سال ۹۵، سا ل فاطمي
اين سال، داراي اين خصوصيت است که هم در آغازِ آن، ولادت با سعادت فاطمهي زهرا (سلام الله عليها) است - برحسب ماههاي قمري - و هم بار ديگر در پايان اين سال، مصادف است با همين ولادت مکرّم و معزّز. از خداوند متعال ميخواهيم که به يمن وجود فاطمهي زهرا (سلام الله عليها) که بانوي دو سرا و سيدهي نساء عالمين است، اين سال را براي ملّت ايران و براي همهي مسلمانان عالم و محبّان اهلبيت مبارک کند و از برکات اين ولادت مکرّم، انشاءالله همه استفاده کنند و بهره ببرند.
ترجيح نامگذاري امسال با شعاري اقتصادي نسبت به شعارهاي فرهنگي
آنچه عرض ميکنيم مايليم که براي افکار مردم عزيز ما بهصورت يک بحث متقن و منطقي عرضه بشود. علت اينکه [شعار] امسال را هم شعار اقتصادي انتخاب کرديم، (۲) يک تحليل و يک نگاه به مجموعهي مسائل کشور است.
شايد در ذهن بعضي ميگذشت که ترجيح دارد که شعار امسال يک شعار فرهنگي باشد، يا يک شعار اخلاقي باشد لکن با توجّه به مجموعهي مسائل کشور به نظر رسيد امسال هم مثل چند سال ديگرِ قبل از اين، شعار سال را که بايد بهصورت گفتماني در ميان مردم و افکار عمومي کشور رواج پيدا کند، يک شعار اقتصادي قرار بدهيم. اين تحليل را من عرض ميکنم و مايلم جوانان عزيز ما آنچه را ميشنوند پيش خودشان تجزيه و تحليل کنند و بر روي آن فکر کنند.
القاء دشمن مبني بر قرار گرفتن ملت ايران در دوراهي فلاکت و تسليم در برابر آمريکا
در اين مقطع زماني، سياستهاي استکبار و بخصوص و بهطور خاص سياستهاي آمريکا اقتضا ميکند که يک تفکري تزريق بشود در ميان ملّت ما؛ اول در ميان نخبگان جامعه و بعد از آن به تدريج به افکار عمومي منتقل بشود؛ يک تفکر خاصّي تزريق بشود به افکار عمومي. آن سياستي که مورد نظر آنها است اين است که وانمود کنند ملّت ايران بر سر يک دوراهي قرار دارد و چارهاي ندارد جز اينکه يکي از اين دو راه را انتخاب کند. آن دوراهي عبارت است از اينکه يا بايد با آمريکا کنار بيايند، يا بايد بهطور دائم فشارهاي آمريکا و مشکلات ناشي از آن را تحمّل کنند؛ يکي از اين دو را ملّت ايران بايد انتخاب کند؛ اين چيزي است که آنها ميخواهند.
سناريوي دشمن؛ تبعيت از آمريکا، به مثابه تنها راه تامين ثبات و امنيت در ايران
درست توجّه کنيد تا من توضيح بدهم؛ من حرف طرف مقابل را بگويم، بعد آنچه را اقتضاي حق و حقيقت است بيان کنم. حرف طرف مقابل يعني همان دستگاه تبليغاتي و فکرساز و جريانساز، اين است که ميگويد ايران داراي ظرفيتهاي فراوان اقتصادي است و هدف از توافق هستهاي اين بود که کشور ايران بتواند از اين ظرفيتها استفاده کند؛ خب، اين توافق انجام گرفت لکن اين توافق کافي نيست و مسائل ديگري هم هست که در آنها هم بايستي ملّت ايران، دولت ايران، مسئولين ايران تصميم بگيرند و اقدام بکنند؛ مثلاً فرض بفرماييد امروز در منطقهي غرب آسيا - يعني همين منطقهاي که غربيها به آن ميگويند خاورميانه - جنجالها و آشفتگيهاي بسياري هست؛ خب، اين مشکل براي کلّ منطقه است و اگر ميخواهيد کشور شما از اين مشکل نجات پيدا کند، بايد سعي کنيد اين جنجالها فرو بنشيند. چهکار کنيم؟ با آمريکا همکاري کنيم، همفکري کنيم، جلسه کنيم، بنشينيم، گفتگو کنيم و يک مدلي را طبق ميل آمريکاييها يا طبق توافق آمريکاييها انتخاب کنيم؛ يکي ديگر هم اين است.
