
به گزارش خبر گزاری بسیج از یزد؛اعلام مستقیم عزای عمومی از طرف رهبر معظم انقلاب در پی فاجعه منا آن هم در همان ساعتهای اولیه از وقوع حادثه، حساسیت موضوع را نشان میدهد؛ هرچند درروزهای بعد، ابعاد تکاندهندهتری از این رویداد جانکاه آشکار شد و آمار کشتهشدگان فزونی یافت.
اگرچه رئیسجمهور محترم پس از ورود به فرودگاه جان اف کندی نیویورک، از صدور دستور برای تشکیل جلسه فوق العاده هیات دولت و پیگیریهای دیگر خبر داد، اما انتظار از دستگاه دیپلماسی و شخص رئیسجمهور این بود که به گونهای شایسته و بایستهتر به این موضوع ورود کنند و با صلابت و اقتداری در شأن ملت بزرگ ایران موضوع را پیگیرند. نیمهتمام گذاشتن سفر نیویورک میتوانست گامی مهم در این راستا باشد که تاثیر روانی آن از اصل حضور رئیسجمهور و برنامههای دیگر ایشان در آنجا چشمگیرتر میبود. اما رئیسجمهور برنامههای سفر خود را طبق همان برنامه اولیه به پیش برد و تنها از چند برنامه نهچندان مهم در روزآخر چشم پوشید. این در حالی است که سران کشورهای دیگر حتی در مواردی بسیار کماهمیتتر از فاجعه منا و گاهی تنها به خاطر کشتهشدن تعداد «انگشتشمار» از اتباعشان اقدام به لغو سفرهای خود کردهاند؛ اقدامی دستکم نمادین برای نشان دادن حساسیت ویژه به حفظ جان و حرمت هموطنانشان.
با فرض پذیرش برخی توجیهات نهچندان محکم برای ادامه حضور رئیسجمهور در آمریکا، تداوم حضور وزیر خارجه در کنار رئیسجمهور پذیرفتنی نبود. رئیسجمهور میتوانست دستکم وزیر امور خارجه را به تهران اعزام میکرد تا هم از نزدیک به مدیریت اوضاع بپردازد و هم تا حدی نشاندهنده حساسیت به جان و حرمت اتباع کشورمان باشد.
دیپلماسی دولت در مواجهه با این فاجعه و گستاخیهای آل سعود به گونهای بود که حتی شخصیتی چون آيتالله هاشمی شاهرودی هم با انتقاد شدید از دولت گفتند: «باید گله درست و حسابی از دولت کرد. برخوردی که متاسفانه دولت ما دارد با این جریان میکند برخورد بسیار نامناسبی است. کشوری که ۵۰۰ نفر از افرادش اینگونه تلف شدند و با این جنایت از بین رفتند، خیلی بیش از این به برخورد با این قضیه نیاز دارد. رهبری معظم انقلاب وقتی اعلام عزای عمومی کردند و آن روز اول بیانیه دادند هنوز عمق فاجعه معلوم نشده بود و بحث ۳۰-۴۰ نفر بود، نه ۵۰۰ نفر. آن بیانیه جوابش این نیست که بیانیه مشابه آن صادر کرد. جوابش آن است که باید بیایی وسط میدان. خیلی از کارهای دیگر باید لغو شود برای این کار. اجازه ندادند که یک نفر از وزارت خارجه برود کمک کند، ویزا ندادند یعنی چه. بحث، بحث یک نفر از بعثه و فلان نیست. بحث کل نظام است... .»
متاسفانه مرور رویکرد کلی دولت یازدهم در عرصه سیاست خارجی، نگرانیهای عمیقی را موجب میشود؛ نگرانیهایی از جنس شدتیافتن گستاخیهای دشمنان ملت بزرگ ایران و در عوض، دل خوش کردن به دیپلماسی لبخندهای ظریف و دستدادنهای به ظاهر اتفاقی با نماد شیطان بزرگ.
باعث تاسف و شرمساری عمیق است که زمامداران حاکم بر عربستان سعودی پس از کشته و مفقود شدن صدها زائر ایرانی، به جای عذرخواهی و پذیرش مسئولیت، برای مسئولان کشورمان خط و نشان میکشند و حتی درصدور ویزا برای مسئولان ارشد دولت یازدهم، تعلل و کارشکنی میکنند و وزیرخارجهشان بیشرمانه میگوید: «ایران و رئیس جمهور ایران آخرین کسانی هستند که باید از دموکراسی و سلامت حجاج حرف بزنند»!
این تاسف هنگامی شدت مییابد که بدانیم دولت یازدهم به زعم خود به دنبال بازگرداندن احترام به پاسپورت ایرانیان بوده است و روزنامهای انقلابی به دلیل استفاده از تیتر «خبرمرگش» درباره ملکعبدا...- دیکتاتور سابق سعودی- با برخورد تند برخی مسئولان دولتی روبرو شده بوده است. به راستی دیپلماسی لبخند و خوشبینی دولت یازدهم به کجا خواهد انجامید؟!
نویسنده: مرتضی میبدی
منبع:یزد رسا