پس چگونه ممکن است خروج سفیانی در آخر الزمان، و در آستانه ظهور امام مهدی
علیه السلام، محل تردید باشد اما بنا بر گفته محدثان شیعه و اهل سنت،
سفیانی و خسف بیداء لشکر سفیانی در آخرالزمان و قبل از ظهور امام عصر، جزو
احادیث متواتر اسلامی باشد؟. حتی اگر در خروج سفیانی قبل از ظهور، شک کنیم و
اعلام کنیم سفیانی در طول تاریخ اسلام اتفاق افتاده، در این فرضیه، تناقض
خواهد شد که چگونه سفیانی در گذشته رخ داده اما خسف بیداء و فرو رفتن لشکر
سفیانی در منطقه بیداء بنابر تصریح روایات و متواترات اسلامی در منابع شیعه
و اهل سنت، در آینده و در هنگام ظهور حضرت مهدی علیه السلام، رخ خواهد
داد؟
از این رو جای هیچ مناقشه ای در باره اصل وجود سفیانی در
آینده و فرو رفتن لشکر اعزامی سفیانی به حجاز (خسف بیداء) به عنوان دو
نشانه مهم و علامت حتمی ظهور، وجود ندارد.
اقوال درباره سفیانی
اما در مقابل نظر مشهور شیعه که معتقدند اصل وجود سفیانی و تفاصیل و
جزئیات آن در روایات معتبری نقل شده است، گروه اندکی، بر اصل وجود روایات
سفیانی صحه گذاشته و اما ذکر کرده اند که جزئیات و تفاصیل مربوط به سفیانی
قابل اثبات نیست. بنابراین به دلیل اشکالات سندی احادیث سفیانی، آشفتگی و
تعارض روایات با یکدیگر، شباهت با سفیانی های که در طول تاریخ به وقوع
پیوسته و ربطی به آینده ندارد، و جعل بنی عباس و بنی امیه در موضوع سفیانی و
جنگ قدرت حاکمان بنی عباس و بنی امیه بر سر خلافت اسلامی، قابل اثبات نیست
و تنها اصل وجود سفیانی را میتوان پذیرفت.
همچنین، در مقابل نظریه
سفیانی شخصی، برخی معتقد به سفیانی نوعی و سمبلیک (نمادین) هستند. همچنین
گروه اندکی، معتقدند، احادیث سفیانی جعلی است و بنی امیه برای بازگشت
آلابیسفیان به قدرت و خلافت اسلامی، احادیث سفیانی را جعل کردند. و از
طرف دیگر بنی عباس، برای حق جلوه دادن و معرفی حکومت خویش به عنوان حکومت
موعود، در اخبار و احادیث سفیانی و پرچم های سیاه و نسب امام مهدی، تصرف
کرده و برخی روایات سفیانی را جعل کردند و خواستند ظهور سفیانی، را به
عنوان نشانه حق بودن حکومت خویش، معرفی کنند.
در مجموع، 4 نظریه در موضوع سفیانی، مطرح می باشد:
1. قول مشهور شیعه که سفیانی به عنوان علامت حتمی ظهور امام مهدی علیه
السلام، در حد تواتر، می باشد. و جزئیات و تفاصیل سفیانی نیز در احادیث
معتبر گزارش شده است.
2. اصل وجود سفیانی متواتر معنوی است اما جزئیات و تفاصیل مربوط به آن قابل اثبات نیست.
3. احادیث سفیانی جعلی است و اعتباری ندارد.
4. سفیانی، به عنوان نماد جبهه باطل می باشد و نمادین و سمبلیک است.
بنابراین سفیانی شخصی، معنایی ندارد و باید به سفیانی نوعی معتقد بود.
در ادامه، این 4 نظریه را نقد و بررسی و قول صحیح که همان نظر مشهور شیعه است را به تفصیل مطرح خواهیم کرد.
حتمی بودن خروج سفیانی
در روایات اسلامی به حتمی بودن خروج سفیانی اشاره شده است؛ این مطلب در
روایات متعدد و معتبری با تعابیر مختلفی چون: «محتوم»، «لابدّمنه»، «حتم
من الله»، «لابدّ ان یکون»، «لایکون قائم إلا بسفیانی»، «من قبل قیام
القائم»، «خمس قبل قیام القائم» و «خمس علامات محتومات» و ... بیان شده
است.
امام سجاد علیه السلام در حدیث معتبر فرموده¬اند:
...
