اگرچه همسویی برخی در دولت در سال 88 با مدعیان تقلب با رفتارهایی اعم از تشویق و سکوت پیشتر ثابت شده بود، اما گویا برخی هنوز هم تلاش دارند به واسطه همراهی پیشین با جریان مدعی دروغ تقلب هنوز در این مسیر بمانند.
وطن امروز در واکنش به این رفتار حسین فریدون، در یادداشت کوتاهی با عنوان «عیادت باطله» می نویسد: قانون و حداقل عرف و احترام به دیگر قوا و همه مواردی از این دست را اگرچه هرگز نمیتوان به کناری نهاد، لیکن در این مقال کنار میگذاریم و خطاب به دولت اعتدال که برادر جناب روحانی را روانه دیدار فتنهگران میکند بیتعارف عرض میکنیم: چه چیزی را میخواهید ثابت کنید؟!
نقطه سر خط. دولتی که بخواهد اینگونه به دوست و دشمن پیغام دهد که ما با دروغگویان بزرگ انتخابات 40 میلیونی 88 هم هستیم و هوای فتنه و فتنهگر را هم داریم، تنها چیزی که نمیخواهد مخالف و منتقد است، چراکه نشست و برخاست با کسانی که رأی 40 میلیونی ملت را به هیچ گرفتند، فیالواقع به هیچ گرفتن خود است و لگد به مشروعیت دولت برآمده از همان انتخابات، با همان سازوکار! گمانم نشست و برخاست دستاندرکاران دولت با سران فتنه زمینهساز تحریم، مشخص میکند چه کسانی کاسبان تحریمند!
رفتارهایی از این دست قطعا پیام های دیگری هم دارد. چندی پیش درست در روزی که حسن روحانی در رابطه با ارتباط آب خوردن با تحریم ها سخن می گفت، گزاره درستی در مورد «خیانت عاملان تحریم» نیز مطرح کرد.
آمریکایی ها یک هفته بعد از وقایع تهران در خرداد 88 برای مدعیان دروغ تقلب( که البته بعدتر رییس دولت اصلاحات و رییس ستاد انتخابات دوران اصلاحات به صراحت آن را رد کردند) اشک تمساح ریختند. آمریکایی ها تلاش می کردند تا با اعمال رژیمی تحریم های گسترده به گروهی که احساس می کردند توانایی براندازی جمهوری اسلامی را دارند کمک کنند. آن گروه همان کسانی هستند که امروز دولت، فریدونش را برای عیادت آنها را روانه می کند.
اگرچه خائنان دیگری نیز در اعمال این تحریم ها مشارکت داشتند. اپوزوسیون خارج نشین که پیشتر در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت همکار مهدی هاشمی بود می گوید که تعجب می کرد از اینکه کسی پدرش در داخل مسئولیت دارد و در عین حال برای اعمال تحریم های بیشتر به آمریکایی ها کمک می کند.
نیک آهنگ کوثر می گوید: تایید میکنم من تنها کسی نبودهام که مهدی هاشمی برای اعمال تحریمهای بیشتر با او تماس گرفته است. به گفته یکی از اعضای اتاقهای فکر واشنگتن، که مهدی هاشمی با او نیز تماس گرفته بود، تلاش هاشمی برای ضربه زدن به دولت و احیانا رقبای پدرش و حتی رهبری بوده است. تلاش برای انتشار مطالبی که در پاییز 1388 برای افرادی مختلف فرستاده بود، جزو وظایف ایشان بوده است.
با ریشه شناسی تحریم های فعلی به اطلاعات دقیقی از مکالمات و مذاکراتی که برای فشار بیشتر به ایران صورتن گرفته است می رسیم.
آنطور که مهدی محمدی در مقدمه مقاله مفصل خود درباره رژیم تحریمهای فعلی ایران، می نویسد این تحریم ها ریشه در قطعنامه 1929 شورای امنیت دارد که 25 خرداد 1389 (ژوئن 2010) صادر شد. نویسنده این مقاله به واقعیت های بسیاری اشاره می کند که در مذاکرات اروپایی آمریکایی برای اعمل تحریم ها رد و بدل شده است.
تمام تحریمهای یکجانبهای که اکنون بهعنوان تحریمهای موثر علیه ایران از آنها یاد میشود (تحریمهای انرژی و مالی) در واقع براساس زیرساخت حقوقی که در این قطعنامه ایجاد شد، اعمال شده است. اما این قطعنامه–چنانکه با جزئیات نشان خواهیم داد- اساسا نه یک قطعنامه هستهای است و نه با هدف واکنش نشان دادن به سیاستهای هستهای ایران اعمال شده است. قطعنامه 1929 که دقیقا در سالگرد فتنه 88 تصویب شد، محصول تعامل راهبردی آمریکا و متحدانش درباره نحوه کمک به فتنه 88 در ایران –که رو به افول نهاده بود- و یکی از خروجیهای بازنگری استراتژیک آمریکا در سیاست خود درباره ایران پس از فتنه 88 است. زمستان 88 و بهار 89 بحثهای مفصل و بسیار مهمی در آمریکا صورت گرفت در این باره که آمریکا چگونه باید با توجه به تحولات داخلی ایران، راهبرد خود را بازنویسی کند تا در تغییر محاسبات مردم و حاکمیت در ایران موفق باشد. این بازنگری، اگرچه در اصل یک فعالیت بشدت پنهان درون دولت آمریکا بوده است اما کاملا محرمانه نمانده و در همان ایام بخشهای مهمی از آن به محیط علنی و رسانهای راه یافت.
در واقع تصمیم به اینکه اعمال تحریمهای فلجکننده اقتصادی علیه ملت ایران، بهترین راه حمایت از جنبش سبز و جلوگیری از میرایی آن در محیط داخلی ایران است، محصول مباحث و مذاکراتی بسیار بلنددامنه در محیط سیاستگذاری استراتژیک دو حزبی آمریکا بوده که تا امروز به هیچوجه مورد مطالعه دقیق قرار نگرفته است. این در حالی است که اگر به ادبیاتی که در آن مقطع از سوی مقامهای رسمی، تحلیلگران، اندیشکدهها و رسانههای آمریکایی در این باره تولید شده مراجعه کنیم، به سرعت درخواهیم یافت این ادبیات از این حیث که به ما بگوید هدف واقعی اعمال تحریمها چه بوده و اساسا چه چیز آمریکاییها را متقاعد کرد تحریمهای خلع سلاحی را بدل به تحریمهای اقتصادی فلجکننده کنند، کاملا شفاف و صریح است. نه مقامهای دولتی آمریکا و نه رسانهها و تحلیلگران حامی آنها، در آن مقطع، ابهامی در این باره باقی نگذاشتهاند که هدف اصلی، اثرگذاری بر محیط داخلی ایران، احیا و قدرتمندسازی فتنه سبز و نهایتا محقق کردن اهداف کلان آمریکا در ایران از طریق این جنبش است.
حالا رییس جمهور برادرش را برای عیادت از یکی از همین خائنان به ملت، روانه می کند. به راستی کاسب تحریم کیست؟