روزگار آرمانگرایان، دوباره فرا رسیده است و گواهی تاریخ درباره «تُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ» دوباره به صدر ماجرای روزگار ما آمده است و ماجرای جالب روزگار ما اینجاست که در یک دوران انقلابی 37 ساله، به فاصله 20 سال ماجرا درست در زمانی که فریادهای تسلط مادیگرایان بر زندگی عرفی ساکنان این سرزمین به آسمانها بلند شده است، مردمانی دوباره سربرآوردهاند که به چیزی جز «آرمان» در زندگیشان تکیه نکردهاند.
«مدافعان حرم»، آرمانگرایان دوران جدید ما، اثباتی برای افسانههای نقل شده درباره دهه 60 هستند. روزگاری که کسی باورش نمیشود، اما دوباره برگشته است.
شهید مرتضی زارع یکی از شهدای مدافع حرم است که در روزهای گذشته در نبرد با داعش بشهادت رسید. پیکر او همزمان با سالروز شهادت حضرت علی ابن موسی الرضا(علیه السلام) تشییع و دفن شد.
متن زیر را یکی از کاربران شبکههای مجازی نوشته که در آن خبر شهادت مرتضی و واکنشهای همسر شهید روایت شده است.
«دیروز تو ماشین داشتیم با دختر خالهام تو سر و کله هم میزدیم که خواهرم یهو بهت زده موبایلشو نشونم داد . نگاهم روی صفحه گوشیش خشک شد . نفسم بالا نمیومد ، جمله سه کلمهای که هرچی میخوندم نمیفهمیدم.
ملیحه دوستمون! یک ماه هم نشده که شوهرش رفته بود سوریه. بهش میگفتیم چطور راضی شدی که بره؟ گفت آخرش که چی وظیفشه باید بره! خودم راهیش کردم.
خودش راهیش کرد اما کسی از دل ملیحه خبر نداشت. اولین باری که سه روز پشت سرهم هیچ تماسی باهاش نگرفته بود ، تب کردو افتاد.
چند شب پیش بود که خواهرم باهاش تلفنی صحبت میکرد . برای اینکه دلداریش بده و از نگرانی درش بیاره .
میگفت شوهرش گفته اونجا همش بفکر همسرش ملیحه است. خواهرم خندیده و بهش گفته بود: خوووب پس دوز تعلقات مادیش هنوز بالاست ، خیالت تخت حالا حالاهاااا شهید نمیشه ، اما...
می گفت شوهرش بهش گفته دعاکنه اگه قراره باب شهادت بسته بشه دیگه برنگرده . میگفت دعا کنه امام زمان(عج) زودتر بیان چون شیعه اونجا خیلی مظلومه.
حالا ملیحه دختر آبادانی همیشه خندان و نمکی قصه ما تو سن بیست و هفت سالگی شده همسر شهید مدافع حرم . چه آسون توی کتابای خاطرات زمان جنگ میخوندیم که دخترا شوهراشونو بدرقه میکردن و میفرستادن جبهه. تو دلمون تحسینشون میکردیم و گاهی خودمونو جاشون میذاشتیم که حتما اگر من هم اونزمان بودم ... اما نه، قصه به این راحتیا نبود و نیست . دل بزرگی میخواد به بزرگی دل زینب(س).
ملیحه جان! فدای دل زینبی تو. گفته بودی مطمئنی شوهرت شهید میشه.»