إِنَ أَمْرَ الْقَائِمِ حَتْمٌ مِنَ اللَّهِ، وَ أَمْرُ
السُّفْیَانِیِ حَتْمٌ مِنَ اللَّهِ، وَ لَا یَکُونُ قَائِمٌ إِلَّا
بِسُفْیَانِی. [4]
... قیام قائم از ناحیه خداوند قطعی است و خروج سفیانی نیز قطعی است. هرگز قیام قائم بدون سفیانی نخواهد بود.
از جمله در روایتی از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است:
السُّفْیَانِیُّ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ خُرُوجُهُ فِی رَجَب. [5]
سفیانی از علایم حتمی است و قیام او در ماه رجب خواهد بود.
و در کتاب الغیبه نعمانی، از امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه ﴿ثم قضی اجلا و اجل مسمی عنده﴾ [6] نقل شده است:
إِنَّهُمَا أَجَلَانِ: أَجَلٌ مَحْتُومٌ وَ أَجَلٌ مَوْقُوفٌ. قَالَ
لَهُ حُمْرَانُ: مَا الْمَحْتُومُ؟ قَالَ الَّذِی لَا یَکُونُ غَیْرُهُ.
قَالَ: وَ مَا الْمَوْقُوفُ؟ قَالَ: هُوَ الَّذِی لِلَّهِ فِیهِ
الْمَشِیَّةُ. قَالَ حُمْرَانُ: إِنِّی لَأَرْجُو أَنْ یَکُونَ أَجَلُ
السُّفْیَانِیِّ مِنَ الْمَوْقُوفِ. فَقَالَ: أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام
لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ مِنَ الْمَحْتُومِ. [7]
آنها دو اجلاند: اجل محتوم و تغییرناپذیر و اجل موقوف و مشروط. حمران پرسید: اجل محتوم چیست؟ فرمود: اجلی که جز آن نخواهد شد. حمران عرض کرد: اجل موقوف و مشروط چیست؟ فرمود: آنچه اراده خداوند در آن راه دارد و قابل تقدیم و تاخیر و برطرف شدن است. حمران عرض کرد: امیدوارم قیام سفیانی از علایم موقوف و مشروطی باشد که بدا در آن راه دارد! امام فرمودند: به خدا سوگند که چنین نیست، او از علایم حتمی است.[8]
در این روایت، امام باقر علیهالسلام اجل مسمّی را به اجل محتوم تفسیر کرده¬اند، و سپس سفیانی را جزو محتوم¬ها دانستهاند.
از تقابل میان علایم موقوف و حتمی که در این روایات آمده، برمیآید که
سفیانی از دایره علایم موقوف، خارج است. بنابراین، حمل این نشانه محتوم بر
آنچه که احتمال بدا در آن راه دارد، به نوعی وارد کردن علائم محتوم به
دایره علائم موقوف است که بر خلاف ظاهر روایات سفیانی می باشد. بلکه نتیجه
این سخن، به نوعی موجب لغو بودن تقسیم علائم ظهور به حتمی و غیر حتمی است.
در حالیکه نص روایات اسلامی، نشانه های ظهور را به دو دسته حتمی و موقوف
(غیرحتمی) تقسیم کرده اند. و میتوان گفت در علائم حتمی ظهور، بداء راه
ندارد اما علائم غیر حتمی، ممکن است مشمول حکم بداء شوند.
امام صادق علیه السلام نیز در این خصوص در روایت معتبر فرموده¬اند:
مِنَ الْأَمْرِ مَحْتُومٌ وَ مِنْهُ مَا لَیْسَ بِمَحْتُومٍ وَ مِنَ الْمَحْتُومِ خُرُوجُ السُّفْیَانِیِ فِی رَجَبٍ. [9]
برخی از امور محتوم و تغییر ناپذیرند و برخیشان غیر محتوم است. قیام سفیانی در ماه رجب، از علایم حتمی است.
و نیز امام باقر علیه السلام در حدیث دیگری فرموده¬اند:
إِنَ
مِنَ الْأُمُورِ أُمُوراً مَوْقُوفَةً وَ أُمُوراً مَحْتُومَةً وَ إِنَّ
السُّفْیَانِیَّ مِنَ الْمَحْتُومِ الَّذِی لَا بُدَّ مِنْهُ. [10]
برخی از امور موقوف و مشروط¬اند و برخی محتوم و تغییر ناپذیر، و سفیانی از علایم حتمی است که بی¬تردید رخ خواهد داد.
