ديار
آفتاب سوخته خوزستان بلحاظ موقعيت خاص اقليمي و قرار گرفتن در منطقهاي
گرم و مرطوب هرسال زودتر از ديگر مناطق كشور به استقبال بهار ميرود، بهاري
پرطراوت و سرسبز كه حيات تازهاي را براي مردم مقاوم، سختكوش و صبور آن
نويد ميدهد و در چنين فصلي در گستره سرزمينش رد پاي دلاورمردان عرصههاي
هشتسال دفاع مقدس را بهتر ميتوان ديد و حماسه مقاومت و پايداري را در
قطعه قطعه خاكش بيشتر ميتوان احساس كرد. از اين رو نيمه دوم اسفند تا نيمه
دوم فروردين، شايد بهترين زمان براي سفر راهيان نور به سرزمين حماسهساز
خوزستان باشد. در روزهاي آخر اسفند گذشته كه هنوز پيكر استوار خوزستان زير
تازيانه گرما قرار نگرفته و از شرجي نفسگير هوا هم خبري نبود. فرصت مناسبي
براي جمعي از خبرنگاران رسانهها مهيّا شد تا در سفري كوتاه، اما پربار
راهي خوزستان شوند و همراه با كاروانهاي راهيان نور در مناطق عملياتي حضور
يابند، سفري كه براي تني چند از خبرنگاران كه در سالهاي دفاعمقدس در
قالب رزمنده يا خبرنگار خود در جبهههاي نبرد حضور داشتند، تجديد خاطرهاي
دلپذير بود.
نگاهي اجمالي به استان زرخيز خوزستان گوياي اين واقعيت است كه اين استان
حماسهساز 22 سال پس از جنگ تحميلي به عنوان منطقهاي كه بار اصلي جنگ را
به دوش كشيد و با تحمل خساراتي سنگين تا قلههاي فتح و پيروزي پيش رفت،
امروز حياتي تازه يافته و آن سرزمين آتش و خون اينك به دياري سرسبز و آرام
تبديل شده است.
نیروهی مردمی نخستين روزهاي جنگ تحميلي بهعنوان پيشقراولان عرصه نبرد
براي دفاع از تماميت ارضي كشور در مقابل دشمن مجهز بعثي سينه سپر كردند و
در خطوط مقدم جبهه آنقدر ماندگار شدند و پايداري كردند تا ساير نيروهاي
مردمي سازماندهي شوند و به ياري آنان بشتابند.
در حاشيه كرخه
بيست و دو سال پس از جنگ تحميلي هنوز هم وقتي از حريم شهر خارج ميشوي و در
جادههاي باريك منتهي به مناطق عمليات جنوب گذر ميكني، درمييابي كه به
رغم تمامي شنيدهها و خواندههايت، دفاع مقدس باز هم ناگفتههايي دارد كه
شنيدنش پنجرههايي تازه به دنياي معنويت و ايثار مقابل ديدگانت ميگشايد.
روايت روزهاي آغازين جنگ تحميلي از زبان راوياني كه خود همراه رزمندگان
اسلام وجب به وجب خاك خوزستان را درنورديده و در كوره جنگ آبديده شدهاند،
ابعاد معنوي و حماسي هشتسال دفاع مقدس را شفافتر ميكند.
براي حضور در منطقه موسيان بايد از كرخه عبور كرد. كرخه در بهار لبريز از
آب است. با گذر از پل آهني كرخه در سايهسار درختاني كه در كنار يك پاسگاه
باقي مانده از دوران جنگ تحميلي به شكوفه نشستهاند پناه ميگيريم. سرهنگ
حيدري از نيروي زميني كه اينك به افتخار بازنشستگي نائل آمده است همراه با
همكار ديگرش سرهنگ اسماعيلي كه به قول خودش چند ماه ديگر به اين افتخار
نائل خواهد شد، از وقايع جنگ تحميلي در اين سو و آن سوي كرخه سخن ميگويند.