تنازل از آرمانها و ارزشها، لازمه توافق و همراهي آمريکا با ايران
يا ما مشکلات ديگري داريم، اختلافات زيادي با آمريکا داريم، اين اختلافات را بايد حل کنيم، اين اختلافات بايستي تمام بشود؛ حالا در حلّ اين اختلافات، فرض بفرماييد که ملّت ايران مجبور باشد از اصول خود صرفنظر کند، از خطّقرمزهاي خود هم صرفنظر کند، بکند؛ طرف مقابل از اصول خود و ارزشهاي خود تنازل نميکند لکن اگر لازم شد، ما بايد تنازل کنيم تا مشکلات را برطرف کنيم؛ تا درنتيجه کشور بتواند از ظرفيتهاي خود استفاده کند و مثلاً به يک اقتصاد برجستهاي مبدّل بشود. حرفشان اين است.
برجام ۲ و ۳ و ... راهکار آمريکايي رفع مشکلات ايران!
بنابراين در قضيهي هستهاي توافق شد و اسم اين را گذاشتيم «برجام»؛ برجام ديگري در قضاياي منطقه، برجام ديگري در قضاياي قانون اساسي کشور؛ برجام ۲ و ۳ و ۴ و اليغيرذلک بايستي بهوجود بيايد تا ما بتوانيم راحت زندگي کنيم.
زياده خواهي آمريکا حد يقف ندارد و تا استحاله و سرنگوني جمهوري اسلامي پيش ميرود
البتّه قضيه به اينجاها ختم نميشود؛ معناي آنچه در آن تحليل سياسي دشمن ادّعا ميشود، اين است که اگر ميل آمريکا است، جمهوري اسلامي حتّي از ابزارهاي دفاعي خود هم صرفِنظر کند. ميبينيد که بر روي مسئلهي موشکها چه جنجالي در دنيا به راه انداختهاند که چرا جمهوري اسلامي موشک دارد، چرا موشک دوربُرد دارد، چرا موشکهاي جمهوري اسلامي هدف را دقيق ميزنند و هدف قرار ميدهند، چرا آزمايش کرديد، چرا تمرين نظامي ميکنيد، و چرا و چرا و چرا. حالا آمريکاييها در منطقهي خليجفارس که چند هزار کيلومتر با کشور آنها فاصله دارد، هر چند وقت يک بار با يکي از کشورهاي منطقه رزمايش به راه مياندازند - درحاليکه آنها در اينجا هيچ مسئوليتي ندارند - [امّا] جمهوري اسلامي که در خانهي خود، در محيط خود و در حريم امنيت خود رزمايش ميکند، جنجال اينها بلند ميشود که چرا رزمايش کرديد، چرا اقدام کرديد، چرا نيروي دريايي شما يا نيروي هوايي شما اين اقدامها را کردند. معناي آن تحليل دشمن اين است که از همهي اينها بايستي صرفِنظر بکنيم. قضيه از اين هم بالاتر است؛ تدريجاً موضوع را به اين خواهند کشاند که اصلاً چرا نيروي قدس تشکيل شده است، چرا سپاه تشکيل شده، چرا سياستهاي داخلي جمهوري اسلامي طبق قانون اساسي، بايد با اسلام تطبيق داده بشود؛ مطلب به اينجاها ميرسد.
