روایت خواندنی از زندگی شهدا؛
همسر شهید کردی گفت: وقتی همسرم میخواست به جبهه برود یک اسب چموش از روستای نومل به سمت او تاخت و ناگهان در کنار او آرام گرفت و حسین شروع به نوازشش کرد و اشک از چشمان اسب سرازیر شد.
کد خبر: ۹۵۸۴۸۱۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۱۹