به گزارش خبرگزاری بسیج، شهید علیرضا قاسمی یکی از شهدایی است که در یادمان شهدای گمنام کوه سرخه شهرستان اراک جسمش آرمیده است ، پیکری که پس از 25 سال در عملیات درون مرزی توسط کمیته جستجوی مفقودین نیروهای مسلح کشف شد و از سال 87 تاکنون در کنار دیگر همرزمان خود در کوه سرخه اراک پیکر مطهرش به خاک سپرده شد.
مرحوم عزیز قاسمی پدر شهید قاسمی در 18 اردیبهشت سال 45 بود که نور دیده خود را در اغوش کشید و سعی کرد تا زمانی که این فرزند رشیدش قامت راست میکند در کنار او درس زندگی در مکتب اهل بیت(ع) را به او بیاموزد.
علیرضا روز به روز برومندتر میشد تا اینکه دشمنان رژیم بعث آرامش سرزمین مادریاش را بر هم زدند در سال چهارم دبیرستان مشغول تحصیل بود که مصمم شد به مانند دیگر دوستانش در برابر آنان که دست به خاک کشور دراز کردهاند ایستاده و دستشان را کوتاه کند.
عملیات "خیبر" نامش را احساس غرور را درونمان شعله ور میسازد عملیاتی تهاجمی از نیروهای مسلح ایران در جریان جنگ ایران و عراق که در سوم اسفند ماه ۱۳۶۲ آغاز شد و تا ۲۲ اسفند خواب را از چشم دشمنان ربود.
فاجعهای برای دولت بعث عراق که مجبور شد جزیره مجنون را از دست دهد، جزیره نفت خیز که میتوانست آمال و آرزوهای رزی مبعث را به بار نشاند، عملیات خیبر به آزاد سازی منطقه ای به وسعت یکهزار کیلومترمربع در هور، 140 کیلومتر مربع در جزایر مجنون و 40 کیلومتر مربع در طلائیه انجامید و عزم بین المللی را برای کنترل ایران و جلوگیری از شکست عراق کلید زد.
شهید علیرضا قاسمی از بسیجیانی بود که دوشا دوش دیگر مردان دلاور ایران زمین به رویارویی با دشمن بعثی پرداخت همرزمانش در لشگر 17 علیبن ابیطالب(ع) چه جوانمردانه ایستادند و بر سینه ظلم دست رد زدند، لشگری 17 علیبن ابیطالب(ع) اعضای آن با پیروی از مکتب مولای خود حضرزت علی(ع) توانستند آن را به لشگری پرآوازه مبدل سازند که در زمان جنگ در کنار حماسهآفرینیهای ماندگارش به گسترش سازمان رزمی سپاهپاسداران کمکهای بسیاری کرد.
یک روز از آغاز عملیات گذشته بود و روز دوم خورشید تابان سرکشیده بود و تاریکی را به عقب رانده بود که در این میان علیرضا قاسمی به شوق دیدار با پیامبر اسلام(ص) و دیگر یاران پرکشیدهاش جام شیرین شهادت را نوشید و روح پاکش از جزیره مجنون به اسمانها پر کشید.
حال پس از 8 سال از تدفین او در نورالشهداء اراک مادرش که هنوز امید به دیدار پیکر فرزندش دارد و ایمان دارد که خبری از فرزند میاید در اوج امید میشنود که فرزند برومندش در فاصلهای نزدیک از او قرار دارد.
خمین زادگاه پدری شهید قاسمی که پدر را پس از سالها زندگی در خرمشهر به سوی خود میکشاند این بار او را صدا میزند، در نهایت ازمایشات DNA هویت این شهید والامقام را احراز میکند و خبر به مادر میرسد.
اولین روز از زمستان انتظار به سر میرسد و پیک خوش خبر به سوی مادر سلام فرزند را میرساند، مادر که بیتاب در دیدار فرزند به سر میبرد منتظر است تا سختی سرمای زمستان رخصتی دهد تا او با پیکر مطهر فرزند که اکنون در بلندای کوه آرمیده را ببیند.
