۱۲ / شهريور / ۱۴۰۵ - 03 September 2026
16:36
کد خبر : 8506050
۰۰:۳۱

۱۳۹۳/۱۲/۲۹

نادر مهدوي شهيد سال بسيج در 94

شهید نادر مهدوی به عنوان شهید شاخص سال 1394 معرفی شد
شهيد نادر مهدوي” ( حسين بسريا) در 14/3/1342 ه- ش در خانوده‎اي مستضعف امّا متديّن و پرهـيزكار در روستاي نوكار "، از توابع دهستان بحيري” در شهرستان دشتي” واقع در استان بوشهر” ديده به جهان گشود. او ششمين فرزند خانواده بود.
در سال دوم دبستان بود كه به مكتب رفت و قرآنِ كريم، اين كتاب هدايتگر الهي را به مدد علاقة وافر و هوشِ سرشارِ خود، در عرض مدتِ تنها بيست و پنج روز نزد آقاي علي فقيه خــتم نمود. در همين سال بود كه خانوادة وي از روستاي نوكار، به روستاي بحيري مهاجرت كردند و در آنجا ساكن شدند.
شهيد مهدوي، با ذكاوت و تيزبينيِ توأم با حقيقت‎طلبي، ضمنِ اهتمام به تحصيل، تمامي رخدادهاي نهضتِ انقلابي و فـراگـير آحاد ملت را تيزبينانه و كنجكاوانه جويا مي‎شد و دربارة آنها به كنكاشِ دقيق مي‎پرداخت. مشكلاتِ اقتصادي، دوريِ راه از منزل تا مدرسه و به خصوص پرداختن به فعاليت‌هاي پيگير و گستردة انقلابي، سبب شد تا شهيد، در پاية دوم راهنمايي به‎ناچار، تركِ تحصيل نمايد.
پس از ترك تحصيل، به جهت سامان‎بخشي به وضع معيشتي خود و كمك به والدينش، در مغازه اي كه از ملكِ پدر و تنها بردارش فراهم ساخته بود، مشغول به كار شد و در كنار كار ، فعاليت‌هاي انقلابي خود را نيز كماكان با بصيرت و علاقمنديِ فراوان، دنبال كرد.
انقلاب كه پيروز شد او در تاريخ 5/9/1358 به عنوان بسيجيِ ويژه، به عضويت بسيج درآمد.   با شروعِ جنگِ تحميلي، كار را رها كرد تا عملاً هيچ ‎مانعي در راه فعاليت‌هاي شبانه‎روزي و خستگي‎ناپذيرش در مسير خدمت به نهالِ نوپاي انقلاب شكوهمند اسلامي، وجود نداشته باشد. از همين‎رو با عزمي مصمّم به خانواده‎اش گفت: با وقوع جنگ تحميلي عراق عليه ميهن اسلامي‎مان ايران، من ديگر حاضر به ادامة فعاليت در مغازه نيستم و به هر طريقي شده بايد وارد عرصة خدمت در جبهه‎هاي جنگ شوم.” در اين هنگام، او نوجواني هفده‎ساله بود.

1/2/1360 رسماً در نهاد مقدس سپاه، استخدام و در پادگان آموزشي شهيد عبدالله مسگرِ شيراز آموزش اولية پاسداري را گذراند. به عنوانِ اولين مأموريت، در 21/5/1360، به تهران اعـزام شد و تا تاريخ 20/7/1360، در جهت مبارزة بي‎امان با گروهك‌هاي ملحد و منافقينِ از خدا بي‎خـبر، خدمات شاياني را به انجام رسانيد.
پس از بازگشت از تهران و قبل از انجام عمليات طريق‎القدس، شهيد مهدوي مأموريت يافت تا به همكاري با سپاه اهواز بپردازد.
حضور شهيد در عمليات فتح بستان، بيش از يكروز به طول نينجاميد زيرا يكي از صميمي‎ترين دوستانش به نام شهيد نعمت الله تهمتن، در اين عمليات به شهادت رسيد و شهيد مهدوي مأموريت يافت تا پيكر مطهر اين شهيد را به زادگاهش برگرداند.
شهيد مهدوي پس از بازگشت به سِمَت معاون فرمانده سپاه جم منصوب شد و بعد از دو سال خدمت در سپاه جم، به سپاه بوشهر بازگشت و به سِمَت فرمانده عمليات سپاه خارك منصوب گرديد.
شهيد مهدوي در سال 1361، با دختري مؤمنه از روستاي بحـيري به نام خانم سكينة جوكار ازدواج كرد. مدت اين زندگي مشترك، پنج سال بود و تنها حاصل آن، دخـتري است به زهرا مهـدوي كه چهل روز پس از شهادتِ پرافتخار پدرش به دنيا آمد.
در جريان اعزام طرح لبيك يا امام” در سال 1363، شهيد مهدوي به عنوان مسؤول، همراه با رزمندگان اسلام اعزامي از جزيرة خارك، عازم دشت‎عباس گرديد و در آنجا مسؤوليت فرماندهي گروهان را به عهده گرفت.
پس از آن، گروهان درياييِ ناوتيپ امـيرالمؤمنين(ع) را بنيانگذاري كرد و خود، فرماندهي اين گروهان را عهده‎دار گرديد.
با شروع عمليات بدر، شهيد مهدوي با گروهان درياييِ تحت امر خود، فعّالانه و با رشادت تمام، در اين عمليات شركت جست و حماسه‏‎هاي به يادماندني را از خود به نمايش گذاشت.
پس از پايان موفقيت‎آمـيز عمليات بدر، در سپاهِ بوشهر، تصميم به تشكيل ناوگروه دريايي گرفت و آن را ذوالفقار” نام نهاد. ناوگروه دريايي ذوالفقار، وابسته به منطقة دوم نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود و شهيد تا زمان شهادت، فرماندهي آن را به عهده داشت.
اين يگان رزمي تازه تأسيس در عمليات والفجر 8 مسؤوليت تدارك نيروهاي رزمي به وسيلة شناورها را داشت كه آن را به نيكوترين وجه، انجام داد. پس از آن در مناطق عملياتي والفجر 8 در رالستاي ماموريت سپاه، نقش موثري در ردگـيري ناوها و ناوچه‎هاي دشمن، جلوگـيري از فعاليت نيروي دريايي عراق و نيز مين‎گذاري در كانال خورعبدالله داشتند.
شهيد در عمليات كربلاي3 كه در 11/06/1365 آغاز شد حضوري موثر و مبتكرانه داشت كه منجر به فتح اسكله و پايانه نفتي الامية عراق گـرديد.
شهيد مهدوي به عنوان فرماندة ناوگروه دريايي ذوالفقار، از زمان ورود آمريكايي ها به خليج‌فارس تا زمان شهادت، لحظه‌اي از نبرد بي‌امان با اين جنايتكاران نياسود و تمام توان و استعداد خود را در اين‌راه به كار بست. او طي اين مدت، عمليات‌ بسياري را عليه آمريكايي‌هاي متجاوز ترتيب داد .

در تيرماه سال 1366 كه اولين كاروان از نفتكشهاي كويتي با پرچم آمريكا (نفتكش كويتي اَلرَّخاء با نام مبدّل بريجتون) و اسكورت كامل نظامي توسّط ناوگان جنگي اين كشور با تبليغات رسانه اي گسترده به راه افتاد، در فاصلة 13 مايلي غرب جزيرة فارسي، در اثر برخورد با مين هاي كار گذاشته شده توسّط سردار شهيد مهدوي و يارانش، منفجر شد به طوريكه حفره اي به بزرگي 43 متر مربّع در بدنة آن ايجاد گرديد. پس از اقدام دليرانة سردار شهيد مهدوي و همرزمانش در انفجار كشتي بريجتون، به پاس قدرداني از اين عزيزان، به ديدار با حضرت امام نائل شدند.
در عصر روز 16/07/1366 سردار شهيد نادر مهدوي همراه با تني چند از همرزمانش، جهت انجام گشت زني و حفاظت از آبهاي نيلگون خليج فارس، با استفاده از دو فروند قايق تندرو توپدار و يك فروند ناوچه به سمت جزيرة فارسي حركت مي كنند. پس از اقامه نماز مغرب در جزيره فارسي، مورد تهاجم نيروهاي آمريكايي قرار مي گيرند.. نيروهاي آمريكايي با چند فروند بالگرد بزرگ كبري به نام MS6 به ناوگروه حمله كرده و رادار پايگاه فرماندهي را منهدم مي كنند كه ارتباط ناوگروه با مركز به كلّي قطع مي شود. پس از پانزده دقيقه درگيري شديد، با استفاده از يك فروند موشك استينگر، يكي از اين بالگردها را منفجر مي سازد. با اين وجود تنها ناوچة طارق كه سردار شهيد مهدوي بر آن سوار بود، سالم مانده بود و دو قايق ديگر هدف قرار گرفته و در آتش مي سوختند. نادر مي توانست به سلامت از ميدان بگريزد اما با رشادت و مردانگي تمام در پي گرفتن زخمي ها و پيكرهاي مطهّر شهدا از آب برمي آيد. آنها با همة توان سعي مي كردند كه اجازه ندهند تا بالگردهاي آمريكايي به طرف آنها نزديك شوند اما كار سختي بود زيرا اين بالگردها بسيار كم صدا بودند و موقعيت يابي آنها در آسمان بسيار مشكل بود. نادر مهدوي و بيژن گرد و چهار نفر ديگر پس از بيست دقيقه رزم جانانه و مردانه، زنده به چنگال دشمن مي‌افتند.
بالأخره پس از گذشت شش روز، پيكرهاي مطهر شهدا و اسرا از مسقط پايتخت كشور سلطان‌نشين عمان تحويل گرفته شد و از مرز هوايي وارد فرودگاه مهرآباد تهران گرديد.
هنگامي كه جنازة مطهرش به خاك پاك ميهن رسيد، دست ها و پاهايش به صورت خيلي محكم بسته شده بود و نشان مي داد كه دشمن، حتّي از جسم بي جان اين سردار شهيد نيز مي ترسيد. نادر بر عرشة ناو جنگي يو. اس. اس. چندلر” آماج شكنجه‌هاي وحشيانة دشمن قرار مي‌گيرد و سينه‌اش با ميخ هاي بلند آهنين سوراخ مي‌شود و بدين ترتيب مظلومانه به شهادت مي‌رسد.
جنازة مطهر شهيد با شكوه خاصي بر دوش هزاران تن از امت حزب‌الله در مقابل لانة جاسوسي آمريكا تشييع و سپس به بوشهر انتقال يافت. در آنجا نيز پيكر پاك شهيد مجدداً بر دوش جمعيت انبوه مردم شهيدپرور تشييع شد و پس از آن جهت خاك‌سپاري به زادگاهش روستاي بحــيري بازگشت. مردم روستا با شور و شكوهي خاص و به نحو كم‌نظيري به استقبال پيكر غرقه‌به‌خون سردار شهيدمهدوي رفتند و اين پيكر گلگون‌كفن را پس از تشييع تا گلزار شهداي روستا، چون گوهري بهشتي به صدف خاك سپردند.
 

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید