۱۷ / تير / ۱۴۰۵ - 08 July 2026
08:18
کد خبر : 8550125
۱۵:۴۷

۱۳۹۴/۰۵/۱۲

عوام فریبی؛ حربه‌ای برای توجیه سیاست‌های خصمانه آمریکا در منطقه

دولتمردان آمریکایی طی ساله های اخیر همواره در برابر دوربین ها و محافل حرف های اطمینان بخش زده اند اما در عمل رفتاری کاملا متفاوت داشته اند و نمونه های این رفتار که از آن می توان به دماگوژیسم اشاره کرد، فراوان است.
به گزارش خبرگزاری بسیج، پایگاه سوری جمل در مطلبی با عنوان "دولت آمریکا از حرف تا عمل" آورده است: بارها رسانه ها به یک حقیقت مسلم درباره سیاست های آمریکا در داخل و خارج رسیده اند و آن دماگوژیسم دولت آمریکاست(دماگوژیسم در واقع استراتژی برای قانع کردن دیگران و در واقع عوام فریبی مردم با شعارهای و وعده های توخالی است).با مقایسه سخنان باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا به خوبی می توان این رفتار را مشاهده کرد.

اخیر اوباما در نطقی در برابر کنگره آمریکا درباره وضع خاورمیانه گفت: "به جای اعزام نیروی زمینی ما تلاش خواهیم کرد که به همراهی کشورهای جنوب آسیا و شمال آفریقا راهی پیدا کنیم تا تروریست ها امنیتی نداشته باشند به ویژه که آنها آمریکا را تهدید می کنند.ما در سوریه و عراق به دنبال متوقف کردن تروریست های داعش هستیم".

این سخنان نوعی عوام فریبی است زیرا فقط کافی است که عناوین جدید رسانه ها را مرور کنیم تا متوجه شویم واقعا آمریکا علیه داعش و در راستای شکست آن چه کاری انجام داده است.از سویی این آمریکاست که گروه های تروریستی مانند القاعده و داعش را به وجود آورده است.

در ماه مه سال 2013 سناتور جان مکین به شکل مخفیانه از ترکیه وارد سوریه می شود و با شورشیان سوری به ریاست سلیم ادریس رئیس ستاد آنچه ارتش آزاد سوریه نامیده می شود ملاقات می کند. وی همچنین علاوه بر ادریس با شمار دیگری از سرکرده های گروه های مسلح دیدار می کند این درحالی بود که ارتش آزاد در آن هنگام همپیمانی قوی با داعش و جبهه النصره داشت و همه این گروه ها از آمریکا، فرانسه، ترکیه و دیگر کشورها کمک دریافت می کردند.

پس از مدتی کوتاه 13 گروه ارتش آزاد با دستور مستشاران آمریکایی، جبهه جدیدی با نام ائتلاف اسلامی به همراه جبهه النصره شاخه القاعده در سوریه ایجاد کردند.نکته قابل توجه این بود که شاخه دیگر القاعده یعنی داعش از دستورات ایمن الظواهری سرکرده القاعده سرباز زد و سیاست مستقلی در پیش گرفت.این سبب شد که در سال 2014 داعش خلافت خیالی خود را در عراق و سوریه تشکیل دهد.

در حال حاضر آمریکا سرگرم نبردی بیهوده با داعش است.آمریکا بمب ها را در صحراهای سوریه و عراق فرو می ریزد و رسانه های آمریکایی نتوانستند اطلاعاتی از تروریست های شکست خورده که غالبا از هدف قرار گرفتن آنها سخن می گویند، پیدا کنند.

این درحالی است که بر اساس اسناد منتشر شده از سوی ویکی لیکس، این کاخ سفید است که در ایجاد داعش و ویرانی سوریه و عراق نقش دارد.این اسناد از تلاش دولت آمریکا، وزارت دفاع و سازمان سیا برای ایجاد شرایط جنگی در خاورمیانه حکایت دارد. این اسناد به حمایت آمریکا از داعش ضد بشار اسد رئیس جمهوری اشاره می کند. ویکی لیکس هدف آمریکا را تسلط بر میادین نفتی و در تنگنا قرار دادن ایران و ممانعت از تقویت موقعیت ژئو سیاسی ایران دانسته است.بر اساس این اسناد، واشنگتن با ایجاد سازمان تروریستی خطرناک به دنبال تسلط بر حکومت های منطقه است.

این رسانه در ادامه می نویسد: نمونه دوم از سخنان اوباما در برابر کنگره که جای تامل دارد این بود که گفت: ما نفوذ قدرت و دیپلماسی آمریکا را آشکار می‌کنیم و مخالف اصلی هستیم که کشورهای بزرگ برای کشورهای کوچک تصمیم گیری کنند.

آمریکایی ها در هر کشور حوزه خلیج فارس پایگاه نظامی بزرگی دارند و مستشاران پنتاگون و سازمان سیا در این کشورها فعالیت می کند و این مستشاران در راستای تغییر حکام این کشورها حرکت می کنند و هنگامی که مشاهده کردند امیر قطر سن زیاد ندارد اما مطلوب آمریکا نیست، پسرش تمیم بن حمد بن خلیفه آل ثانی را روی کار آوردند در حالی که حاکم جدید قطر تجربه کافی برای اداره کشور در این منطقه آکنده از بحران را ندارد و بنابراین باید به فرامین واشنگتن و مستشاران زیاد آمریکا گوش دهد.این مستشاران در پایگاه هوایی العاضد واقع در غرب دوحه پایتخت قطر قرار دارند و نام دیگر این پایگاه فرودگاه ابونخله است. فلسفه اساسی پایگاه العاضد این است که پایگاه ائتلاف نیروهای حامی غرب در خلیج فارس است.این پایگاه العاضد به همراه پایگاه هوایی ملک سلطان در عربستان نقش اساسی در جنگ آمریکا در عراق و افغانستان ایفا کردند.

در سال 2012 روزنامه وال استریت ژورنال در مقاله ای به  ایجاد ایستگاه رادار موشکی آمریکا در قطر پرداخت و اینکه این ایستگاه رادار در راستای تحقق منافع آمریکا و همپیمانانش است.در واقع ایجاد این رادار موشکی آمریکا در یک مرکز سری در قطر، گواه دیگری است از اینکه سیاست خارجی آمریکا بر استراتژی جنگی که تهدیدی برای امنیت کل منطقه است، استوار است به ویژه که آمریکا در سال‌های اخیر تعداد پایگاه های خود را در خاورمیانه به ویژه خلیج فارس افزوده است.

به شکل کلی در منطقه خلیج فارس که امیر نشین های کوچکی قرار دارند تعداد نظامیان آمریکا به حدود چهل هزار نفر می رسد؛ در قطر 7500،بحرین5000 نظامی،امارات عربی متحده 3000 و در عربستان و عمان تعداد کمتری حضور دارند.حدود 235000 نظامی آمریکایی در مناطقی که درگیری در آنها وجود ندارد به سر می برند و 175000 نظامی در پایگاه های این کشور در اروپا، آسیا و خلیج فارس حضور دارند.برقراری صلح و ثبات در مناطق با یازده درصد از ارتش آمریکا انجام می گیرد.

مثال دیگر برای دماگوژیسم واشنگتن در گفتگوی تلفنی میان باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا و ملک سلمان بن عبدالعزیز آل سعود است که طرفین در این گفتگو بر ضرورت پایان دادن سریع به درگیری ها در یمن تاکید می کنند. اما ریاض که بدون اینکه اقدامی از جانب یمن صورت گیرد به این کشور یورش برده است و همه روزه شهرها و روستاها و قصبات یمن را بمباران می کنند و شماری زیاد را زخمی می کند، افرادی که تنها گناهشان گرگ سعودی است که می خواهد آنها را بدرد.

نباید فراموش کرد که شمار زیاید از مستشاران آمریکایی در پایگاه های نظامی خلبانان سعودی را آموزش می دهند و آن را به یمن اعزام می کنند تا بمب های خود را بر سر مردم بی دفاع یمن بریزند.مستشاران آمریکایی بر عملیات تعمیر و نگه داری نیروی هوایی آمریکا نظارت می کنند.این آمریکایی ها هستند که اماکنی که در یمن باید مورد هدف قرار گیرد را مشخص می کنند. رسانه های آمریکایی فاش کرده اند که خلبانان سعودی اطلاعات ماهواره ای از آمریکا دریافت می کنند.

علاوه بر آن انبارهای سعودی ها مملو از سلاح های آمریکایی است و این تفاوت فاحش میان گفته ها و عمل دولت آمریکا را نشان می دهد و اینکه اوباما مدعی می شود که کشورهای بزرگ در تصمیم گیری های کشورهای کوچک مداخله نمی کنند، در واقع تناقضی آشکار است.

این رسانه می نویسد: به نظر می رسد که حافظه واشنگتن توان بازگشت به چند سال قبل یعنی زمان شروع اعتراضات در بحرین و اعزام نظامیان سعودی به یک کشور کوچک با ساکنان محدود را ندارد.به دلایل کاملا روشن و آشکار ما شاهد فریاد و سر و صدای دموکرات ها درباره این نقض آشکار حقوق بین الملی به ویژه در زمینه حقوق بشر نیستیم. کاملا مشخص است که سیاست دولت آمریکا در خاورمیانه به ویژه خلیج فارس خصمانه و با هدف تحقق اهداف دراز مدت در زمینه های سیاسی، اقتصادی و استراتژیک است.

باراک اوباما که هنگام روی کار آمدن از تغییر رویکرد در قبال خاورمیانه سخن می گفت و اینکه سیاست آن با قبلی ها متفاوت خواهد بود اما در عمل رفتارهای وی نشانه دنباله روی از استراتژی و اصول سیاست خارجی آمریکاست.

دماگوژیسم در نهایت تلاشی برای توجیه سیاست های خصمانه رهبران کاخ سفید در برابر جامعه بین المللی است.

این رسانه سوری به دماگوژیسم آمریکا در کل منطقه خاورمیانه اشاره کرده است اما اگر ما بخواهیم به این سیاست عوام فریبانه در موضوع عراق توجه کنیم مشاهده خواهیم کرد که آمریکا در ابتدای یورش داعش به مناطقی از عراق از ضرورت مقابله با این گروهک سخن گفت و ائتلاف بین المللی خنثی را تشکیل داد.

در راستای فریب افکار عمومی و همان دماگوژیسم آمریکایی ها از سخت بودن مقابله با داعش در عراق سخن گفتند و اینکه که پایان داعش به سال های طولانی نیاز دارد در حالی که نیروهای مردمی که پس از فتوای مرجعیت شکل گرفتند توانستند پوشالی بودن داعش را نمایان سازند و سیاست های مزورانه کاخ سفید را برملا سازند. آمریکایی ها در ظاهر از مقابله با داعش سخن می گفتند اما در عمل به داعش در هر نقطه ای که گرفتار می شدند، کمک می کردند و حتی به گواه برخی از رسانه های عراقی مراکز تجمع نیروهای مردمی و امنیتی عراق را هدف قرار می دادند.

اوباما و دیگر مسئولان آمریکایی از مقابله با داعش سخن می گفتند اما ائتلاف بین المللی تحت سرکردگی آنها اقدام موثری انجام نمی داد در حالی که امکانات و تجهیزات گسترده ای در اختیار آمریکایی ها بود و آنها می توانستند به گونه ای دیگر عمل کنند.

موضوع دیگر که نمونه رفتار مزورانه آمریکایی ها در عراق است رویکرد آن در قبال دولت حیدر عبادی است.آمریکایی‌ها در اواخر دوره نخست وزیر نوری مالکی عنوان می کردند که هر تحرک در قبال داعش و کمک به عراق منوط به کنار رفتن نوری مالکی است اما هنگامی که حیدر عبادی روی کار آمد عملا شاهد اقدام خاصی از سوی واشنگتن برای حمایت از دولت عراق نبودیم بلکه برعکس شاهد افزایش سیاست های تضعیف کننده این کشور علیه دولت مرکزی و دامن زدن به مشکلات در عراق بودیم. آمریکایی ها با تاخیر فراوان جنگنده هایی که عراقی ها پول آن را پرداخته بودند تحویل دادند و از سوی دیگر موضوع کمک جداگانه به پیشمرگ‌ها و سنی ها به عنوان دو اقلیم جدا را مطرح کردند و این بر خلاف ادعاهای آنها مبنی بر حمایت دولت مرکزی است.

یکی دیگر از مواردی که می توان آنرا در راستای همان دماگوژیسم آمریکا دانست بحث مربوط به پرونده هسته ای ایران است زیرا در حالی که آمریکایی ها خود زرادخانه عظیمی از سلاح اتمی دارند اما در مسیر استفاده صلح آمیز ایران از انرژی هسته ای کارشکنی های فراوانی کردند.آنها در حالی که خود بزرگترین تهدید برای کشورهای منطقه و جهان محسوب می شوند و ردپای آنها در تمامی بی ثباتی های منطقه و جهان آشکار است این گونه وانمود می کنند که ایران تهدیدی برای کشورهای منطقه است تا به این بهانه بتوانند سلاح خود را به این کشورها بفروشند و در واقع دلاری های نفتی را به آمریکا بازگردانند. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران همواره بر ضرورت امنیت در منطقه و پاسداشت آن تاکید کرده است. جمهوری اسلامی هیچگاه تهدیدی برای کشورهای منطقه نبوده و نخواهد بود و این حضور بیگانگان است که عامل بی ثباتی در منطقه است.

به هر حال تاریخ دولت های آمریکا سرشار از این دماگوژیسم و عوام فریبی است که نمونه های بی شمار آن را می توان در نقاط مختلف دنیا پیدا کرد.آمریکایی ها در برخی موارد حتی به توافقات قبلی خود نیز عمل نمی کنند و به سرعت چرخش موضع می دهند.آمریکایی ها زمانی که به عراق آمدند از دموکراسی و امنیت و ...برای عراقی ها سخن گفتند اما با گذشت قریب 12 سال از اشغال عراق به دست آنها مردم عراق جز رنج و محنت چیزی نصیبشان نشده است.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید