۱۵ / شهريور / ۱۴۰۵ - 06 September 2026
12:43
کد خبر : 8603604
۱۱:۳۳

۱۳۹۴/۰۹/۱۵

خاطره ازشهید سرلک به نقل از خواهر :

هر دعایی می کرد آخر آن شهادتش را از خدا می خواست ، او می گفت در باغ شهادت باز باز است من می گفتم نه بابا  3 تا قفل هم بهش زدند کجا باز است ، وقتی شهید صیاد شیرازی راشهید کردند به من گفت نگفتم  باب شهادت باز است ، وقتی شهید کاظمی هم به شهادت رسید نوید و  امیدی هست ،خیلی هدفمندبه ماموریت هایش نگاه می کرد خستگی درکارش نبود .

آن قدر شوخ بود وقتی کنار 6 نفر از دوستانش می نشست؛ طوری  آنها را سرگرم می کرد که سردوشیهایشان راعوض می کرد نمی فهمیدند .

درسال 88 یا 89 بوداز خ خاوران رد می شدیم ، شعاری روی دیوار نوشته بودند برعلیه نظام ، آن قدر اون خیابان را بالا وپایین کرد تا اسپری رنگ مخالف شعا پیدا کرد تا بالاخره  پاکش کرد .


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید