خبرگزاری بسیج، مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً.
احزاب / 23
در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستند صادقانه ايستادهاند؛ بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند)، و بعضى ديگر در انتظارند؛ و هرگز تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود ندادند.
انقلاب ملت در سال 57 به رهبری حضرت خمینی کبیر (قدس الله نفسه الزکیه) در امتداد قیام خونین سالار شهیدان حضرت اباعبدالله (علیه السلام) و یاران باوفایش بود، و صد البته انقلاب اسلامی ایران در امتداد قیام انبیاء الهی در مقابل جبهه باطل بود، جبهه ای که از ساحران فرعون تا سامری در زمره آن بودند یعنی جبهه ای که سلاح همیشگی اش زر و زور و تزویر بوده است و خواهد بود.
از شب عاشورا که یاران با وفای حضرت سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (علیه السلام) حاضر نشدند امام خود را تنها بگذارند تا زمان پیامبر اکرم و حتی قبل تر از آن در زمان سایر انبیاء الهی مانند حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) و تا زمان ما، جریان انقلابی ها و شبه انقلابی ها وجود داشته و دارند.
هنگامی که حضرت موسی به بنی اسرائیل فرمان داد که برای ورود به سرزمین مقدس باید به جنگ با عمالقه (1) بروند بنى اسرائيل گفتند: «اى موسى! تا آنها در آنجا هستند، ما هرگز وارد نخواهيم شد! تو و پروردگارت برويد و (با آنان) بجنگيد، ما همين جا نشستهايم»!
قرآن می فرماید : موسى گفت: «پروردگارا! من تنها اختيار خودم و برادرم را دارم، ميان ما و اين جمعيّت گنهكار، جدايى بيفكن!» خداوند نیز به موسى فرمود: «اين سرزمين (مقدس)، تا چهل سال بر آنها ممنوع است (و به آن نخواهند رسيد)؛ پيوسته در زمين (در اين بيابان)، سرگردان خواهند بود؛ و در باره (سرنوشت) اين جمعيّت گنهكار، غمگين مباش!» (2)
در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز هنگامی که حضرت فرمان مقابله با دشمن را صادر فرمود،گروهى از منافقين كه در مدينه خانه داشتند از پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه مىخواستند كه باز گردند و براى بازگشت خود عذرتراشى مىكردند از جمله مىگفتند: خانههاى ما ديوار و در و پيكر درستى ندارد، در حالى كه چنين نبود، آنها فقط مىخواستند صحنه را خالى كرده فرار كنند (وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً). (3)
مولا علی (علیه السلام) نیز با این جماعت مواجه بود و خطاب به آن ها فرمود : آگاه باشيد! من شب و روز، پنهان و آشكار، شما را به مبارزه با شاميان دعوت كردم و گفتم پيش از آن كه آنها با شما بجنگند با آنان نبرد كنيد ، به خدا سوگند، هر ملّتى كه درون خانه خود مورد هجوم قرار گيرد، ذليل خواهد شد.) امّا شما سستى به خرج داديد، و خوارى و ذلّت پذيرفتيد، تا آنجا كه دشمن پى در پى به شما حمله كرد و سر زمينهاى شما را تصرّف نمود... وقتى در تابستان فرمان حركت به سوى دشمن مىدهم ، مىگوييد هوا گرم است، مهلت ده تا سوز گرما بگذرد ، و آنگاه كه در زمستان فرمان جنگ مىدهم، مىگوييد هوا خيلى سرد است بگذار سرما برود. همه اين بهانهها براى فرار از سرما و گرما بود؟ وقتى شما از گرما و سرما فرار مىكنيد ، به خدا سوگند كه از شمشير بيشتر گريزانيد!
اى مرد نمايان نامرد! اى كودك صفتان بى خرد كه عقلهاى شما به عروسان پرده نشين شباهت دارد! چقدر دوست داشتم كه شما را هرگز نمىديدم و هرگز نمىشناختم! شناسايى شما- سوگند به خدا- كه جز پشيمانى حاصلى نداشت، و اندوهى غم بار سر انجام آن شد. خدا شما را بكشد كه دل من از دست شما پر خون ، و سينهام از خشم شما مالامال است! كاسههاى غم و اندوه را، جرعه جرعه به من نوشانديد ، و با نافرمانى و ذلّت پذيرى، رأى و تدبير مرا تباه كرديد ، تا آنجا كه قريش در حق من گفت: «بى ترديد پسر ابى طالب مردى دلير است ولى دانش نظامى ندارد» خدا پدرشان را مزد دهد ، آيا يكى از آنها تجربههاى جنگى سخت و دشوار مرا دارد؟ يا در پيكار توانست از من پيشى بگيرد؟ هنوز بيست سال نداشتم، كه در ميدان نبرد حاضر بودم ، هم اكنون كه از شصت سال گذشتهام. امّا دريغ، آن كس كه فرمانش را اجرا نكنند، رأيى نخواهد داشت.(4)
صداقت انقلابی عنصری است گران بها و محک و سنجشی است که در طول تاریخ نشان داده است افراد و جریان های مختلف ، میزان پایبندی اشان در برابر عهدی که در این راه با خداوند بسته اند تا چه حد و اندازه است و آیا در فرصت های گوناگون حاضر به جان فدایی و تقدیم همه دارایی و هستی اشان در این راه هستند یا خیر؟ آیا در میدان دفاع از مکتب و قیام مقدس، تنها سخنور و رجز خوان هستند یا تا آخرین لحظه حاضر به خرج کردن جان و مال و آبروی خود می باشند؟
چه بسا افراد و جریان هایی در طول تاریخ وجود داشته و دارند که دفاع از مکتب و دین و انقلاب و در یک جمله دفاع از ارزش ها را فریاد می کنند اما بیشتر از لقلقه زبان چیزی نیست و به قول شهید چمران _که چند روز پیش در سالگرد شهادتش قرار داشتیم_ وقتی صدای شیپور جنگ نواخته می شود مرد از نامرد تشخیص داده می شود و مدعیانِ تهی از اعتقاد، رنگ می بازند و دروغ گویی آن ها بر همه آشکار می شود.
در تقویم تاریخ، تیرماه شاهد و گواهی برصداقت انقلابی مردان خدا در جبهه حق است.
ششم تیرماه سالگرد سوء قصد به رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت ا لله العظمی امام خامنه ای (مد ظله العالی) بود و هفتم تیرماه سالروز شهادت شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و یازدهم تیرماه سالگرد عروج آسمانی شهید محراب و یار صادق امام و انقلاب ، حضرت آیت الله حاج شیخ محمد صدوقی (رضوان الله علیهما) بود.
صداقت انقلابی یعنی این که بدنت در راه عقیده و آرمان های مقدس مجروح بشود و این جراحت را به جان بخری و ذره ای خم به ابرو نیاوری.
صداقت انقلابی یعنی همچون بهشتی مظلوم در راه خدمت به ملت بدنت تکه تکه شود و نامت جاویدان بماند.
صداقت انقلابی یعنی همچون صدوقی سینه را در مقابل منافقین و ناراحت ها سپر کنی و با جسمی غرق به خون و روحی آرام و راحت به ملکوت اعلی عروج بنمایی.
صداقت انقلابی عنصری است که همه مدعیان توان و تاب تحملش را بر شانه های خود ندارند و در دو راهی های ایمان و عواطف و ایمان و قدرت و ثروت، قامت خم کرده و ایمان را به وادی فراموشی می سپارند و البته اصرار دارند مسیر خود را از جاده انقلاب جدا سازند.
صداقت انقلابی عنصری است که عده ای خیال می کنند دارای آن هستند و بر فراز منابر که جایگاه مقدسی دارد می گویند : تمامی سخنان ما از سر دلسوزی برای ملت و به خاطرخون شهدا و خون دلهای است که رهبری از دست برخی مسئولین خورده اند و ادعا می کنند طرفدار هیچ باند و جناحی نیستیم و تمام این حرف ها از سر دلسوزی است اما در عین حال نسبت به فتنه گران و سرانش که ظلمی نابخشودنی نسبت به نظام و ملت روا داشتند ادای احترام می کنند و دعا می کنند که خداوند سایه آن ها را بر سرشان مستدام بدارد.
این یادداشت را با نقل دسته نوشته ای از شهید مصطفی چمران به پایان می رسانم:
راستی بیائید انقلابی باشیم، از گذشته ها هم می گذریم. انتظاری ندارم که کسی در گذشته انقلابی گری خود را ثابت کرده باشد، بیائید از امروز ما انقلابی باشیم. من حاضرم، اگر شما هم حاضرید، بسم الله.
بیائید از نظر اخلاقی معیارهای اسلامی را اجرا کنیم. از نظر فداکاری، همه وجود خود را برای خدا و مردم بدانیم و همه مصالح خود را خدا کنیم.
از نظر زندگی، همه تعلقات مادی حیات، زندگانی اشرافی، اسراف،... تجملات و همه زرق و برق زندگی را فراموش کنیم و با درویشی و علی وار زندگی کنیم.
بیائید کار کنیم، فداکاری کنیم. شعار ندهیم، تهمت نزنیم. عقب ماندگی خود را سرکوفت به دیگران نزنیم، بجای آنکه خود را مواخذه کنیم دیگران را متهم ننمائیم". (5)
نسأل الله منازل الشهداء
محمد هادی سمتی
پی نوشت ها: