است. اگر ایران فاقد این توان باشد، دشمن میتواند با تهدید هستهای برتری ایجاد کند.
۱۶_ آیه نفی سبیل:
آیهی «ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا» بیان میکند مسلمانان نباید به گونهای عمل کنند که دشمنان سلطه راهبردی بر آنان پیدا کنند. در منطق بازدارندگی هستهای، این اصل به معنای ضرورت داشتن قدرت کافی برای جلوگیری از تسلط دشمنان است. اگر مسلمانان فاقد ابزارهای بازدارنده باشند، دشمن میتواند اراده و سرنوشت آنان را در دست گیرد.
۱۷_ دفاع از مظلومان:
آیه ۷۵ سوره نسا «وَما لکم لاتقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین...»، به عنوان مبنای اخلاقی برای دفاع مشروع بیان میشود. از این دیدگاه، داشتن سلاح بازدارنده مانع از تجاوز دشمنان میشود و زمینه صلح و امنیت را برای مظلومین فراهم میکند. بنابراین، توسعه فناوری هستهای و قدرت نظامی نه به منظور تهاجم، بلکه به عنوان ابزار بازدارندگی و حفاظت از حقوق مظلومین توجیه میشود. اگر امت اسلامی فاقد قدرت دفاعی باشد، نه خود را حفظ میکند و نه میتواند به داد دیگران برسد.
۱۸_ فتوای امام خامنهای حفظهالله:
فتوای امامخامنهای مبنی بر حرام بودن سلاح هستهای، نیازمند تحلیل دقیق است. در فقه شیعه، حکم شرعی تابع موضوع است؛ اگر موضوع تغییر کند، حکم هم تغییر خواهد کرد. وقتی امنیت وجودی یک کشور و حفظ جان میلیونها انسان وابسته به داشتن بمب اتم باشد، طبق قواعد فقه پویای شیعه، عقل و دین هر دو میگویند در شرایط اضطرار و تهدید وجودی و با در نظر گرفتن اهم و مهم، حکم اولیه میتواند تغییر کند. اگر در شرایطی قرار بگیریم که عدم داشتن بازدارندگی مساوی با نابودی اسلام و مسلمین باشد، عنوان ثانوی ضرورت و دفاع وارد میشود. اگر شرایط دگرگون شود و حفظ اسلام اقتضا کند، ولیفقیه میتوانند فتوای خود را تغییر دهد، یا بالاتر از آن، در مقام ولی فقیه حکم حکومتی صادر کند که مقدم بر فتوای خویش و فتاوای دیگر مراجع است. فتوای تحریم تنباکو نمونه آن است که در سال ۱۲۶۹ش، وقتی امتیاز انحصار تنباکو به یک شرکت انگلیسی داده شد و استقلال اقتصادی و سیاسی ایران در خطر افتاد، یعنی موضوع تغییر کرد، درنتیجه برای «حفظ اسلام و کیان مسلمین»، حکمی متفاوت از حالت عادی صادر شد.
بنابراین، در دنیایی که سگزنجیری آمریکا در منطقه، به هیچ چیزی پایبند نیست، مسیر بازدارندگی از سلاح هستهای عبور میکند، البته کمیت و کیفیت ساخت سلاحهستهای، به عهده عقلای کشور و متخصصین مومن و انقلابی کشورمان است.
متاسفانه جهان امروز بر اساس عدالت اداره نمیشود، بلکه منطق زور تعیینکننده است. هر کشوری که قدرت بازدارنده کافی نداشته باشد، دیر یا زود در برابر فشارهای اقتصادی و نظامی نابود یا تسلیم خواهد شد.
البته این واقعیت قابل انکار نیست که قطعا سلاح هستهای به تنهایی عامل استحکام داخلی و بازداندگی نیست، عوامل دیگری چون اتحاد مردم، ایمان، قوت اقتصادی و امنیتی و سیاسی و رسانه و عدالت و ... هم باید باشد، ولی به هیچ وجه هستهای را نباید نادیده گرفت. ضمن اینکه برای اینکه آن ابعاد دیگر را دنبال کنیم و در آنها قوی بشویم، باید ابتدا قدرت بازدارندگی داشته باشیم تا امنیت و بقای مان را تضمین کند و بعد اهداف اقتصادی و غیره را دنبال کنیم.
با توجه به بی خاصیت بودن سازمانهای بین المللی و بی توجهی قدرتهای استکباری به اصول اخلاقی و حقوق انسانها، و از آنجایی که دو دشمن اصلی ما یعنی آمریکا و اسرائیل، بمب اتمی دارند و کشورمان از چندطرف در محاصره هسته ای هند و پاکستان، روسیه، اسرائیل، و در آینده نه چندان دور عربستان قرار دارد، برای اینکه بتوان در مقابل آنها موازنه برقرار کرد، باید به این سلاح دست پیدا کرد.
انتهای پیام/