حس کنجکاوی ام گل کرد. جلو رفتم آنچه می دیدم و میشنیدم برایم خیلی جالب بود. اینکه این جماعت زن و مرد هزار کیلومتر راه طی کرده تا به اینجا رسیده اند. از مردی مسن پرسیدم برای چه آمده و چه خبر است؟ با لب خندان و خوشحال گفت: پسرم آمده اینجا که زندگی مشترک خودش را شروع کند. پسرم و عروسم از همان اول هم می خواستند اینجا با هم عقد کنند.
همه زائران راهیان نور که در یادمان بودند جمع شده بودند و صلوات می فرستادند. کنار شهدای گمنام یادمان خطبه عقد ازدواج خوانده شد و زمانی که عروس و داماد بله را گفتند همه صلوات فرستادند. همه برای تبریک سراغ عروس و داماد رفتند.
محمود آوینی و اکرم السادات لاری این زوج
جوان هستند که در خصوص این اقدام خود می گویند: ما از ابتدا به نیت برگزاری
مراسم عقد در محضر شهدا به اتفاق خانوادههای خود در قالب یک کاروان
فامیلی به این سرزمین مقدس آمدیم تا این پیام را به همگان برسانیم که شهدا
فراموش نشده و نخواهند شد.