آیا میخواهند شیوه حکومت جاهلیت را باز گردانند؟! (قرآنکریم س مائده ی۵۰)
به گزارش خبرگزاری
بسیج،در
برخی آیات قرآنکریم، آنجا که سخن از تبرّج و جلوهگری زنان به میان
میآید، با نهی صریح و هشدار، از درافتادن به وادی رفتار و آداب دوران
جاهلیت با مسئله برخورد میکند: «همچون دوران جاهلیت نخستین، به تبرّج و
ظاهر شدن در بین مردان نپردازید» (س احزاب ی۳۳) آنگاه در ادامه همین آیات،
در آیه ۵۳ ساز و کار ضروری جهت پیشگیری از ارتداد از ایمان به کفر و از
اسلام به جاهلیت را اینگونه ترسیم مینماید: «هنگامی که میخواهید چیزی از
زنان بخواهید، طوری عمل کنید که میانتان حجاب باشد و از پشتپرده با آنان
تکلّم کنید. این روش برای حفظ پاگی دلهای شما و دلهای آنان نیکوتر است»
همین قبیل آیات و سخنان ائمههدی از مهمترین منابعی بوده که با اتکا به آن
کارشناسان زبده مسایل دینی، مجتهدان، به اجتهاد و ارائه دستورالعملهای شرع
مقدس پیرامون مسئله تعامل و اختلاط اجتماعی زن و مرد بپردازند و احکام آن
را مشروحاً در رسالههای عملیه برای مسلمانان بیان کنند. نمونه عملی آن نیز
همان رفتار مشهور و متواتر و مستندی است که حضرت امام(ره) در تفکیک
نوادهها هنگامی که به منزل ایشان میآمدند روا میداشت و دستور به تفکیک
دختران و پسران فامیل از یکدیگر میداد.
روزنامه اصلاحاتی «شرق»
مورخ ۳/۱۱/۹۴ در صفحه ۱۷، طی مقالهای با استناد به گزارش معاونت امور زنان
ریاست جمهوری مینویسد: «مدیریت و کنترل اجتماعی که سالهاست در کشور
انجام میشود، چیزی جز تأثیر منفی نخواهد داشت...»
نویسنده به نقل
از «دبیرکارگروه بهداشت معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری» دلیل این
مسئله را چنین ذکر میکند: «این نسلی را که در دنیای اطلاعات زندگی میکند،
نمیتوانیم در یک چارچوب قرار دهیم و بگوئیم در این چارچوب عمل کن.
حال سئوال این است که آیا تفکیک جنسیتی و جدا کردن دختران و پسران از
دانشگاه و یا هر محیط دیگری توانسته است به تداوم خانواده کمک کند... آنچه
میبینیم این است که دختر و پسری که شناختی از هم ندارند و فرصت اینکه در
جامعه باهم باشند را نداشتهاند و به خاطر اینکه خودشان را بیشتر بشناسند
به زیرزمینها و مکانهایی دور از چشم خانواده و اجتماع میروند تا هم را
بشناسند و این مسئله آنان را دچار دو معضل میکند...»
پیجویان
مسایل فرهنگی و اجتماعی کشور به خوبی واقفند که این دست اظهارات از معاونت
زنان و خانواده دولت روحانی نه اولین است و نه آخرین. و به عنوان نمونه
باید به برگزاری همایش رسمیت بخشیدن به روسپیگری در دهه اول محرم گذشته
اشاره کرد، که راهحل مشکلات اجتماعی و ازدواج جوانان را در قبحزدائی و
رسمیتبخشی به فحشاء و تنفروشی و تبدیل آن به یک هنجار پذیرفته شده
اجتماعی پی میگرفت. از جمله راهحلیهای توصیه شده در این همایش آن بود
که زنان تنفروش، «کارگر جنسی» هستند و نه روسپی و باید آنان را تحت پوشش
بهداشتی گرفت و مرتباً با انجام آزمایشات پزشکی از ابتلای آنان به ایدز
آسوده خاطر شد تا....
آری از دیدگاه حضرات معاونت زنان روحانی
«خودکشی از ترس مرگ» نه تنها پسندیده است، بلکه آنچنان منطقی و عقلائی است
که مبنا و پایه تحلیلهای آسیبشناختی در حوزه مسایل زنان قرار میگیرد،
چنانچه شاهدید!
در ورای مناقشات فراوانی که به این شیوه گفتار و
عملکردهای مبتنی بر آن وارد است، اما یک مسئله مهم در این بین آن است که
بالاخره تکلیف پسر و دختر جوان مسلمانی که در کشاکش دستورات شرع مقدس و
نظراتی از این دست قرار میگیرند کدام است؟ آیا باید دست روی دست گذاشت تا
همانند جاهلیت ستمشاهی جوانان ما، مسلمان و متدین به دانشگاه رفته و لاقید و
لا مذهب، برای رهبری و مدیریت به جامعه باز گردند؟! همانگونه که امام راحل
در توصیف چنین دانشگاهی به کرّات و مرّات هشدار داده بودند؟!
بصیرت و
دشمنشناسی، کینهتوزان دیرینه نسبت به اسلام و مسلمانان به ویژه در دوران
استعمار نو و افشاء و طرد عوامل نفوذی و نقابدار آن از پیکره دولت و اجتماع
یگانه راه است.
سکولاریسم به مثابه هلاکتبارترین حربه دشمنان ملحد
مسلمین، دیری است که توسط خودباختگان سیاسی مقلّد و وابسته، ترویج و عملاً
اجرائی میشود. در منطق سکولاریسم، اگر با قدرت قانون جلوی الحاد را بگیری و
با قدرت قانونگذاری جلوی بیبندوباری جنسی را بگیری، به حریم آزادی تجاوز
کردهای و لا جرم بنیادگرا، تروریست و دشمن آزادی شدهای.
وسرانجام
آنکه تقابل و تعارض اسلام و سکولاریسم به لحاظ اهداف چنان است که در اولی
برپایی «جامعه انسانی» که گاهی هم خطا در آن واقع میشود ولی اصل نیست، هدف
است و در دومی ایجاد یک «جامعه حیوانی» که اصل در آن خطا و گناه است و
دوری از گناه، حالت استثنائی است، هدف است. و در این میان به فضلالهی
عوامل نفوذی حزب منحوس و منحلهای که رسماً به دنبال اجرائی ساختن
آموزشهای سکولاریستی در جامعه مسلمان هستند، از نگاهها پنهان نمانده و
لحظهای از مبارزه و افشای شگردهای آنان باز نمیایستیم.
منبع: صراط