شما وقتي در مقابل دشمن، درحاليکه ميتوانيد ايستادگي کنيد - که بعداً عرض خواهم کرد - عقبنشيني کرديد، دشمن جلو ميآيد - دشمن متوقّف نميشود - و کمکم کار را به اينجا ميرسانند که اينکه شما ميگوييد دولت جمهوري اسلامي، مجلس شوراي اسلامي و قوّهي قضائيه بايد برطبقِ احکام اسلام و شريعت اسلامي باشد، اينها برخلاف آزادي است و ليبراليسم اينها را قبول ندارد؛ کمکم به اينجاها ميرسد. اگر عقبنشيني کرديم، عقبنشيني به اين نقطهها منتهي خواهد شد که [بگويند] شوراي نگهبان چه نقشي در جامعه دارد و چرا بايد شوراي نگهبان بهخاطر مخالفت با شرع قوانين را بردارد؟ حرف اينجا است. اين همان چيزي است که بنده بارها عرض کردهام که اين، تغيير سيرت جمهوري اسلامي است. ممکن است صورت جمهوري اسلامي محفوظ بماند امّا از محتواي خود به کلّي تهي بشود؛ دشمن اين را ميخواهد. بنابر اين تحليل دشمنخواسته و بنابراين تحليلي که آنها دارند در اذهان نخبگان و افکار عمومي ملّت تزريق ميکنند، اگر جمهوري اسلامي و ملّت ايران ميخواهد از شرّ آمريکا راحت بشود، بايد از محتواي جمهوري اسلامي دست بردارد، از اسلام دست بردارد، از مفاهيم اسلامي دست بردارد، از امنيت خود دست بردارد.
آمريکايي ها به وعده هاي خود در برجام عمل نکردند
آنچه در اين تحليل مفقود است و ناديده گرفته شده است، چند مطلب است که من به يکي از آنها اشاره ميکنم و آن اين است که در همين توافقي هم که ما با آمريکاييها در قضيهي پنج بعلاوهي يک و مسئلهي هستهاي کرديم، آمريکاييها به آنچه وعده داده بودند عمل نکردند و کاري را که بايد ميکردند انجام ندادند. بله، به تعبير وزير خارجهي محترم ما، روي کاغذ کارهايي را انجام دادند امّا از راههاي انحرافي متعدّد، جلوي تحقّق مقاصد جمهوري اسلامي را گرفتند. شما نگاه کنيد امروز در سرتاسر کشورهاي غربي و کساني که تحت تأثير آنها هستند، همچنان معاملات بانکي ما دچار مشکل است، بازگرداندن ثروتهاي ما در بانکهاي آنها دچار مشکل است، معاملات گوناگون تجارياي که احتياج به دخالت بانکها دارد دچار مشکل است؛ وقتي دنبال ميکنيم، تحقيق ميکنيم و ميگوييم چرا اينجور است، معلوم ميشود از آمريکاييها ميترسند. آمريکاييها گفتهاند که ما تحريمها را برميداريم و روي کاغذ هم برداشتند امّا از طرق ديگر جوري عمل ميکنند که اثر رفع تحريمها مطلقاً بهوجود نيايد و تحقّق پيدا نکند. بنابراين، کساني که اميد ميبندند به اينکه بنشينيم با آمريکا در فلان مسئله مذاکره کنيم و به يک نقطهي توافقي برسيم - يعني ما يک تعهّدي بکنيم، طرف مقابل هم يک تعهّدي بکند - از اين غفلت ميکنند که ما ناگزير بايد به همهي تعهّدهاي خود عمل کنيم [امّا] طرف مقابل با طُرق مختلف، با شيوههاي مختلف، با خدعه، با تقلّب سر باز ميزند و به تعهّدهايي که کرده است عمل نميکند. اين چيزي است که ما امروز در مقابل چشم خودمان داريم ميبينيم؛ يعني خسارت محض.
آمريکاي جنايتکار و سياست فريب ملت ايران با صدور پيام نوروزي
خب، من که ميگويم «دشمن»، مقصودم دولت آمريکا است؛ تعارف هم نميکنيم. البتّه آنها ميگويند که ما دشمن شما نيستيم، ما دوست [شما هستيم]. پيام نوروزي به مردم ما دادهاند و براي جوانهاي ما دلسوزي کردهاند؛ يا در کاخ سفيد سفرهي هفتسين پهن ميکنند! خب اينها بچّهگولزني است؛ کسي اينها را باور نميکند. از آنطرف تحريمها را حفظ ميکنند، از آنطرف وزارت خزانهداري آمريکا با طرقي که خودشان دارند و خودشان اقرار کردهاند، جوري عمل ميکند که شرکتهاي بزرگ، بنگاههاي بزرگ و بانکهاي بزرگ جرئت نکنند نزديک بيايند و با جمهوري اسلامي معامله کنند؛ از آنطرف اين کارها را ميکنند - تحريم ميکنند و تهديد ميکنند - که دشمني محض است، از آنطرف هم در کاخ سفيد سفرهي هفتسين پهن ميکنند يا در پيام عيد نوروز ميگويند ما براي جوانهاي ايراني دنبال اشتغال هستيم! خب، کسي اينها را باور نميکند. اينها ملّت ما را هنوز نشناختهاند؛ ملّت ايران را نشناختهاند. ملّت ايران ملّت فهيمي است، آگاه است، دشمنان خودش را ميشناسد، شيوههاي دشمني را هم ميشناسد. بله، ما با مردم آمريکا مشکلي نداريم؛ ما با هيچ ملّتي و با هيچ آحاد مردمي مشکل نداريم؛ ما با سياستها کار داريم، با سياستمدارها کار داريم؛ آنها دشمن هستند.
