۲۳ / خرداد / ۱۴۰۵ - 13 June 2026
15:37
کد خبر : 9763494
۱۰:۲۲

۱۴۰۵/۰۳/۱۴
فانتزی‌های جهادی

طلبه ای که همسرش چمدان خدمتش را بست

 بعضی روایت‌ها آن‌قدر شیرین و عجیب‌اند که بیشتر شبیه «فانتزی» به نظر می‌رسند؛ اما در دل همین فانتزی‌ها، حقیقتی از جنس ایثار و انسان‌دوستی نهفته است.

به گزارش خبرگزاری بسیج استان خراسان رضوی، وقتی برای عید دیدنی به سید طلبه‌ ای اهل قوچان تماس گرفتم و خواستم به دیدنشان بروم، گفت: شرمنده امسال نیستم، رفتم مناطق جنگ‌زده.

... آری او برای مرمت خانه‌های مردم آسیب دیده در جنگ رمضان رفته بود؛ جایی که خرابی و رنج، هنوز مهمان بسیاری از خانواده‌هاست.

اما بخش جالب و به‌یادماندنی ماجرا، خاطره‌ای بود که از همسرش برایم تلفنی گفت؛ خانم روحانی‌ای که او هم در گروه جهادی شهر فعال است.

این خانم وقتی می‌شنود خانه‌ی مادرِ شهیدی تخریب شده و آن خانواده بی‌سرپناه مانده‌اند، بی‌درنگ به همسرش می‌گوید:چمدانت را آماده کردم، برو!!!

این طلبه جهادی به همسرش می‌گوید مهمانی عید غدیر که همه آشنایان به دیدار ما می‌آیند پس چی؟ 

اما او ترجیح می‌دهد قدری از آلام آسيب دیدگان جنگ اخیر و این مادر شهید زودتر کاهش یابد و به همسرش برو ...

تا حالا چند نفر را دیده‌اید که شب عید، به شوهرشان بگویند: پاشو برو یه شهر دیگه؛ مردم منتظرند.

شاید این‌ها همان فانتزی‌های جهادی باشند؛ فانتزی‌هایی که در ظاهر دور از ذهن‌اند، اما در واقع، از دل یک زندگی مؤمنانه و مسئولانه می‌آیند؛ زندگی‌ای که در آن، خدمت به مردم از هر آسایشی مهم‌تر است


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید