سال 57 ما را به اتاق رییس زندان بردند، او دفتری را جلوی ما گذاشت و گفت امضا کنید. منتها دستش را روی نوشته بالای محل امضا گذاشته بود. من گفتم: تا دستت را برنداری، امضا نمی کنم و به سلولم برمیگردم! او بالاخره ناچار شد دستش را بردارد و دیدم نوشته: با عفو ملوکانه! گفتم به هیچ وجه این عفو را نمی خواهم و امضا نمیکنم و همین جا در زندان می مانم.
کد خبر: ۹۴۱۱۵۸۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۱/۱۳