۱۳ / شهريور / ۱۴۰۵ - 04 September 2026
12:44
کد خبر : 8548635
۱۱:۱۸

۱۳۹۴/۰۵/۱۰
ویترین وبلاگی؛

سخنان زیبای رهبری در مورد حقوق بشر آمریکایی

حضرت آیت الله خامنه ای: من تعجب می کنم آمریکایی ها خجالت نمی کشند اسم حقوق بشر را می آورند. هر کس دیگری در دنیا ادعا بکند طرفدار حقوق بشر است دولت مردان آمریکا نباید این ادعا را بکنند.
به گزارش خبرگزاری بسیج از کرمانشاه، پایگاه وبلاگ نویسان استان کرمانشاه بصورت دوره ای بسته ای تحت عنوان " ویترین وبلاگی " از وبلاگهای برتر این سایت تهیه و در معرض دید شما مخاطبین قرار می دهد. بی شک مطالب بسیاری زیادی در فضای وبلاگی استان کرمانشاه وجود دارد که شایسته بهترین ها هستند، لذا گلچین این مطالب به معنای نادیده گرفتن زحمات دیگر وبلاگ ها نمی‌باشد. بر این اساس تمامی وبلاگ نویسان عزیزی که مایلند مطالب آنان منتشر شود می توانند به منظور معرفی وبلاگ خود، مطالب تولیدی خود را از طریق ارسال نظرو عضویت در سایت یا در زیر همین مطلب یا از بخش ارسال آدرس وبلاک و لینک مطلب خود را ارسال نمایند.
 

 

نظرسنجی مذاکرات هسته ای

 

وبلاگ " اسلام آباد جوان " نوشت :

 

این روزها شاهد سکانس های آخر توافق یا عدم توافق هسته ای هستیم ملت ایران نه دل خوش به مذاکرات و نتایج مثبت آن کرده است و نه نا امید از عدم توافق هر چه که باشد نتایج این مذاکرات بر زندگی مردم تاثیر دارد و کسی منکر این تاثیر نیست . پایگاه خبری اسلام آباد جوان اقدام به درج نظرسنجی در باب مذاکرات هسته ای نموده است متن نظرسنجی با عنوان پیش بینی شما از مذاکرات هسته ای چیست  ، میباشد  شما بازدیدکنندگان محترم میتوانید نظر خود را درباره مذاکرات هسته ای در قسمت نظر سنجی سمت راست پایگاه خبری اسلام آباد جوان مشاهده نماییدو در صورت تمایل نظر خود را درج نمایید

***************************************************

 

حرفهای گمشده حضرت آقا در مورد ماه مبارک رمضان

 

 

وبلاگ " تخریبچی 68" نوشت :

 

جهت دریافت سایز اصلی پوستر اینجا کلیک کنید.

دوستان سعی کنند در همه اوقات – به خصوص در ماه رمضان – تلاوت قرآن را از یاد نبرند. قرآن نباید از زندگی‌تان حذف شود. تلاوت قرآن را حتماً داشته باشید؛ هر چه ممکن است. تلاوت قرآن هم، با تأمل و تدبر اثر می‌بخشد. تلاوت عجله‌یی که همین طور انسان بخواند و برود و معانی را هم نفهمد یا درست نفهمد، مطلوب از تلاوت قرآن نیست؛ نه این که بی فایده باشد – بالأخره انسان همین که توجه دارد این کلام خداست، نفس این یک تعلق و یک رشته ارتباطی است و خود همین هم مغتنم است و نباید کسی را از این طور قرآن خواندن منع کرد. لیکن تلاوت قرآنی که مطلوب و مرغوب مأمورٌبه است، نیست. تلاوت قرآنی مطلوب است که انسان با تدبر بخواند و کلمات الهی را بفهمد، که به نظر ما می‌شود فهمید. اگر انسان لغت عربی را بلد باشد و آن چه را هم که بلد نیست، به ترجمه مراجعه کند و در همان تدبر کند؛ دو بار، سه بار، پنج بار که بخواند، انسان فهم و انشراح ذهنی نسبت به مضمون آیه پیدا می‌کند که با بیان دیگری حاصل نمی‌شود؛ بیشتر با تدبر حاصل می‌شود؛ این را تجربه کنید. لذا انسان بار اول وقتی مثلاً ده آیه مرتبط به هم را می‌خواند، یک احساس و یک اشتباه دارد؛ بار دوم، پنجم، دهم که همین را با توجه می‌خواند، انتباه(توجه) دیگری دارد؛ یعنی انسان انشراح ذهن پیدا می‌کند. هر چه انسان بیشتر انس و غور پیدا کند، بیشتر می‌فهمد؛ و ما به این احتیاج داریم.

