بررسی ابعاد مختلف این جنگ نیابتی در فضای کنونی کشور که با همپوشانی گسترده ماهواره ها همراه است، می تواند در روشن شدن توان گفتمانی و دفاعی انقلاب اسلامی، مولفه های روشنی را به نمایش بگذارد.
یکی از جریان های سنتی مقابله با انقلاب اسلامی ،جریان منسوخ شده چپ است که در همان سالهای ابتدایی انقلاب دیگر نمودی اجتماعی را از آن شاهد نبودیم، با این حال تلاش گسترده ای که شبکه های فارسی زبان غربی برای بزرگنمایی این جریان صورت می دهند و بعضا جایگاه آن را از روحانیت نیز در شکلگیری انقلاب بالاتر قلمداد می کنند، می تواند به سطح تاثرگذاری آنها در فضای کنونی کشور بهتر پی برد.
گروههاي چپ سنتي به گروههايي اطلاق ميشود که هنوز به ايدئولوژي «مارکسيسـم ـ لنينيسم» معتقد هستند. البته انتقاداتي هم بعضاً نسبت به آن دارند. هدف اصلي و استراتژيک اين طيف، تلاش برای سرنگوني نظام مقدس ج.ا.ا از طريق فعاليتهاي سياسي، اعتصابات، گسترش و تشديد نارضايتيها و... جهت برقراري «حکومت به ظاهر شورايي» و رسيدن به «اقتصاد سوسياليستي» ميباشد.
برخي از اين گروهها قبل از انقلاب اسلامي شکل گرفته و تعدادي نيز همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي اعلام موجوديت کرده و فعاليت داشتند.
از آنجا که اين طيف، پيرو ايدئولوژي مارکسيستي بودند و اهداف خود را در نظام جمهوري اسلامي تحقق نيافته ميديدند، بناچار، رفته رفته چهره واقعي خود را که همانا مخالفت با نظام بود، به نمايش گذاشتند، که با پيگيريهاي نهادهای انقلابی، متحمل ضربات سنگيني شده و تشکلهاي داخلي آنها بهطور کلي متلاشي گرديد و در نهايت عناصر باقيمانده اين گروهها به خارج از کشور (اغلب ابتدا به شوروي) متواري شدند و از آنجا به اروپا رفتند که در خارج کشور نيز بهدليل اختلافات بوجود آمده، عمدتاً به لحاظ نظري و سياسي و نحوه برخورد با جمهوري اسلامي دچار انشعابات متعدد شدند و برخي ازآنها به سمت اضمحلال و انفعال پيش ميروند.
قوه عاقله اين گروهها، حداکثر 100 نفر و مجموع اعضا آنها در خارج از کشور حدود 500 نفر ميباشند قدرت جذب نيرو دراغلب آنها رو به کاهش بوده و سياست کلي آنها به حفظ نيروهاي موجود خلاصه ميشود.
شاخصترين گروههاي چپ سنتي ايران کهدر حال حاضر خارج از کشور داراي تشکيلات هستند عبارتند از:
1. حزب منحله توده ايران
2. راه توده (منشعب از حزب توده)
3. سازمان کارگران انقلابي ايران (راه کارگر)
4. سازمان چريکهاي فدايي خلق (اقليت) و انشعابات آن (1-2-3-4-5)
ساير گروههاي چپ سنتي نيز عبارتند از:
1. اتحاديه سوسياليستهاي انقلابي ايران
2. اتحاديه کمونيستهاي ايران (سربداران)
3. حزب کار ايران (طوفان)
4. حزب رنجبران ايران
5. چريکهاي فدايي خلق ايران (وابسته به اشرف دهقان)
6. ارتش رهايي بخش ايران (وابسته به حرمتي پور)
7. سازمان چريکهاي فدايي خلق ايران (پيرو برنامه حرمتي پور)
8. سازمان وحدت کمونيستي (در سال 1369 ضربه خورده و متلاشي شد)
9. سازمان پيکار در راه آزادي طبقه کارگر (تقي شهرام)
10. سازمان وحدت انقلابي براي آزادي طبقه کارگر (محافل خط 3)
11. اتحاد چپ کارگري (متشکل از 8 گروه)
12. و... (گروههايي که بهطور کامل مضمحل شدهاند و ديگر حتي نامي از آنها نيست)
ویژگی های عمومي جریان های چپ سنتي ايران
1. تلاش بی فایده برای مخدوش نمودن چهره نظام در مجامع بينالمللي
2. فعاليتهاي تبليغي ـ رواني عليه نظام مقدس ج.ا.ا برای جذب مخاطب، که نمودی نداشته است.
3. ارائه خاطرات و يا در شکل خاطرات، ضمن آن تحليلهاي چپ گرايانه کردن برای تحریف تاریخ
4. تلاش برای جاسوسی و بهرهبرداري از عناصر بالقوه درداخل کشور، در مواقع موردنياز
5. داشتن اديبان و شاعراني که توان داستاننويسي و شعرگويي با محتواي افکار چپ دارند و همواره چهره ای سیاه از جامعه ایران به نمایش می گذارند.
6. برگزاري آکسيون و اعتراضات عليه سياستهاي ج.ا.ا در خارج از کشور
7. وجود مورخان و محققاني که ماهيتاً چپ و ماترياليست هستند ولي سعي دارند خود را مستقل بنامند و در میدان سرویس های جاسوسی غربی بعنوان کارشناسان تاریخی مورد بهره برداری قرار می گیرند.
8. نداشتن پايگاه قابل توجه در بين ساير گروهها، بعلت تفکرات سنتي
9. ريزش نيرو از اين گروهها، به علت اختلافات سياسي و تئوريک
10. پايين بودن قدرت جذب نيرو، بهدليل فضای اسلامی در جامعه ایران