و در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
مِنَ
الْمَحْتُومِ الَّذِی لَا بُدَّ أَنْ یَکُونَ مِنْ قَبْلِ قِیَامِ
الْقَائِمِ خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ وَ خَسْفٌ بِالْبَیْدَاءِ وَ قَتْلُ
النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ وَ الْمُنَادِی مِنَ السَّمَاء. [11]
از حتمیاتی که پیش از قیام قائم خواهند بود: سفیانی، فرورفتن (لشکر سفیانی) در بیداء، قتل نفس زکیه، و ندای آسمانی است.
در روایت معتبر، ابوحمزه ثمالی از امام صادق درباره جمله ای از امام باقر
علیه السلام درباره سفیانی، پرسش می کند و با تاکید و تایید امام صادق علیه
السلام، در حتمی بودن خروج سفیانی، مواجه می شود.
قُلْتُ لِأَبِی
عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام کَانَ
یَقُولُ إِنَ خُرُوجَ السُّفْیَانِیِ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ
قَالَ لِی نَعَم ... .[12]
ابو حمزه ثمالی ، نقل می کند که به
امام صادق علیه السلام عرض کردم که پدر شما، امام باقر پیوسته میفرمود:
قیام سفیانی از امور حتمی است. امام صادق فرمودند: آری، همینطور است ... .
نکته ای که در این روایت قابل توجه است عبارت "کان یقول" می باشد. یعنی
"پیوسته می فرمود" و این نشانگر تاکید بر حتمی بودن خروج سفیانی در لسان
ائمه می باشد.
از طرفی در روایات، سفیانی در کنار نشانه های حتمی ظهور
امام عصر، قرار گرفته و منحصر شده است. از جمله در روایتی از امام صادق
علیه السلام نقل شده است:
خَمْسٌ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ:
الْیَمَانِیُّ وَ السُّفْیَانِیُّ وَ الْمُنَادِی یُنَادِی مِنَ السَّمَاءِ
وَ خَسْفٌ بِالْبَیْدَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّة. [13]
پیش از قیام قائم پنج نشانه است: یمانی، سفیانی، نداء آسمانی، خسف بیداء، قتل نفس زکیه.
نکته پایانی
در عصر ظهور، منطقه شام در خاورمیانه، آبستن حوادث است و اختلافات شدیدی
بین گروه ها و پرچم های مختلف، در حال وقوع است، بعد از زمین لرزه بزرگ و
خسف منطقه حرستا یا جابیه در کشور سوریه، منطقه شام، آماده خروج سفیانی
میشود. سفیانی بعد از خروج، شش ماه می جنگد و نه ماه هم بر الکور الخمس در
منطقه شام، حکومت خواهد کرد. سفیانی ابتدا در منطقه شام و دمشق، بر همه
دشمنان داخلی اش، ابقع و اصهب، پیروز شده و تمام مردمان منطقه شام به غیر
از شیعیان، به اطاعت و پیروی از او درخواهند آمد. او بعد از پیروزی بر اصهب
و ابقع، و تثبیت موقعیت خویش در مرکز حکومت خویش، دمشق، آماده حمله به
شیعیان و مراکز مهمی شیعی در عراق و حجاز، خواهد شد.
یکی از
اساسیترین اهداف قیام سفیانی، حمله به مناطق شیعهنشین و کشتار شیعیان و
حمله به مراکز مقدسه شیعه در کشور عراق، است. تأثیر این رخداد عظیم در کیان
تشیع و تهدیدی که از ناحیه سفیانی متوجه شیعیان جهان میشود، بررسی ابعاد
این ماجرا و آگاهی از زوایای مختلف آن را ضروری مینماید.
پی نوشت:
[1] . نعمانی، الغیبۀ، ص 282. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج 3، ص 88.
[2] . صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج 3، ص 88.
[3] . متقی هندی، البرهان فی علامات المهدی، ص 112.
[4] . حمیری، قرب الاسناد، ص374.
[5] . شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 650.
[6] . سوره انعام، آیه2.
[7] . نعمانی، الغیبه، ص 301. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 249،
[8] . عاملی، دراسة علامات الظهور، ص 45.
[9] . نعمانی، الغیبۀ، ص 300.
[10] . نعمانی، الغیبۀ، ص 301.
[11] . نعمانی، الغیبه، ص264.
[12]. شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص652.
[13] . شیخ طوسی، الغیبه، ص436.