منبع:

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای هیات دولت، ۱۷/۰۷/۱۳۸۴

 

*************************************************

 

گام بلند ملت ایران در احقاق حقوق هسته ای خود

 

 

وبلاگ " برفراز " نوشت :

 

اکنون مذاکره کنندگان با اتکا به این سند ملی که کف خواسته های ملت ایران در مذاکرات است می توانند با قوت و صلابت مضاعفی در مذاکرات آتی شرکت نموده و از حق مسلم هسته ای کشور دفاع کنند.

به فرموده مقام معظم رهبری تیم مذاکره کننده فرزندان انقلاب هستند اما طرف مقابل اهل حیله گری و عهد شکنی است.

به منظور اطمینان از نتایج مذاکرات هسته ای، این بار ملت ایران به منظور احقاق حقوق هسته ای خود در مذاکرات، گامی بلند برداشته و با انتشار گزاره برگ (فکت شیت) ملت ایران و امضاء طومار حاوی این گزاره برگ در اقصا نقاط ایران و در شهرها و روستاها و بین اقشار مختلف، موجی در اعلام مطالبات بحق خود به راه انداخته است و اکنون مذاکره کنندگان با اتکا به این سند ملی که کف خواسته های ملت ایران در مذاکرات است می توانند با قوت و صلابت مضاعفی در مذاکرات آتی شرکت نموده و از حق مسلم هسته ای کشور دفاع کنند.

 

************************************************

 

آتش سوزی در مزارع و نبود امکانات اطفاع حریق

وبلاگ " اسلام آباد جوان " نوشت :

 

این روزها آتش سوزی بلای جان مزارع شهرستان اسلام آباد غرب شده است ، سهل انگاری افراد در کنار نبود امکانات  اطفاع حریق  باعث شده است تعداد زیادی از مزارع شهرستان طعمه حریق شود . چند روز پیش باخبر شدیم بیش از ده هکتار از مزارع روستای بوربور از توابع دهستان شیان شهرستان اسلام آباد غرب طعمه حریق شد که اگر تلاش مردم محلی نبود مقدار بسیار زیادی از مزارع این روستا طعمه حریق میشد .
 این چندمین بار است که در فصل برداشت محصول ،  آتش به جان مزارع شهرستان اسلام آباد غرب می افتد و باعث میشود  زحمت یک ساله کشاورزان در چند ثانیه به تلی از خاشاک تبدیل شود.

حال سوال اساسی این است با توجه به بیمه نبودن تعداد بسیاری از محصولات و ناتوانی در عدم شناسایی بانیان آتش سوزی ، افراد خسارت دیده باید چگونه خسارات خویش را دریافت نمایند ؟  کشاورزانی که یک سال تمام باید حسرت از دست رفتن خرمن خویش را بخورند چرا که هیچگونه وسیله اطفای حریق در شهرستان اسلام آباد غرب وجود ندارد و مردمان محلی باید با دستان خالی و بیل برای خاموش کردن آتش دست به کار شوند و در نهایت شاهد از بین رفتن محصول و تلاش یک ساله شان باشند.

 

ادامه مطلب...

**************************************************

 

پوستر با کیفیت حرفهای گمشده حضرت آقا در مورد ماه مبارک رمضان+دانلود

 

وبلاگ " تخریبچی 68" نوشت :

 

جهت دریافت پوستر در سایز اصلی اینجا کلیک کنید.

این ماه [رمضان]، ماه ضیافت الهی است. پذیرایی خداوند از بندگان خود در این ماه – که یک پذیرایی معنوی است – عبارت است از گشودن درهای رحمت و مغفرت و مضاعف کردن اجر و ثواب اعمال خیری که بندگان در این ماه انجام می‌دهند. روزه ماه رمضان هم یکی از مواد همین ضیافت عظیم الهی است، که مایه تصفیه روح انسان و ایجاد زمینه طهارت قلبی روزه‌دار است.