او وقتي سخن از ويژگيهاي كرخه و مشكلات عبور از آن در روزهاي اوج دفاع
مقدس به ميان ميآورد، به آبهاي زلال كرخه اشاره ميكند و ميگويد: به
ظاهر آرام آب نگاه نكنيد، عمق و سرعت جريان آب به حدي است كه امكان عبور از
عرض اين رودخانه حتي با قايقهاي عادي هم ميسّر نيست، حال تصور كنيد كه
زير باران انواع گلولهها قرار داريد و ميخواهيد به آن سوي رودخانهها
برويد و ناگزير هستيد پل بزنيد، اما يگانهاي فني مهندسي نيروي زميني در آن
شرايط دشوار توانستند در اين قسمت از كرخه با ابتكار و خلاقيتي كه داشتند،
در كمترين زمان پل احداث كنند و رزمندگان سلحشور اسلام را از آن عبور
دهند.سرهنگ حيدري در ادامه صحبتهاي خود به غرب كرخه اشاره ميكند و
ميگويد: اينجا منطقهاي است كه در نخستين روز بهار سال 61 برادران رزمنده
شما عمليات امام مهدي(عج) را انجام دادند. اين عمليات تحت فرماندهي مشترك
سپاه وارتش انجام شد.
اومي افزايد: رزمندگان اسلام در اين جبهه خط دفاعي تشكيل دادند و عمليات امام مهدي(عج) را برنامهريزي و اجرا كردند.
او با تشريح موقعيت استراتژي منطقه در آن زمان ميگويد: در يك مرحله
رزمندگان در عمليات امام مهدي(عج) قصد تصرف سنگرهاي دشمن را داشتند كه در
كمين نيروهاي دشمن گرفتار شدند و بسياري از آنها در اين محل به شهادت
رسيدند. به اين سبب در نزديكي اين منطقه بقاياي سنگري وجود دارد كه متعلق
به شهيد صيادشيرازي فرمانده دلاور نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران در
سالهاي نخست دفاع مقدس است.
فكّه
فكه، جايي كه كربلاي ايران نام گرفته است و زماني نبض جنگ در آن طپش بيشتري
داشت. منطقهاي رملي با شنهاي روان، محدودهاي گسترده با تپه ماهورهاي
كمارتفاع، كه گويي آن را براي عرصه كارزار ساختهاند. فكه در شمال غرب
خوزستان قرار گرفته است و از شمال به چنانه و از غرب به خط مرزي محدود
ميشود و جنوب آن تا تنگه چزابه و بستان ادامه مييابد.
فكه بلحاظ موقعيت خاص استراتژيكي، بهترين معبر براي هجوم ناجوانمردانه دشمن
به خاك مقدس جمهوري اسلامي ايران بود و همين موقعيت به دشمن اين امكان را
داد تا بتواند خود را تا كنار رودخانه كرخه برساند كه البته دستيابي به اين
هدف خيلي هم ساده نبود، چرا كه رزمندگان پرتوان اسلام تا آنجا كه در توان
داشتند به مقابله با آنان پرداختند.
فكه در طول جنگ هشت ساله شاهد دو عمليات بزرگ و دو عمليات كوچك بود، عمليات
والفجر مقدماتي و والفجر يك، دو عمليات بزرگ فكه بودند كه اولي در بهمن
سال 61 و دومي در فروردين 62 انجام شد. دو عمليات كوچك «ظفر4 و عاشوراي3»
هم به ترتيب در تير و مرداد سال 63 با هدف انهدام يكانهاي رزمي عراق به
انجام رسيد.
حسين باقري فرمانده اطلاعات و عمليات قرارگاه خاتمالانبياء و فرمانده
نيروي زميني سپاه و چند نفر ديگر از جمله مجيد بقايي فرمانده قرارگاه كربلا
از شهداي والفجر مقدماتي بودند.
در عمليات والفجر مقدماتي 13 يكان از سپاه پاسداران و 3 يكان از ارتش
جمهوري اسلامي ايران شركت داشتند كه در قالب 48 گردان سپاه و 16 گردان از
ارتش به جنگ 80 گردان عراقي رفتند.
اين عمليات يكي از شديدترين عمليات جنگي سال 61 بود كه از نيمه شب شروع شد و
موفقيتهاي بزرگي براي كشورمان همراه داشت. در والفجر مقدماتي 80 دستگاه
تانك و نفربر دشمن منهدم شد، 120 دستگاه خودرو و تعداد زيادي سلاح سبك و
سنگين دشمن از بين رفت، پنج فروند هواپيماي دشمن ساقط و بيش از 4620 نفر از
نيروهاي دشمن كشته، زخمي يا اسير شدند.
ادامه دارد