"کارول" یک درام عاشقانه است و البته نه عاشقانه به شکل معمول که عشقی در مسیر رسمیت دادن به همجنسگرایی که متأسفانه سردمداران دول غرب از آن به عنوان حربه ای برای سرپوش گذاشتن بر کمبودهای دموکراتیک جوامع خود بهره می گیرند.
"کارول" را "تاد هاینس" ساخته؛ کارگردانی متولد انسینوی کالیفرنیا که در سالهای گذشته آثاری چون "ایمن"(1995)، "دور از بهشت"(2002) و ""من آنجا نیستم"(2007) را کارگردانی کرده است که دو فیلم "دور از بهشت" و "من آنجا نیستم" نامزدیهایی هم در جوایزی چون اسکار و اسپریت داشته اند.
فیلمنامه "کارول" را "فیلیس ناگی" براساس رمان "ارزش نمک" نوشته "پاتریشیا هایاسمیت" آمریکایی نگاشته است.
اگر به سوابق این خانم "پاتریشیا هایاسمیت" نگاهی بیندازیم متوجه میشویم که ایشان بیش از هر چیز به خاطر نگارش رمانی شناخته می شود با عنوان "بیگانگان در قطار" با مایه های روانکاوانه که مورد اقتباسهای فراوان نمایشی قرار گرفت و البته هیچکاک هم براساس آن فیلمی نسبتا مهیج خلق کرد. "آقای ریپلی بااستعداد" دیگر رمان شناخته شده هایاسمیت است که سینمایی شده است.
هایاسمیت "ارزش نمک" را در 1952 منتشر کرد و آن هم با اسم مستعار "کلر مورگان"! چراکه خودش هم می دانست به کار بردن مفاهیم همجنس گرایانه در دل اثر چیزی نیست که خوشامد مخاطبان قرار گیرد و همین شد که از ترس واکنشها این رمان را با اسم مستعار منتشر نمود و تا دهه 90 جرأت نکرد به افشای ماهیت واقعی خود به عنوان نویسنده رمان دست زند.
*نامزدی در 5 رشته از بهترین فیلم و کارگردانی تا بهترین بازیگری
حالا 63 سال بعد از انتشار رمان نامزدی گستره درامی برآمده از "ارزش نمک" را در یکی از پروپاگانداترین جوایز ایالات متحده می بینیم.
"کارول" در 5 رشته کاندیدای دریافت گلدن گلوب شده است که دو عنوان از این نامزدیها در مهمترین جوایز یعنی بهترین فیلم و بهترین کارگردانی است. یک نامزدی برای بهترین موسیقی ارژینال است و دو نامزدی دیگر هم برای بازیگری!
درباره نامزدی بازیگری این نکته جالب است که هر دو بازیگر اصلی "کارول" یعنی "کیت بلانشت" و "رونی مارا" که زن هستند(!) نامشان در بخش نامزدهای بهترین بازیگران زن گلدن گلوب 2016 دیده می شود.
این توجه انجمن منتقدان خارجی هالیوود به فیلم معنایی ندارد جز تلاش بیش از پیش برای توجه به فیلم در کنار توجه به هنرپیشههایی که در آن به ترویج امری مذموم یعنی همجنسگرایی می پردازند.

*"کارول" از چه سخن می گوید؟
"کارول" نه فقط سعی دارد در همجنسگرایی دو زن به عنوان آلترناتیوی بر روابط متعارف خانوادگی تمرکز کند که در طول فیلم کارگردان تا توانسته از مشکلاتی گفته است که دو زن محوری داستان با همسر یا نامزدهای خود داشته اند. این ترویج روابط غیرمتعارف میان همجنسها در شرایطی رخ می دهد که کمترین ربط منطقی برای افعال و حرکات کاراکترها تصویر نمی شود.
در "کارول" از یک سو با زنی جوان و علاقمند به عکاسی با نام "ترزی" روبروییم که به عنوان فروشنده در یک فروشگاه بزرگ مشغول به کار است و از طرف دیگر با زنی میانسال به نام "کارول" که به در ظاهر تشخص دارد اما در درون پر از کمبود است.
وجه اشتراک هر دو زن داستان یعنی دچار مشکل شدن با مردان زندگیشان است که این دو نفر را همراه هم می کند. "کارول" به دلیل آنچه بی توجهی همسرش به زندگی می دانسته علیرغم داشتن یک فرزند از او جدا می شود و "ترزی" نیز به دلیل خیانت نامزدش او را ترک می کند.
آشنایی این دو زن در یک فروشگاه رخ می دهد و دیری نمی گذرد که وجه مشترک آنها که مردگریزی است به کنار هم قرار گرفتن آنها، رفاقت شان و در نهایت عازم سفر شدن منجر میگردد. حین مسافرت است که رفاقت این دو نفر شکلی غیرمتعارف گرفته و آنها عاشق هم می شوند و به همجنس گرایی پناه می برند!
متأسفانه کارگردان کار "تاد هاینس" کمترین ربط منطقی موردنیاز برای هر درام واقع گرایانهای را در پیشبرد رابطه این دو زن دخالت نداده و شاید برای همین است که همه چیز میان این دو نفر کاملا تخت و قابل پیش بینی رقم می خورد.
البته که از جایی به بعد به ناگاه سروکله کارآگاهی که از سوی همسر سابق "کارول" اجیر شده تا علیه او مستندات جمع کند تا حضانت فرزند را از وی بگیرد هم در داستان پیدا می شود شاید برای اینکه مایه های تعلیق برانگیز اثر بیشتر شود.
با این حال همین حضور هم بیشتر از آن که ماجرا خلق کند درام را به سمت یکنواختی بیشتر پیش می برد چون بیش از پیش بر مظلومیت تصنعی زن میانسال تأکید می شود و همین، شعاری بودن اثر را بیشتر می کند.
*وقتی لابیهای پشت پرده جوایز را تقسیم می کنند
"کارول" ساخته شده تا شعار بدهد و کارگردان چون کاملا به ویژگیهای سفارشی که گرفته واقف بوده از مسیر فیلمنامه ای که "فیلیس ناگی" نوشته و 11 سالی کمپانی انگلیسی "فیلم4" مشغول سبک سنگین کردن آن برای تولید بوده کمترین انحرافی انجام نداده است!
همین که 11 سال یک کمپانی انگلیسی برای توسعه فیلمنامه وقت می گذارد و البته یکی دو بار هم کارگردان و تیم بازیگران را تغییر می دهد می تواند تأییدی باشد بر این فرضیه که حتی در دل غرب هم کار کردن بر روی چنین سوژه های ضداخلاقی ریسک بالایی را می طلبد.
شاید اینکه "فیلم4" برای تولید سراغ شریکی آمریکایی به نام "کیلرفیلمز" می رود هم ناشی از واهمه های برآمده از پسزنی مخاطب باشد.
"کارول" چه در کارگردانی، چه در فیلمنامه و چه در بازیها اثر درجه یکی نیست اما همچون هر اثر سفارشی دیگر حمایت لابیهایی را دارد که می خواهند با مطرح کردن چنین آثار درجه دویی به عنوان محصولات برتر سینمای جهان فقط و فقط تابوهای پرداختن به پدیده های غیراخلاقی در سینمای دنیا را بیش از پیش بشکنند.
اگر می بینیم بعد از نمونه هایی چون "کوهستان بروکبک" و "آبی گرمترین رنگ است" حالا گلدن گلوب 2016 یک حال حسابی به اثری دیگر با محوریت همجنسگرایی می دهد معنایی ندارد جز آن که برخلاف تصور ساده لوحان همچنان غلبه لابیهای سیاسی پشت پرده است که فصل جوایز را پیش می برد.
همان نگاهی که در چنین جوایزی به برتری اثری ضدایرانی چون "آرگو" می پردازد حالا هم بر ترویج یکی از شوم ترین رفتارهای اخلاقی یعنی همجنس گرایی می پردازد غافل از آن که این گونه سیاسی کردن اتفاقات هنری فقط و فقط از اعتبار جوایز می کاهد...