این ماه [رمضان]، همچنین بهار قرآن است. انس با قرآن، معرفت اسلامی را در ذهن ما قوی‌تر و عمیق‌تر می‌کند. بدبختی جوامع اسلامی، به خاطر دوری از قرآن و حقایق و معارف آن است. آن کسانی از مسلمانان که معانی قرآن را نمی‌فهمند و با آن انس ندارند، وضعشان معلوم است. حتی کسانی هم که زبان قرآن، زبان آنهاست و آن را می‌فهمند، به خاطر عدم تدبر در آیات قرآن، با حقایق قرآنی آشنات نمی‌شوند و انس نمی‌گیرند. می‌بنید که آیه «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» (سوره نساء، ۱۴۱) – یعنی خداوند مؤمنین را زیر دست و زبون کفار قرار نداده است – در کشورهای عربی و به وسیله مردم عرب زبان در دنیا خوانده می‌شود، اما به آن عمل نمی‌گردد. در آیات قرآن، توجه و تنبه و تدبر [نمی‌کنند]؛ لذا کشورهای اسلامی عقب مانده‌اند.

 

منبع:

بیانات مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۹/۰۷/۱۳۸۴٫

********************************************************

 

تحمیل یک توافق بد یا ترکمنچای دوم!!!

 

وبلاگ " وزنه سیاسی " نوشت :

 

بنام خدا و برای خدا

مدتی است که آقای رفسنجانی بر خلاف مشی متکبرانه خود، با حربه دروغ نگران مردم گردیده و در 26 خرداد 94 گفته است:  «تحریم‌ها پدر مردم را در آورده است اکثر مردمی که مزدبگیر هستند تحریم‌ها استخوان‌های آنها را خرد کرده است.»

اگر حرفهای رفسنجانی را در کنار سخنان جناب روحانی در استان خراسان شمالی قرار دهیم آنگاه متوجه خواهیم شد که تهیه کننده سخنرانی روحانی و رفسنجانی یکی است! و هر کدام وظیفه دارد تا قسمتی از پازل را به مردم بگوید، آنجا که جناب روحانی گفت: «کسانی که می‌گویند نباید با قامتی رشید و بهره‌گیری از دیپلمات‌های کارآزموده در برابر 1+5 ایستاده و مذاکره کنیم، از زندگی مردم بی‌خبر هستند.»

این که یک فرد متکبر و خود خواه چون هاشمی رفسنجانی به فکر مزدبگیران بیفتد دور از ذهن و بعید است و یقیناً در پس گفتار رفسنجانی و روحانی توطئه ای نهفته که عمق آن بزرگتر از فتنه سال 88 می باشد. این توطئه و فتنه زمانی بیشتر نمایان می شود که سخنان گذشته این جماعت را در کنار هم قرار دهیم تا به اهداف آنها پی ببریم، لذا ملت و بخصوص خواص انقلابی باید صحنه ها را رصد کنند، تا از اقدامات فتنه گران آسیبی به خیمه گاه انقلاب و مملکت نرسد. به سخنان آقایان رفسنجانی، روحانی، آشنا و جهانگیری توجه فرمائید:

حسن روحانی: « اگر پرتوکل الحاقی بد است پس چرا 124 کشور آن را پذیرفتند؟!»

 

ادامه مطلب....

********************************************************

 

بازی آب در هاون کوبیدن!!!

 

وبلاگ " وزنه سیاسی " نوشت :

 

بنام خدا و برای خدا

رئیس جمهور کشورمان در خصوص بحث هسته ای آنچه به ظاهر گفته اند؛ اولاً اعتقاد به بازی بُرد-بُرد را دارد و ثانیاً اعتقاد دارد که هم باید چرخ سانتریفیوژها بچرخد و هم چرخ زندگی مردم و همه مردم هم بر این اعتقاد استوارند اما سئوالی در این رابطه مطرح است، آیا همه لوازم را برای رسیدن به یک بازی بُرد-بُرد و چرخیدن زندگی مردم و سانتریفیوژها را فراهم کرده ایم؟ آیا طرف مقابل ایران که آمریکا در صحنه مذاکرات و رژیم صهیونیستی در پشت صحنه آن قرار دارند، اجازه دریافت امتیاز را در بازی بُرد-بُرد به شما که می ترسید و می لرزید و دنبال یک جای گرم می گردید، می دهند؟ و وقتی رئیس جمهور گفته اند خزانه خالی است و برای آشامیدن آب هم باید تحریمها لغو شود.(94/3/17)-البته رهبری عزیز همانطور که در تصویز دیده می شود دست آقای روحانی را چند ماه جلوتر خوانده بود و سفارش به حفر چاه داده بود94/1/1- و آقای ظریف رئیس تیم مذاکره کننده اعتقادش این باشد که تجهیزات نظامی ما 10 دقیقه هم نمی تواند در مقابل آمریکا مقاومت نماید و آقای روحانی هم آمریکا را کدخدای ده بخواند و بدنبال بستن با کدخدا باشد! آیا کدخدای آقای روحانی اجازه چرخیدن سانتریفیوژها و زندگی مردم را در پای میز مذاکرات هسته ای به شما که می ترسید و می لرزید خواهد داد؟! و اگر احیاناً امتیازی برای تصرف مجلس شورای اسلامی به شما بدهد، در مقابل آن، چه چیزی را از جیب ملت و عزت کشور به کدخدایتان برای راضی شدن تقدیم می کنید؟!