ثانیهها را میشمارد ولی هنوز دیدار حاصل نشده است اما مادر میداند که مردم سرزمین آفتاب نمیگذارند که فرزندش تنها بماند.
سرهنگ پاسدار فرهاد شامحمدی در گفتوگو با خبرگزاری بسیج با اشاره به زمان حضور مادر بر مزار شهید قاسمی اظهار داشت: در بازدیدی که از مزار این شهید والامقام صورت گرفت معلوم شد که به سبب بارش برف مسیر تردد از شرایط مناسبی برخوردا نیست.
وی افزود: امکان تردد در مسیر در حال حاضر وجود نداشته و خانواده شهید قاسمی بایستی تا فراهم شدن شرایط همچنان صبر پیشه کنند.
مدیرکل حفظ اثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس تصریح کرد: در اولین فرصت که شرایط برای تردد فراهم شود به خانواده شهید اطلاع داده شده و آنان نیز مورد استقبال شهروندان اراکی قرار خواهند گرفت و بر مزار شهید حاضر میشوند.
شهید قاسمی در حقیقت سومین شهیدی مدفون شده در شهرستان اراک است که در سال 94 هویتش احراز شده است.
خوش دارم گمنام باشم تا در غوغای کشمکش
های پوچ مدفون نشوم
بخش از وصیتنامه شهید قاسمی به نقل از شهود، این شهید گلگون کفن در وصیت نامه خود آورده است ، باید خدا و قرآن را شناخت و با پوست وگوشت خود شهادت را لمس کرد و یا به عبارت دیگر از مرحله ایمان و جهاد گذشت تا به مرز شهادت رسید.
شهید قاسمی در وصیت نامه خود خطاب به پدر و مادرش گفته است: نمی دانم شهادت، سعادت من می شود یا نه. اما اکنون که به جبهه حق علیه باطل آمده ام تا با نفس سرکشم مبارزه کنم امیدوارم که با یک پیروزی کامل برای اسلام و قرآن جان بی ارزشم را به آفریننده خود تسلیم کنم .
این شهید بزرگوار به والدین خود سفارش کرده، هر وقت که به یاد من افتادید و خواستید گریه کنید برای آن طفل شش ماهه امام حسین (ع )گریه کنید که آن طفل در آن روز هدف تیر دشمن قرار گرفت و شما پیرو همان مکتب هستید.
شهید قاسمی خطاب به مادر خود گفته است: مگر سیدالشهدا (ع) و یارانش در روز عاشورا برای اسلام به شهادت نرسیدند، مگر دو دست حضرت عباس را از بدن جدا نکردند، مگر علی اکبر و قاسم (ع )کشته نشدند و مگر خدا در قرآن نفرموده ،خداوند آن کسانی را دوست می دارد که در راه او در یک صف بجنگند پس ما نیز بر همین اساس در این دنیای خاکی بر دشمنان یورش می بریم ، پس اگر در راه خدا به شهادت رسیدم مانند زینب صبر پیشه کنید.
این شهید مفقود الجسد در وصیت نامه خود آورده است: خوش دارم گمنام باشم تا در غوغای کشمکش های پوچ مدفون نشوم ، خدایا دردمندم، روحم از شدت درد می سوزد و قلبم می خروشد ،احساس، شعله می کشد و بند بند وجودم از شدت درد ضجه می زند زیرا در بستر مرگ آسایش بخش خسته شده ام ، دلشکسته ام دیگر آرزویی ندارم احساس می کنم که این دنیا دیگر جای من نیست می خواهم با خدای خود تنها باشم، خدایا بسوی تو می آیم مرا بپذیر.
پدر این شهدی بزرگوار می گوید: علیرضا بسیار رئوف بود، صداقتش عصای دستم بود ما جنگ زده خرمشهر بودیم و به خمین مهاجرت کرده بودیم علیرضا همیشه می گفت دوست دارم خانه و شهرم را از دشمن بگیرم.
انتهای پیام/