پدر شهید بیان داشت : دراین 4 سال آخر ما کمتر اورا می دیدیم ،دائما ماموریت های طولانی مدت به او محول می شد وهیچ وقت هم درمورد آنها با ما سخنی نگفت وگلایه اینکرد ووقتی از دلتنگی حرف می زدیم ،می گفت پدرجان الان این آرامشی که شما ومردم دارید؛ مدیون از جان گذشتگی بچه ها درمرزهاهستیم ،ورد زبانش ذکر حضرت زهرا (س) بود علاقه خاصی به حضرت داشتند .
مادر شهید درادامه بیان داشت : دیر به دیر به تهران می آمد گاهی موقع ها 2 ماه طول می کشید من بی قراری می کردم ،یکبار نیم ساعت دم در ایستادم ،به من الهام شده بود می آید ومی دیدم که ازدور باچهره ای که همیشه لبخند به لب داشت وبا تعجب که چرا جلوی درب ایستاده ام میگفتم به من الهام شد داری میایی ، چون نی توانستیم با هاشون تماس بگیریم .
همسر شهید از خصوصیات همسرش اینگونه گفت : فردی مومن و بسیار شوخ بود، به امر به معروف اهتمام زیادی داشت ،هر بارکه باهم بیرون می رفتیم موارد بدی را که مشاهده می کرد تذکر لسانی می داد ،به اومی گفتم آخر از دست مردم کتک می خوریم ولی به وظیفه اش عمل می کردو یکباراین اتفاق افتادو یه خانمی از عصبانیت با کیفش دنبال ما افتاد. به لقمه حلال تاکید فراوانی داشت وهمیشه تذکرمی داد سر هر سفره ای نباید نشست .این چند ماه اخیر قبل از شهادت مجروحیتی داشتند که شدت جراحات باعث پارگی پرده گوشها شد ودستانش هم ازمجروحیت زیاد سیاه شده بود ،من به اوگفتم فکر می کنم دینتو ادا کردی ،گفت می خواهی من شرمنده حضرت عباس بشوم . خاطره دیگری تعریف میکنم قابل توجه جوانان امروزی ،وقتی رفتیم حلقه ازدواج بخریم انگشتر نقره برداشت پدرم گفت چرا پلاتین برنمی داری ، آقا قدیرگفت حاج آقا شما 2 تا دختر دیگه هم داری باید به فکر آنها هم باشید، خیلی عمیق به مسائل نگاه می کردند .
خواهر بزرگ شهید از خاطراتش می گوید : از بچگی باهم بزرگ شدیم وخیلی به هم نزدیک بودیم ؛ درآن زمان جوان ترین پایگاه محله راداشتیم که اوفرمانده اش بود؛طوری باجوانان رفتار می کرد که آنها راجذب دین می کردوهرچه را که آموخته بود چه دردانشگاه چه دربسیج وسپاه ، خالصانه به آنان آموزش می دادبه طوریکه ازبین همین افراد درآینده توانستند فرمانده پایگاه شوند. کمک مالی زیاد می کرد ، همه کارها ی خدماتی پایگاه ومحل کار را خودش انجام می داد .از 13 سالگی مرگ با شهادت را آرزو می کرد . وقتی برادرم داود فوت کرد دلمان خوش بود قدیر هست وزیاد غمش رااحساس نکردیم چون پشتوانه محکمی بود ولی غم ازدست دادن قدیر پشت مارا خم کرد .
درپایان این دیدار پدر شهید توصیه کردند پیام این شهیدان مدافع حرم را به گوش مردم برسانید تا مظلوم نمانند وبفهمند برای آرامش این مرز وبوم از دست داعش وامثال داعش چه خون هایی ریخته می شود.
واحد روابط عمومی