 

ادامه مطلب....

***************************************************

 

مرگ خاموش اسلام آباد غربی ها

 

وبلاگ " اسلام آباد جوان " نوشت :

 

سالهاست که عقده های تنفسی را بر لوح نوشت اخبار مینگاریم  و عقده های ناشی از هجوم ریزگردها را بر سر  ، نوشته ها خالی میکنیم  .

اگر صداقت را در گفتار به کار بریم اسلام آباد غرب هیچ ندارد نه جایی برای اشتغال جوانان بیکارش دارد و  نه مکانی مناسب برای تفریح که ساکنانش اندکی از گرفتاری های روزمره به آن پناه برند . اسلام آباد غرب فقط یک هوای پاک داشت که تنها سهم مردمش از زندگی بود ،  اما سالهاست همین هوا هم جیره بندی شده است . 

مردمان این شهر باید روزهای که گرد و غبار هوا را در برگرفته است دعا نمایند بلکه اندکی از این گرد و خاک سمت تهران رود تا شاید  مسولی اطلاع یابد که اینجا هوا سهمیه بندی شده است . 

آلودگی هوا ناشی از هجوم ریزگردها بخشی لاینفک از زندگی ساکنان استان کرمانشاه شده است ، گویی قرار نیست این مهمان ناخوانده دست از سر مردمان این شهر بردارد . هوای  آلوده شده از هجوم ریزگردها ساکنان اسلام آباد غرب را به مرگ خاموش سوق داده است . مرگی که آرام آرام اثرش را در سالهای آتی  نشان خواهد داد . حقیقتا هیچ بیمه ای هم وجود ندارد که مسایل و مشکلات ناشی از این ریزگردها را تحت پوشش  قرار دهد پس به ناچار باید ساکنین این سرزمین دلخوش به همایشها و کنفرانسهای ناشی از مقابله با ریزگردها نمایند تا بلکه فرجی شود و در نهایت از مرگ خاموش رهایی یابند

********************************************************

 

سخنان زیبای رهبر در مورد حقوق بشر آمریکایی

وبلاگ " نیمکت آخر " نوشت :

 

حضرت آیت الله خامنه ای: من تعجب می کنم آمریکایی ها خجالت نمی کشند اسم حقوق بشر را می آورند. هر کس دیگری در دنیا ادعا بکند طرفدار حقوق بشر است دولت مردان آمریکا نباید این ادعا را بکنند.

با این همه فضاحتی که در کارنامه آنها نسبت به حقوق بشر هست. از صد رقم حرکت خلاف حقوق بشر آنها شاید نود رقم, هشتاد رقم آن را مردم نمیدانند; همان ده بیست رقمی که میدانند یک کتاب قطور سیاه است.

 

یک ویدئو از سخنان رهبری در مورد حقوق بشر امریکایی دارم که لینکش رو براتون میزارم

 

                ویدئو

*********************************************************

 

نسل کشی صهیونیست

 

وبلاگ " دلداده " نوشت :

 

پرونده‌ی آمریکا، پرونده‌ی رژیم صهیونیستی، پرونده‌ی همین چند قدرت که در مقابل جمهوری اسلامی قرار دارند، از لحاظ مسئله‌ی حقوق بشر و طرفداری از حقوق ملتها و حقوق انسانها، پرونده‌ی بسیار سیاهی است. شصت سال نسل‌کشی در فلسطین، نقض حقوق بشر نیست؟

در دیدار کارگزاران نظام، 3/5/1391

 

*****************************************************

 

جناب روحانی امنیت نمی داند!!!

 

وبلاگ " وزنه سیاسی " نوشت :

 

بنام خدا و برای خدا

مکان بازی در بُرد بازی بسیارمؤثر است زیرا برای انجام بازی از همه امکانات و حمایت طرفداران خود بهره مند خواهی شد که نمونه عملی و عینی آن می شود به بُرد 3 بر صفر تیم ملی والیبال ایران در مقابل آمریکا اشاره کرد و این در حالی بود که تیم ملی والیبال ایران در کشور آمریکا هیچ دستاورد مثبتی نداشت و این جمله را هم در اینجا باید گفت که اگر تیم ملی کشورمان در بازی بعدی خود در مقابل آمریکا شکست بخورد قطعاً دستهای ناپاکی برای رضایت کدخدا(آمریکا) وارد شده اند تا بازی برد-برد در داخل ایران اتفاق بیفتد و این کار از دولت اعتدال با رویکرد لیبرالی بعید نیست!

آنچه که رئیس دولت ایران از بازی والیبال باید عبرت بگیرد این است که مدام بازی بُرد-بُرد هسته ایرا در خانه رقیب و یا بهتر بگویم، خانه دشمن دنبال نکند! ممکن است بعضی بگویند؛ مگر ژنو و لوزان خانه آمریکا است؟ بله! وقتی آمریکا در جاهای مختلف اروپا زندانهای متعدد و تجهیزات و نیروی نظامی دارد، می شود باور کرد که ژنو و لوزان خانه استیجاری آمریکا نیست! رئیس دولت اعتدال همواره خود را صاحب عقل و خرد معرفی می کند و به دولت قبلی بصورت افراطی حمله می کند، اما دولت قبل با مقاومت مثال زدنی محل برگزاری مذاکرات هسته ای را تعیین می کرد، یک روز بغداد، روز دیگر ترکیه و روز بعد عمان و ژنو را در نظر می گرفت و تمام امور امنیتی یک نشست هسته ای را رعایت می کرد و این در حالی است که دولت اعتدال ظاهراً جای دیگری را به غیر از ژنو، لوزان و نیویورک بلد نیست و مرتباً هم توسط دشمن در زمین دشمن، به بازی گرفته می شود! و با این حال آقای روحانی ادعا می کند که متخصص امور امنیتیاست! ولی همانطور که حاج حسن روحانی تدبیر نمی داند، در مذاکرات هسته ای ثابت شده، که امور امنیتی هم نمی داند! وعلت آن هم دلباختگی و لیبرال منشی او و همکارانش می باشد!

 

ادامه مطلب....

*****************************************************

 

بیست و چهار ساعت بهشت

 

 

وبلاگ " عروسک باف " نوشت :

 

میدانی همه ش فکرم این بود که چرا گریه ام نمی گیرد .

چرا من مثل بقیه اشک نمی ریزم..هی مردم را نگاه میکردم به صورت همه خانم هایی که روبروی حرم ایستاده بودند خیره میشدم اشک بود که هی می غلتید بغض بود که هی می ترکید و من بلاتکلیف و هاج و واج مات و مبهوت فقط خیره می شدم و صلوات میفرستادم حتی مغزم یاری نمیکرد که دعایی خطور کند و این سوال هی عبور میکرد از ذهن وامانده ام:من چرا گریه نمیکنم ؟چم شده؟

ومدام فکر میکردم این خانم ها که اشک میریزند چه حاجتی دارند که اینطور ته دلشان را می لرزاند چه گناهی دارند که این طور به قصد توبه آمده اند

اصلا دلشان که گرفته چطور بی هوا بغضشان اینطور میترکد؟

شوقی داشتم که فقط دلم میخواست نگاه کنم فقط ضریح را نگاه کنم و حرف بزنم توی ذهنم کلمات عبور کنند قلمبه سلمبه ببافم ...کودکانه بخواهم ... هجده ساله قول بدهم ...جوان توبه کنم...پیر توبه کنم..

میدانی حتی بعد از دوسال در و دیوار ها سنگ های مرمر آیینه کاری هاا انگار دلم برای همه جایش تنگ شده بود اصلا سوار تاکسی که شدم عطر زعفران پیچید ...همان عطری که تمام مغازه های دور حرم میدهند گنبد طلایی را که دیدم دلم غوغا شد  گفتم بعد از دوسال انگار رنگ پریده شده...

