گزینده های از وصیت نامه و صحبت های دلنشین شهید عزیز یوسف چهری با فرزندان عزیزش
پاسدار نمونهای که شهید مبارزه با صهیونیستها شد صبح واقعه (دوم تیرماه) امیرحسین ساعت ۵/۱۰ صبح از خانه بیرون زد. ایام جنگ، هر روز با غسل شهادت بیرون میرفت و از زیر قرآن عطری که همکارش آقای ابوالفضل باروتچی به عنوان یادبود ازدواجش به آقا امیرحسین داده بود، ردش میکردم. اما آن روز آخر نمیدانم چه شد او را از زیر قرآن رد نکردم...
پدرشوهرم از تماسهای مکرر ما و از نگرانی ما به منزلمان آمد. وقتی که رسیدند لباسهایشان خاکی بود. چهره خیلی در هم و ناراحتی داشتند. از سؤالاتی که از وی داشتم به من اشاره کردند؛ دخترم را به داخل اتاق دیگر ببرم. فهمیدم خبر بدی در راه است. گوشی را دادم به دخترم که بازی کند. دخترم با بغض گفت: «بابا شهید شده است.»
شهیدحسین کریمی تعطیلات نوروز را در روستاهای محروم میگذراند...
آقا میثم هیئت خادمی شهدا را از اردیبهشت ۱۳۹۰ تأسیس کرد. خیلی جالب بود که گفته بود تمامی خادمان و افراد این هیئت پشت لباسهایشان حک کنند «ما عاشق مبارزه با صهیونیسم هستیم.» در صورتی که هیئتهای دیگر فقط در فکر عزاداری بودند، آقا میثم دیدگاه بصیرتی داشت و میخواست بگوید عاشورای امروز یعنی مبارزه با صهیونیسم ...
فرزند شهید صادق آبادی بعد از شهادت پدرش مقارن با میلاد امام حسن عسگری (ع) دیده به جهان گشود.
بابا به معنای واقعی کلمه «ولایتمدار» بود. ما که بچه بودیم وقتی به بیت رهبری مشرف میشدیم چندین ساعت جلوی درهای بیت معطل میشدیم تا بتوانیم در صفهای مردمی قرار بگیریم. ما هیچ وقت به عنوان مسئولان در صف جلو قرار نمیگرفتیم.
در میان شکوفههای پایه اول دبستان امسال پسر شهید «امیرحسین طاووسی» از شهدای اقتدار بسیج در دفاع مقدس ۱۲ روزه برای نخستین بار پا به کلاس اول گذاشت؛ حضوری که با یاد و نام پدر شهیدش، رنگی از ایثار و دلتنگی به فضای مدرسه بخشید.
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