واقعيتهاي کنوني جمهوري اسلامي
۱- ظرفيتها و سرمايههاي فراواني کشور
من خلاصه کنم مطلب را که اساس آنچه ميخواستيم عرض بکنيم از دست نرود. واقعيتهايي وجود دارد: يک واقعيت عبارت است از ظرفيتهاي فراوان و سرمايههاي فراواني که در کشور ما وجود دارد؛ هم سرمايههاي طبيعي داريم، هم سرمايههاي انساني داريم، هم فرصتهاي بينالمللي داريم. امروز کشور ما بهخاطر اين سرمايهها ظرفيت پيشرفت فوقالعادهاي را در درون خود دارد. اين يک واقعيت. امروز جمهوري اسلامي به يک قدرت اثرگذار در سطح منطقه و در مواردي در سطح جهان تبديل شده است؛ اين يک واقعيتي است که وجود دارد. قدر خودمان را بدانيم، ارزش و اهمّيت خودمان را بدانيم، عظمت اين ملّت را بدانيم.
۲- دشمني صريح آمريکا با ملت ايران
دوّم [اينکه] آمريکا به دلايل واضحي با ما دشمن است؛ همينطور که عرض کرديم، مرادمان سياستمداران آمريکا و سياستهاي آمريکا است. در قضيهي برجام بدعهدي کردند و به تحريمهاي ديگري ما را تهديد کردند. همينطور که گفتم، وزير خزانهداري آمريکا بشدّت شبوروز مشغول کار است براي اينکه نگذارند که جمهوري اسلامي از نتايج برجام بهرهمند بشود. خب، اينها دشمني است. مرتّباً تهديد ميکنند و مرتّباً به تحريمهاي بيشتر تهديد ميکنند. انتخابات رياست جمهوري آمريکا هم چند ماه ديگر - هفت هشت ماه ديگر - شروع خواهد شد و تا نُه ماه ديگر اين دولت فعلي آمريکا عوض خواهد شد و هيچ تضميني وجود ندارد که اين دولتي که بعداً بهوجود خواهد آمد، همين تعهّدات اندکي را هم که اين دولت [فعلي] کرده است عمل بکند. الان نامزدهاي رياست جمهوري آمريکا در سخنرانيهاي انتخاباتيشان مسابقه گذاشتهاند در بدگويي به ايران؛ خب اين دشمني است ديگر؛ دشمني که شاخودم ندارد. وقتي ميگوييم آمريکا دشمن است، يک عدّهاي منزعج(۴) ميشوند که چرا ميگوييد دشمن؟ دشمن است؛ اينها دشمني است. اينهم يک واقعيت. (۵) توجّه کنيد، فراموش نکنيد که ما گفتهايم ملّت و دولت بايد همدل و همزبان باشند؛ اين را يادتان نرود. همه بايد کار کنند و به دولت بايد کمک کنند. اگر راهنمايياي هم دارند، راهنمايي را به دولت بکنند. بايد به دولت کمک کنند.
۳- محدوديت ظرفيتهاي دشمني دشمن: تبليغات، نفوذ، تحريم
واقعيت سوّم اين است که ابزارهاي دشمني اين دشمنِ بظاهر مقتدر نامحدود نيست؛ چند ابزار اساسي دارد که اينها ابزارهاي فعّال او است: يکي تبليغات است - ايرانهراسي -، يکي نفوذ است، يکي هم تحريم است. من دربارهي نفوذ، در اين چند ماه اخير مکرّر صحبت کردهام، تکرار نميکنم؛ دربارهي تبليغات هم بحث زياد است. ميخواهم راجع به تحريم صحبت کنم.
ايستادگي و اقتصاد مقاومتي؛ راه حل مقابله با تحريم
ما براي اينکه با تحريم مقابله کنيم چهکار بايد بکنيم؟ اوّلِ صحبت عرض کردم که يک دوراهياي را دشمن نشان ميدهد به ما؛ ميگويد يا بياييد تسليم آمريکا بشويد و هر چه او ميگويد گوش کنيد، يا فشار و تحريم ادامه پيدا ميکند؛ اين يک دوراهي است که گفتيم غلط و دروغ است، امّا يک دوراهي ديگري وجود دارد: يا بايستي مشکلات تحريم را تحمّل کنيم يا ايستادگي کنيم بهوسيلهي اقتصاد مقاومتي. (۶) خيلي خب، آمادگي شما خوب است، منتها براي اقتصاد مقاومتي، صِرف آمادگي کافي نيست؛ ما گفتيم «اقدام و عمل». البتّه دولت محترم در زمينهي اقتصاد مقاومتي کارهايي کردهاند؛ ما گفتيم يک ستاد فرماندهي تشکيل بدهيد براي اقتصاد مقاومتي، تشکيل دادند و معاون اوّل رئيس جمهور محترم را در رأس آن گذاشتند؛ کارهايي هم کردند، گزارشش را هم به من دادند که من امروز در پيام اوّل سال به ملّت عزيزمان اين را گفتم؛ منتها اينها کارهاي مقدّماتي است. به من گزارش دادهاند که بر اثر فعّاليتهايي که انجام گرفته است، تراز بازرگاني مثبت شده يعني صادرات غير نفتيمان از وارداتمان بيشتر است؛ خب، اين خبر بسيار خوبي است؛ يا اينکه مثلاً فرض بفرماييد واردات ما از سال گذشته کمتر شده است؛ اينها خبرهاي خوبي است، منتها اينها کفايت نميکند و کار با اينها تمام نميشود؛ کارهاي اساسي بايد انجام بگيرد.
اقدامات لازم براي تحقق اقتصاد مقاومتي
من چند کار را اينجا ذکر کردهام که اين کارها بايد در زمينهي «اقدام و عمل» انجام بگيرد.
۱- شناسايي فعّاليتها و زنجيرههاي اقتصادي مزيتدار کشور
اوّل مسئولين محترم دولتي بايد فعّاليتها و زنجيرههاي اقتصادي مزيتدار کشور را شناسايي کنند و بر آنها متمرکز بشوند؛ بعضي از فعّاليتهاي اقتصادي در کشور اولويت دارد، اهمّيت دارد، مثل مادر ميماند و از آن، بابهاي متعدّد اقتصادي و توليدي گشوده ميشود؛ روي آنها بايست تمرکز کنند؛ آنها را بايد شناسايي کنند و نقشهي راه را مشخّص کنند و تکليف همه را معلوم بکنند.
۲- زنده کردن توليد داخلي
دوّمين مسئله در اين «اقدام و عمل» اي که ما گفتيم بايد مورد توجّه قرار بگيرد، زنده کردن توليد داخلي است. آنطوري که به من گزارش کردهاند، امروز حدود شصت درصد از امکانات توليد ما معطّل است، تعطيل است؛ بعضيها به کمتر از ظرفيت کار ميکند، بعضيها کار نميکند؛ بايستي ما توليد را زنده کنيم، توليد را احياء کنيم. [البتّه اين]، راه دارد؛ اين راه را خيلي از اقتصاددانهاي متعهّد بلدند. من به مسئولين محترم دولتي مکرّر گفتهام اين منتقديني را که هستند بخواهيد، حرفهايشان را بشنويد؛ گاهي پيشنهادهاي خوبي دارند؛ ميتوان توليد را احياء کرد و در کشور به حرکت درآورد.