 

ادامه مطلب....

**************************************************

 

کودکی های انشاء من

 

وبلاگ " مهاجر " نوشت :

 

بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

( کودکی های انشاء من )

گلوله

قلب دوست دارد

اما قلب

گلوله دوست ندارد

شاپرک هم گلوله دوست ندارد

او مداد رنگی دوست دارد

می خواهد گلها را

هرجور که دوست دارد
                رنگی کند

اما گلوله فقط قرمز است

مادربزرگ می گوید

گلوله چیز خوبی نیست

می گوید داییت خیلی مهربان بود ..

مادربزرگ اصلا گلوله دوست ندارد

گلوله

اصلا

هیچ دوستی ندارد

اما من

یک عالمه دوست دارم

*********************************************

 

سفر

 

وبلاگ " ماهل" نوشت :

 

اتوبوس که حرکت کرد.دلم آشوب شد.آخرین باری که تنها سوار اتوبوس شده بودم دوران تربیت معلم و مجردی بود.بارها در کتابهای حدیث خوانده بودم که باید زن ها در سفر محرمی را به همراه داشته باشند.من هم از این قاعده مستثنی نبودم،ولی خودم و دیگران را با تبصره ی اجبار و امتحان دانشگاه توجیه کرده بودم.در اصل از اینکه برای هر امتحان شوهر یا برادرم را علاف خودم کنم،احساس خوبی نداشتم.از پلیس راه که گذشتیم ،آشوب دلم برطرف شد.سرم را در کتاب اپتیک فرو کردم.درس خواندن حواسم را از تنهایی و سفر پرت کرد.کتاب مثل یک قرص خواب آور بود.پلک هایم که روی هم می افتاد.صدای قیژ ماشین های سنگین چرتم را پاره می کرد.نمی دانم تا رسیدن به زاهدان و دانشگاه پیام نورش چندبار خودم را سرزنش کردم؟چندبار سن و سالم را به رخ خودم کشیدم و چندبار از این مدل درس خواندن پشیمان شدم؟فقط می دانم در جایی که ایستاده بودم راه برگشتی نبود.بیشتر مسیر را رفته بودم. حیف بود که به راحتی از حرکت بایستم.به پلیس راه زاهدان که رسیدیم،دلم دوباره آشوب شد.اپتیک هم نتوانست حریف دلهره ام شود.از پلیس رد شدیم و در آخر اتوبوس به مقصد رسید.پیاده که شدم،خودم را در میان غریبه ها تنها دیدم.من بودم و خودم،کسی نبود تا به اعتبارش خیالم را راحت کنم.هر چند که خدا همراه همیشگی آدمهاست ولی تا رسیدنم به سرچشمه ی ایمان فاصله افتاده بود.تاکسی ها ردیف ایستاده بودند.شوهرم سفارش کرده بود که حتما سوار تاکسی زرد شوم و سوار ماشین های شخصی نشوم.پیرمردی جلوی راهم را سد کرد"تاکسی می خواهید؟"گفتم"بله،پیام نور"سوار ماشین مرد مسن شدم.ماشین به راه افتاد.از چند خیابان که گذشتیم.تیک های عصبی راننده برایم جلب توجه کرد.سر هر پنج دقیقه انگار در بدنش سوزن فرو کنند از جایش به جلو خیز برمی داشت و همزمان سرش تکان غیرعادی ای می خورد..شاید ترافیک اعصابش را به هم ریخته بود."خدا به خیر کند."چشم به خیابان دوختم،تا حواسم از راننده و حرکتهای عجیبش پرت شود.به خیابان های پرت دانشگاه که رسیدیم در دل خدا را شکر کردم.پول راننده را به دستش دادم و از ماشین پیاده شدم.وارد دانشگاه که شدم.نفس راحتی کشیدم.دیری نگذشت که امتحان آغاز شد.امتحانات پیام نور مثل کنکور است.خوانده و نخوانده را از حلقومت بیرون می کشد.امتحان که تمام شد،تمام دلهره ها به پایان رسید.باز هم تاکسی ها جلوی دانشگاه ردیف ایستاده بودند،تا مسافری را به مقصد برسانند.به راننده ای مقصدم را گفتم و سوار ماشینش شدم

 

ادامه مطلب.....

*******************************************


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید