به گزارش خبرگزاری بسیج؛ مراسم رونمایی از کتابهای «سفر به روایت سرفهها» نوشته حمید حسام و «سفر به جزیره سوخته» نوشته هدایتالله بهبودی همراه با تقدیر از همسران شهدا و جانبازان شیمیایی موزه صلح تهران امروز، 24 فروردین، در حوزه هنری برگزار شد. در این برنامه که اجرای آن را پرویز پرستویی برعهده داشت، شخصیتهایی همچون الیزابت و گریلویی نماینده سازمان ملل، محسن مؤمنی شریف، کمال تبریزی، داریوش فرضیایی، سردار گلعلی بابایی، نصرالله فتحیان نماینده موزه صلح، تقیپور مدیر موزه صلح تهران، خانواده جانبازان و شهدا حضور داشتند.
در ابتدای این برنامه و پس از پخش کلیپ سفر به ژاپن و مراسم هیروشیما،نصرالله فتحیان نماینده موزه صلح به صحبت پرداخت. وی گفت: از همه هنرمندان و کسانی که تلاش میکنند تا پیام جانبازان با خالصانه به دنیا بگویند تشکر میکنم.
وی در ادامه از دختر شهید جهانشاه صادقی از جانبازان جنگ تحمیلی تقدیر کرد. دختر شهید جهانشاه صادقی نیز در این برنامه در سخنانی کوتاه گفت: تنها آرزوی ما این است که بتوانیم مثل پدرم باشیم. از مادرم که برای پدر و برادرم تلاش میکند تشکر میکنم.
کمال تبریزی سخنران بعدی این برنامه بود. وی با بیان اینکه من مدت کوتاهی است که با موزه صلح آشنا شدهام فکر میکنم موضوعات ناگفتهای درباره جنگ وجود دارد، گفت: از جمله آنها درد و رنجی است که جانبازان دارند؛ در حالی که مردم هیچ اطلاعی از آن ندارند. امیدواریم بتوانیم در کنار هنرمندان و از طریق هنر این موضوعات را بگوییم.
وی ادامه داد: در سفر اخیر که شهید جهانشاه صادقی را دیدم، صداقتی در رفتار ایشان بود که نشان دهنده اعتقاد او از صمیم قلبش بود. همان زمان که در کنار ما بود، حس میشد که فلاصله کوتاهی برای ماندن در این دنیا دارد و خودش هم این احساس را داشت. من صمیمانه به خانواده آنها تسلیت میگویم.
در ادامه این جلسه کلیپی از شهید احمد زنگیآبادی، از جانبازان جنگ که اخیراً به شهادت رسیده است پخش شد و در ادمه الیزابت لوئیز نماینده سازمان ملل به سخنرانی پرداخت. لوئیز در ادامه سخنان خود گفت: باعث افتخار است که من درباره جهانشاه صحبت کنم. من روبروی او نشستم و به خاطرات او گوش دادم. برای من یکجا دیدن خشونت ناشی از جنگ با مهربانی مردی که در مقابلم نشسته بود، دشوار بود؛ چرا که شخصی که در مقابل من بود قلبش سرشار از صلح بود. چگونه او میتوانست در مقابل دشمنان سابقش بزرگوار باشد؟ اما این جوهره جهانشاه صادقی بود. مهربانی، شخصیت والا و بالاتر از همه، تلاش بیپایان برای انجام هر کاری که مانع شود تا اتفاقی که برای او رخ داد، برای دیگران هم نیفتد، از ویژگیهای این مرد بود.
وی افزود: صادقی دلیرانه به عنوان یک پزشکیار در زمان جنگ و در خط مقدم به کشورش خدمت کرد. از خودگذشتگی او زندگی بسیاری از رزمندگان مجروح را در زمان جنگ نجات داد. او به من گفت من عاشق کارم بودم و واقعاً احساس میکردم مفید هستم. من احساس میکردم که وظیفه دارم به این سربازان آسیبدیده کمک کنم تا زنده بمانند. متأسفانه جهانشاه صادقی نیز مانند سربازان مجروح شد. مصدومیت او نتیجه یک حمله شیمیایی به بیمارستان صحرایی سومار در 9 دی 1365 بود. او خیلی زود از میان ما رفت. زندگی او به واسطه کاربرد بیرحمانه سلاح شیمیایی کوتاه شد، اما مرگ او بیهوده نبود. او با صحبتهای شجاعانه خود بر ضد کاربرد سلاحهای شیمیایی میراثی گرانبها را برای نسل آینده برجای گذاشته است. هم برای ایران و هم برای دیگر کشورها.
لوئیز ادامه داد: صادقی با مشارکت در پروژههای تاریخ شفاهی تجربه دست اول خود را در خصوص اینکه سلاحهای شیمیایی چه بر سر انسان خواهند آورد و هیچ وقت نباید به کار روند، در اختیار فرزندان و نوادگان ما گذاشته است. او بیش از این سخن گفت که ما باید نقش خودمان را در ایجاد فرهنگ صلح آموختن و درک متقابل و دوستی هر چه بیشتر ایفا کنیم. فکر کنم مسئولیت همه ما است که با هم دوست باشیم و به هم لبخند بزنیم آن وقت است که تنش بین ملتها ناپدید خواهد شد و آن وقت است که هم مردم و هم من خوشحال میشوم. روحش شاد.
در ادامه گری لوئیز، از کارمندان سازمان ملل، به صحبت پرداخت. وی در این برنامه با بیان اینکه من در ایران از زمان حضورم درباره سلاحهای شیمیایی مطالبی یاد گرفتم و راجع به تاثیری که روی قربانیان داشته و شیوه زندگی آنها را تغییر داده است اطلاعاتی کسب کردم، افزود: مایلم از تلاشهای موزه صلح تهران دکتر سروش و تیمشان تشکر کنم. سازمان ملل متحد به آنچه که موزه صلح تهران انجام میدهد احترام میگذارد. همانطور که قبلا گفتهایم از آنجا که جنگها از سوی انسانها آغاز میشود، صلح نیز باید از سوی انسانها آغاز شده شود.
وی تأکید کرد: من همیشه به این فکر میکنم که معنی صلح واقعی چیست؟ فکر میکنم این باشد که ذهن انسانها را به این سمت متبادر کنیم که فجایایی که از جنگها نتیجه میشود؛ چیست؟ امنیت واقعی این نیست که فردی شغلی را با کرامت داشته باشد. آیا امنیت واقعی این نیست که اشخاص دسترسی به غذای کامل داشته باشند و آیا امنیت این نیست که از سلامتی برخوردار باشند تا شغل داشته باشند و از خانوادهشان حمایت کنند؟ من فکر میکنم اگر به این مسئله بپردازیم انسانهای کمتری حاضر میشوند تا در جنگها مشارکت کنند.
گریلوئی در پایان سخنان خود گفت: میخواهم آخرین گفتههایم را جهانشاه صادقی اختصاص دهم. خوشحالم که امروز این شانس را داشتم که با خانواده آقای صادقی دیدار کنم و احترامم را برای خانم و پسرشان تقدیم کنم. درست یک سال از مراسمی که ما راجع به رواندا داشتیم و در آن نمایندگانی از موزه صلح همراه با آقای صادقی حضور داشتند، میگذرد. در طول آن برنامه تنشی با توجه به عقاید مختلف افراد ایجاد شده بود. صادقی در طول این بحثها او سرش را پایین انداخته بود و با تاسف سرش را تکان میداد. در پایان بحث، گفت آن چیزی که باعث میشود تا مناقشات ایجاد شود، این است که ما گاهی نمیتوانیم حتی در چشم همدیگر نگاه کنیم. او قربانی سلاح کشتار جمعی بود، اما به انسانیت فکر میکرد و درگیر اصول اولیه ود. عمق شخصیت او، طرز فکر ونگاه او به زندگی آن روز همه را تحت تاثیر قرار داد.
در ادامه برنامه از همسر شهید زنگیآبادی، مرضیه طهماسبی تقدیر شد. در ادامه برنامه و پس از پخش کلیپ شهید عتشانی همسر او به روی صحنه آمد او در ابتدا گفت: خوشحال هستم که در جایی هستم که افرادی را مثل او میبینم. این شهید سپر بلای تمام مردم ایران و امنیت ما شد.
داریوش فرضیایی که برای تقدیر از همسر شهید عتشانی به روی صحنه آمده بود در سخنانی کوتاه گفت: هر چه که داریم در سایه آرامش و استقالل و ثبات امنیتی است که مدیون از خود گذشتگی کسانی هستیم که شجاعانه جنگیدند چیزی که من در این دیدارها از جانبازان یاد گرفتم این است که آنها با عشق به جبههها رفتند از اکنون نیز از هیچ مسئول و مقامی انتظار ندارند.
بخش دیگر برنامه پخش کلیپی از ملاصالح قاری بود. پس از پخش این کلیپ سردار گلعلی بابایی به صحبت پرداخت. وی گفت: خاطرم هست که برای اولین بار که با کمک حبیب احمدزاده، ملاصالح را دیدم، تمام اتفاقات را برای من بیان کرد. اتفاقاتی که برای ایشان رخ داد اگر برای هر کس دیگری رخ داده بود دیگر به این انقلاب و کشور نگاه نمیکرد. او فرد خاصی است که هنرمندان ما باید او را بشناسند. به نظرم او سوژه خوبی برای ساخت یک فیلم و یا حتی یک سریال میباشد.
در ادامه این جلسه تقیپور مدیر موزه صلح تهران به صحنه آمد. او که خود جانباز جنگ است در سخنانی کوتاه گفت: حبیب احمدزاده به ما تذکر داد که اگر موفقیتی کسب میکنید، به خاطر همسرانتان است. ای کاش در این برنامه احمد صالحی، غلام هاشمی و علیرضا یزدانپناه حضور داشتند من از شما میخواهم که به احترام شهیدان، جانبازان و همسران آنها یک دقیقه روی پا بایستید.
در پایان از همسر تقیپور تقدیر شد. قسمت بعدی برنامه تقدیر از جانبازان و همسران آنها بود. در این بخش نزدیک به 20 جانباز و همسر آنها مورد تقدیر قرار گرفتند.
بخش پایانی برنامه مراسم رونمایی ازدو کتاب سفربه روایت سرفهها و سفر به جزیره سوخته بود. بهبودی نویسنده کتاب سفر به جزیره سوخت گفت: این کتاب در جایگاهی نبوده که بخواهد در این سکو قرار گیرد و رونمایی شود، آقای احمدزاده گفتنند که نه به خاطر در و دیوار ژاپن بلکه به خاطر جانبازان شیمیایی از این کتاب رونمایی بشود.
حمید حسام نیز در سخنان خود گفت: باید به حلقهای که شامل این جانبازان و همسران آنهاست، سلام داد. این حلقه انعکاس صداها، نفسها و سرفهها است. این ترجمه همدلی است که از همزمانی بهتر است به نظرم ما به زبان مشترکی رسیدهایم که زبان دلمان است.
در پایان گریلوئی، محسن مومنی شریف، دکتر صالحی، دکتر فتحیان ازاین دو کتاب رونمایی کردند.