۳- خريدهاي خارجي، قدرت توليد داخلي ما را تضعيف نکند
کار سوّم اينکه ما بالاخره تجارت خارجي داريم، واردات داريم، به يک چيزهايي احتياج داريم که از خارج وارد کنيم، مجبوريم اينها را بخريم، اشکالي هم ندارد، لکن توجّه کنيم که اين خريدهاي ما، قدرت توليد داخلي ما را تضعيف نکند. فرض بفرماييد ما ميخواهيم مثلاً هواپيما وارد بکنيم يا خريداري بکنيم؛ به ما گفته ميشود - خود مسئولين دولتي ميگويند - که اگر چنانچه فلان درصد از اين قيمت را ما در صنايع داخلي هواپيما سرمايهگذاري کنيم، بيشتر از آنکه از خارج بخريم استفاده خواهيم کرد و توليد داخلي هم رشد پيدا ميکند. اينکه ما همهچيز را از خارج وارد کنيم و نگاه نکنيم که اين خريد ما، اين واردات ما چه بلايي سر توليد داخلي ميآورد خطا است؛ پس بنابراين در خريدها کاري کنيم که توليد داخلي تضعيف نشود.
۴- درست خرج کردن سرمايهها و منابع مالي کشور
چهارم؛ ما پولهايي داريم در خارج از کشور؛ [مثلاً] نفت فروختهايم، پولش را به ما ندادهاند. در قضيهي برجام بنا بر اين شد که اين پولها برگردد - البتّه اکثرش برنگشته، اغلبش برنگشته و دچار مشکل است؛ دست آمريکاييها را انسان مشاهده ميکند پشت اين [قضيه]؛ البتّه انگيزههاي ديگري هم وجود دارد، لکن بدجنسي بعضي از دستگاههاي آمريکايي موجب شده است که اين پولها برنگردد؛ لکن بالاخره برخواهد گشت - وقتيکه اين پولهاي موجود ما در خارج که حالا هر چند ده ميلياردي که هست برگشت، در مصارفي به کار نرود که اين پول هدر بشود. اين پولي است که وارد کشور ميشود، کشور نياز دارد و در درجهي اوّل مثلاً توليد است؛ مواظب باشند اين پولي که وارد ميشود، هدر نرود، از بين نرود، صَرف خريدهاي بيمورد، صَرف کارهاي بيجا، صرف اسرافها نشود؛ يعني مديريت منابع مالياي که از بانکها و مراکز خارجي به کشور وارد ميشود.
۵- دانشبنيان کردن بخشهاي حساس و مهم اقتصاد کشور
مسئلهي پنجم؛ بخشهايي در اقتصاد ما وجود دارد که مهم و داراي اهمّيت است؛ مثلاً بخش نفت و گاز يا بخش توليد موتور که براي خودرو، براي هواپيما، براي قطار، براي کشتي مورد استفاده است، اين بخشهاي حسّاس و مهم، دانشبنيان بشود. اينکه ما ميگوييم اقتصاد دانشبنيان [اين است]. جوانهاي ما، دانشمندان ما نشان دادهاند که ميتوانند نوآوري کنند، ميتوانند ما را از آن سطحي که در فنّاوري داريم بالاتر ببرند. خب، اين کار کوچکي است که موشک بُرد بلند را جوري تنظيم کنند که در دوهزار کيلومتري با انحراف دو متر يا پنج متر به هدف بخورد؟ خب آن مغزي که ميتواند اين کار را بکند، در موارد گوناگون ديگر هم ميتواند؛ مثلاً فرض کنيد که سطح موتور خودرو را با يک پيشرفتي بالا ببرد که فرض کنيم مصرفش کم بشود، يا موتور قطار را به فلان شکل بهوجود بياورد؛ ميتوانند. همين الان در کشور ما بنگاههاي اقتصادي و توليدياي وجود دارند که کارهايي که آنها انجام ميدهند و توليد ميکنند، يا از مشابه خارجياش بهتر است يا برابر آنها است؛ همين الان داريم؛ خب اينها را بايد تقويت کرد. پس بنابراين دانشبنيان شدنِ بخشهاي مهمّ اقتصاد داخلي، يکي از کارهايي است که در اقتصاد مقاومتي شرط است و بايستي انجام بگيرد.
۶- استفاده بهينه از عرصه هاي سرمايهگذاري شده در اقتصاد
ششم؛ ما در گذشته روي بعضي از بخشها سرمايهگذاري کردهايم؛ از آنها بهرهبرداري بشود و استفاده بشود. ما در زمينهي نيروگاهسازي در کشور سرمايهگذاري خوبي کرديم؛ در زمينهي پتروشيمي سرمايهگذاري خوبي کرديم. امروز کشور به نيروگاه احتياج دارد، کشورهاي ديگر هم به نيروگاه ارزاني که ما ميسازيم احتياج دارند. ما ديگر نرويم از بيرون نيروگاه بخريم وارد کنيم، يا افرادي بياوريم براي ما نيروگاه درست کنند. اين قسمتهايي که سرمايهگذاري شده است، برايش تلاش شده است و زحمت کشيده شده است، احياء بشود و از آنها استفاده بشود.
۷- مشروط کردن معاملات خارجي به انتقال فنّاوري
مطلب هفتم؛ در همهي معاملات خارجياي که ما انجام ميدهيم، انتقال فنّاوري را شرط کنيم. البتّه برادران ما در دولت به ما گفتند که ما اين کار را کرديم و ميکنيم؛ من تأکيد ميکنم و تکرار ميکنم براي اينکه غفلت نشود. فرض کنيد [اگر] يک وسيلهاي را يا يک شيء توليدي جديدي را ميخواهند بخرند، توليدشده را نخرند، [بلکه] آن شيء را با فنّاوري مخصوص خودش تهيه کنند و بياورند؛ فنّاوري را داخل کشور کنند. در قراردادها اين را بايد بشدّت مورد توجّه قرار بدهند.
۸- مبارزه جدي با فساد اقتصادي
مسئلهي هشتم؛ با فساد مبارزهي جدّي بشود، با ويژهخواري مبارزهي جدّي بشود، با قاچاق مبارزهي جدّي بشود؛ اينها دارد به اقتصاد کشور لطمه ميزند و ضررش را مردم ميبرند. اگر ما در مقابل آن مجموعهاي که فرض بفرماييد با زدوبستهايي در زمينهي مسائل اقتصادي ويژهخواري ميکنند، خودشان را از امتيازات ويژه برخوردار ميکنند و يا دچار فساد پولي و مالي و اقتصادي ميشوند، سهلانگاري کنيم، قطعاً کشور ضرر خواهد کرد؛ نبايد سهلانگاري بشود. البتّه در مقام بيان و در روزنامهها و جنجال و بخصوص با جهتگيريهاي سياسي، حرفهاي قشنگ خوبي زده ميشود امّا اينها فايدهاي ندارد. حالا يک مجرم اقتصادي را مثلاً فرض کنيم دستگير کردند، روزنامهها دربارهاش بنويسند و عکس و تفصيلات و کارهايي مانند اينها را با اهداف جناحي و سياسي بکنند، اينها فايدهاي ندارد؛ دو صد گفته چون نيم کردار نيست. بايد جلوي آن فسادي را که امروز ممکن است پيش بيايد بگيرند و مانع فساد بشوند. قاچاق همين جور است؛ مانع قاچاق [بشوند]. بايد با قاچاق، بهمعناي واقعي کلمه مبارزه کنند.
۹- بهرهوري از انرژي
مطلب بعدي بهرهوري از انرژي [است]. من يکوقتي هم اينجا در يکي از همين سخنرانيهاي اوّل سال، چند سال قبل از اين، اين را گفتم(۷) که ادّعا ميشود و گفته ميشود که اگر ما بتوانيم بهرهوري انرژي را ارتقا بدهيم، بالا ببريم و صرفهجويي کنيم، صد ميليارد دلار صرفهجويي خواهد شد؛ مبلغ کمي نيست، مبلغ زيادي است؛ اين را جدّي بگيرند. اينهمه کارهاي گوناگون دارد در اين مملکت انجام ميگيرد، بعضيهايش غير لازم، بعضيهايش مضر؛ خب کار را در اينجور بخشها متمرکز کنند. اين شد «اقدام و عمل»؛ اقدام يعني اين چيزها - البتّه شنيدم اين، مصوبّهي مجلس هم هست؛ ارتقاي بهرهبرداري از انرژي، مصوبّهي مجلس شوراي اسلامي است - واقعاً بررسي کنند که اگرچنانچه يک چنين چيزي وجود دارد، بايد روي اين متمرکز بشوند و کار کنند.
۱۰- نگاه ويژه به صنايع متوسّط و کوچک
و [مطلب] دهم؛ به صنايع متوسّط و کوچک نگاه ويژه بکنند. الان چندين هزار کارگاه و کارخانهي متوسّط و کوچک در کشور هست؛ اگرچنانچه اين آماري که به من دادهاند و بنده گفتم که شصت درصد از اينها الان دچار بيکاري و تعطيل هستند درست باشد، خسارت است. آن چيزي که در متن جامعه اشتغال ايجاد ميکند، تحرّک ايجاد ميکند و طبقات پايين را بهرهمند ميکند، همين صنايع کوچک و متوسّط است؛ اينها را تقويت کنند و پيش ببرند.
خب، اين ده نقطهي کار که اگرچنانچه اقدام و عمل بخواهد انجام بگيرد براي اقتصاد مقاومتي، اين ده کار ميتواند انجام بگيرد. البتّه کارهاي ديگري هم ميشود انجام داد که مسئولين نگاه ميکنند و بررسي ميکنند. بنده ده مورد را اينجوري پيشنهاد ميکنم. اين ميشود جريان انقلاب، اين ميشود حرکت انقلابي در کشور، اين ميشود اقتصاد مقاومتياي که کشور را نجات خواهد داد. اگر اين کارها را بکنيم، ما ميتوانيم در مقابل آمريکا بِايستيم و تحريمهاي او در ما اثر نکند. ما احتياج نداريم از ارزشهاي خودمان، از خطوط قرمز خودمان، از اصول خودمان صرفِنظر کنيم تا آمريکا نتواند ما را تحريم بکند؛ ما با دنبال کردنِ همين سياست اقتصاد مقاومتي، بهمعناي عملي مسئله و اقدام عملي موضوع، ميتوانيم کشور را مصونيتسازي کنيم؛ ميتوانيم مصونيت بدهيم کشور را تا ديگر در مقابل تحريم به خودمان نلرزيم که ما را تحريم خواهند کرد. خب تحريم بکند؛ اگر اقتصاد مقاومتي شد، تحريم دشمن تأثير قابل توجّهي نخواهد کرد. اين ميشود حرکت انقلابي و حرکت مؤمني. آنوقت اگر ما اين کارها را کرديم، مسئولين محترم دولتي آخر سال ۹۵ ميتوانند بيايند گزارش بدهند که ما اين چند هزار کارگاه و کارخانه و مزرعه و دامداري و امثال اينها را احياء کرديم. ميتوانند بيايند اينها را بگويند؛ ميتوانند به مردم گزارش بدهند، مردم هم ببينند و حس کنند. وقتي مردم حس کردند، آنوقت اعتماد و اطمينان پيدا ميکنند.
و البتّه بايد مردم کمک کنند. من به شما عرض بکنم که مردم - چه افراد سياسي، چه افراد اقتصادي، چه آحاد مردم - بايد به دولت کمک کنند، به مسئولين کشور کمک کنند. اين کار البتّه فقط هم کار دولت نيست؛ هر سه قوّه بايد با يکديگر همکاري کنند تا کار پيش برود؛ و مردم هم بايد کمک کنند به اينها؛ اين کمک لازم است و جدّيت مسئولين بخصوص قوّهي مجريه هم لازم است. اگر بتوانيم اين حرکت را راه بيندازيم، عرض کرديم که اين جريان، جريان انقلابي است و هم سرعت خواهد داشت، هم موفّقيت خواهد داشت. ما در هرجايي که کار انقلابي کرديم، اينها را داريم. ببينيد! کاري که شهداي هستهاي ما در زمينههاي هستهاي که بسيار هم حسّاس است پيشاهنگش بودند، کاري که شهيد طهرانيمقدّم پيشاهنگش بود، کاري که شهيد کاظمي(۸) در زمينهي سلّولهاي بنيادي پيشاهنگش بود، کارهاي بسيار بزرگي است. در زمينههاي فرهنگي [هم] کاري که شهيد آويني پيشاهنگش بود و در اين اواخر [هم] مرحوم سلحشور - که اينها پيشروان کار انقلابي در اين کشورند - اينها را بايد ترويج کرد، اينها را بايد تقدير کرد و نام اينها را بايد گرامي داشت. کار انقلابي اين است. اينکه من بارها تکرار ميکنم که نيروهاي انقلابي را و نيروهاي حزباللّهي را بايد گرامي بداريم و بايد نگه بداريم، بهخاطر اين است؛ کار وقتي با روحيهي انقلابي شد، پيشرفت خواهد کرد.