۲۳ / خرداد / ۱۴۰۵ - 13 June 2026
16:00
کد خبر : 9724508
۲۰:۰۵

۱۴۰۴/۰۸/۲۲
روایت دختر شهید:

مداد رنگی‌های بابا؛ یادگاری از سفری که دنیای فاطمه را تا ابد رنگی کرد

زنجان_ مداد رنگی‌هایی که پدر در سفر کربلا برای فاطمه پنج ساله‌اش گرفته بود تا ابد برایش خاطره شیرین شد و دنیایش را رنگی کرد.

مداد رنگی‌های بابا؛ یادگاری از سفری که دنیای فاطمه را تا ابد رنگی کرد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج زنجان، اصحاب رسانه به پاس رشادت‌های شهید فروغی‌راد از شهدای جنگ ۱۲ روزه با خانواده معظم این شهید دیدار کردند.

هنگام ورود، اعضای خانواده شهید با روی گشاد و مهربان به استقبال ما آمدند، فضای خانه پر از گرمای یاد پدری بود که در جنگ ۱۲ روزه تحمیلی نام و یادش در دفتر عاشقانه وطن ثبت و ضبط شد. خانه بوی افتخار شهادت برای خانواده و دلتنگی پدر برای فرزندان را دارد.

 سه فرزند؛ دو پسر و یک دختر از این شهید به یادگار مانده است‌.در این میان عشق پدر و دختری از خالص‌ترین احساسات است که هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود و می‌توان لطافت دخترانه را، در کنار صلابت پدری را؛ به زیباترین رابطه تفسیر نمود. 

 وقتی به فضای خانه نگاه می کنی روی دیوار پر از عکسهای پدر و دختری بیشتر به چشم می‌خورد.

مداد رنگی‌های بابا؛ یادگاری از سفری که دنیای فاطمه را تا ابد رنگی کرد

در این میان فاطمه دختر پنج‌ساله شهید، با چادر مشکی که سرش کرده در میان شلوغی ذوق دیدار مهمان‌ها با شور کودکانه‌اش خانه را پر از جنب‌وجوش کرده و مدام در خانه به این سو آن سو می‌دود و هر از گاهی در گوشی با مادر و دائیش صحبت می‌کند و می‌خندد.

هر کدام از اعضای خانواده پدر، مادر، همسر در میان بغض و دلتنگی به گوشه‌ای از خاطرات شهید اشاره می‌کنند.

وقتی نوبت به فاطمه پنج ساله میرسد که در مورد پدر بگوید با لبخند بر لب و شیرین زبانی کودکانه‌اش در ذهن خود خاطرات را مرور میکند که کدام را تعریف کند.

بعد از چند لحظه آنچه که در ذهن دختر پنج ساله‌ تداعی می‌شود و لبخندش بیشتر می‌شود مداد رنگیهایی بود که پدر در سفر کربلا برایش خریده بود. 

فاطمه می‌گوید: با بابا و مامان رفته بودیم کربلا؛ توی اتوبوس بودیم که من به بابا گفتم مداد رنگی می‌خوام بابا گفت باشه. وقتی اتوبوس وایستاد من اون لحظه خوابم برده بود وقتی بیدار شدم، دیدم دست بابام یه نایلون بود که داخلش جعبه مداد رنگی بود و گفت برای تو خریدم و من کلی خوشحال شدم. و مداد رنگی هایی که تا همیشه زندگی برای دخترک خاطرات و لحظات شیرین خواهد ساخت.

مداد رنگی‌های بابا؛ یادگاری از سفری که دنیای فاطمه را تا ابد رنگی کرد

و شاید همین چند جمله ساده دنیایی از عشق را زنده کرده بود عشقی که پدرانه حالا در قلب چند مداد رنگی برای همیشه در خاطر دختر کوچک نقش بسته است.

دیگر بابا پیش فاطمه نیست اما هر بار که مداد رنگی‌هایش را برمی‌دارد انگار دست‌های بابا کنار اوست و زندگی برایش با همان خاطره ساده، رنگی و شیرین می‌شود.

مداد رنگی‌های بابا؛ یادگاری از سفری که دنیای فاطمه را تا ابد رنگی کرد

و شاید هر بار که مداد رنگی‌هایش را در دست می‌گیرد، نه فقط نقاشی می‌کشد، بلکه روایت عشق پدری را رنگ می‌زند که برای وطن از جان گذشت. در خطوط ساده و کودکانه‌ی نقاشی‌هایش، آسمان همیشه روشن است و پدر در میان لبخندها حضور دارد؛ پدری که با همان دست‌های مهربان، روزی جعبه‌ای از مداد رنگی برای دخترش خرید تا دنیای او را رنگی کند و حالا همان مدادها قصه‌ای از ایثارو دلتنگی را روی کاغذ روایت می‌کنند؛ قصه‌ای از دختری که عشق پدر شهیدش به وطن را با رنگ‌های دلش تصویر می‌کند.

مداد رنگی‌های بابا؛ یادگاری از سفری که دنیای فاطمه را تا ابد رنگی کرد

فاطمه عسگری 

 


گزارش خطا
برچسب ها:
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید